چنانچه احمد خان ابدالي در سال 1747 میلادی در مزار شیرسرخ قندهار، ازین پدیده قرونوسطایی استفادهکرده و به کمک روحانی مشکوکی به اسم صابر شاه کابلی و تعدادی از ریش سفیدان اقوام سدوزایی، پوپلزایی، نورزایی، غلزایی و انگشتشمار ریشسفیدانی از اقوام دیگر، پایههای حاکمیتاش را توسط همین لویجرگه استحكام بخشيد . اتفاقا امیر عبدالرحمن جابر در کتاب تاج التواریخ صفحات 465 – 466 ماهیت لویجرگه شیرسرخ در قندهار را كه منجر به زعامت احمدخان دراني گرديد، چنین افشاکرده است : " بعد از مشاجره و مذاكرهي بسيار رأي شان به هيچ يكي قرار نگرفت، ولي شخص مقدسي، صابرشاه نام خوشه گندمي را در دست گرفته آن را به سر احمدخان گذاشت و گفت ديگر لازم نيست شماها بين خود تان نزاع نماييد.... بعد از اتفاق دراين باب، همهي آن ها علف سبز به دهان خود گرفتند و اين علامت آن بوده؛ يعني همهي ما مواشي و حيوان باركش شما مي باشيم و پارچهي را هم به شكل ريسمان به گردن خود انداخته به جهت علامت اين كه ما حاضريم از شما پيروي نماييم و به اين قسم به او بيعت كردند و اختيار حيات و ممات خود را به دست او دادند."
حالا در قرن بیست و یکم آقای حامد کرزی و تیم اتنوسنتریست ایشان نیز تلاش دارند همان روش حکام مستبد گذشته را اقتباسکرده و از سلاح زنگارگرفته و قرون وسطایی لویجرگه ای به اصطلاح عنعنوی که در طول تاریخ سیاه استبداد قبیلوی، تضمین کنندۀ حاکمیتهای مستبد و تثبیتکننده مناسباتقبیلوی در کشور ما بودهاست، غرض به چالشکشیدن پارلمان کشور و به نفع و دوام حاکمیتریاستی و متمرکز فعلی، کارگیرند . شرمآورترین بخش این درامه مضحک اینجاست که سیاستمداران تمامیتخواه قبیلوی حتی در شرایطکنونی دنیای مدرن و عصر جهانیشدن، متوسل به بازی کهنه، زنگ زده و مندرس لویجرگه شدهاند . تا ازین روش انحرافی، قاعدهبازی دموکراتیک را که ضمانتکننده حقوقشهروندی در کشور میباشد به چالش کشیده و ازین طریق تعدادی از فسیلشده های مرتجع قرونوسطا را جهت تحکیم پایههای حاکمیت قبیلویاش در خیمهی که نماد واپسگراییقبیلوی در عصرجدید میباشد، دورهم جمعکرده و حاکمیت مناسبات قبیلهسالاری را ولو برای چند روزی محدود، ضمانت دوامبخشند.
آقای کرزی و شیونیستهای دوروبرش با تضعیف پارلمان و نقض مکرر قانوناساسی، همواره تلاش ورزیده تا ساختارهای متحجر قبیلوی را در برابر ساختارهای مدنی و قانونی علم کرده و در نهایت مانع رشد مناسبات دموکراسی و مردمسالاری در کشور شدهاند . آنان برخلاف قانوناساسی افغانستان، جرگه غیرقانونی به اصطلاح عنعنوی را که در دوران حاکمیت های تکمحور تدویر مییافت، با همان ترکیب و ساختار ارتجاعی گذشته راهاندازی میکنند تا روند دموکراسی و قانونمداری در کشور را به چالش کشیده و بر عمر حاکمیتقبیلوی در حال اختضارش چند صباحی بیافزایند .
از گفته های آقای کرزی در کنفرانس خبری شان معلوم میشود که ایشان میخواهد لویجرگه عنعنوی را دایر نماید و مثال هم جرگهصلح را آوردهاند. ولی باید توجهداشت که بعد ازتصویب قانوناساسی جدید، فقط لویجرگه قانونی به رسمیت شناخته شده و اعضا و حالاتی که لویجرگه قانونی باید دایرشود نیز تعیین و مشخص گردیدهاست. چیزی بنام جرگهعنعنوی در قانوناساسی افغانستان اصلا وجود ندارد و اگر ساخته هم شود از نظر قانون، مشروعیت نخواهدداشت . زیرا جرگهعنعنوی نه در صلاحیت رییس جمهور است و نه در قانوناساسی کشور جایگاهی برای آن تعریف شدهاست و اکثر قریب به اتفاق شرکتکنندگان درین مجلسفرمایشی، شامل نهادهای نمایندگی مردم افغانستان نمیباشند. در عوض، طبق ماده هشتاد و يکم قانوناساسی افغانستان، پارلمان که از قاطبه ملت نمايندگي مي کند، به حيث عالیترین ارگانتقنینی و مظهر ارادهمردم به حساب میاید . اصلا در کشوری که پارلمان وجود داشته و نمایندگان مردم با رای و اراده مردم به پارلمان راه یافته اند، تشکیل لویجرگه عنعنوی یک صیغه مندرآوردی است که فقط و فقط سنت قبیلوی را ضمانت دوام میبخشد .
رئیس جمهور کرزی و تیم تمامیت خواه ایشان از نگاه قانونی، حتی قادرنیستند تا لویجرگه قانونی را برگزار کنند چه رسد به لویجرگه عنعنوی که اصلا جایگاهی در قانوناساسی افغانستان ندارد . در فصل ششم قانوناساسی افغانستان اعضای لویجرگه قانونی متشکل از اعضای شورایملی، روسای شوراهایولایات و ولسوالیها، وزرا، رئيس و اعضای سترهمحکمه و لویسارنوالی میباشند . اما چالش عمده فراروی برگزاری لویجرگه قانونی اینست که در شرایط فعلی شوراهایولسوالی ها اصلا تشکیل نگردیده اند و ما پدیده ای بنام شوراهایولسوالی ها نداریم . این بدین معنی است که اولا ٣٦٤ تن نمایندگان شوراهایولسوالی ها که طبق قانوناساسی از اعضای لویجرگه محسوب میگردند، اصلا وجود خارجی ندارند. دوما رییس قوه قضاییه و لویسارنوال افغانستان در پی تنشها بر سر محکمه ویژه انتخاباتی فقط با دو رای ممتنع و یک رای مخالف با اکثریت آرا از طرف پارلمان کشور سلب صلاحیت شدند و قطعا صلاحیت شرکت در لویجرگه قانونی را ندارند.
اما علیرغم دلایلبالا، قرار است آقای کرزی لویجرگه غیرقانونی به اصطلاح عنعنوی را به منظور بررسی همکاریهای استراتژیک افغانستان با ایالات متحده امریکا برگزارکند . همه بر این امر آگاهند که نمایندگانسیاسی افغانستان و ایالات متحده امریکا حداقل از دوسال به این طرف روی پیماناستراتیزیک بحث کرده بحثکرده و در واقع هفتاد درصد کار امضای پیماناستراتیزیک میان افغانستان و امریکا تمام شده است . بناء این لویجرگه عنعنوی که هیچ مشروعیت قانونی ندارد، در ارتباط امضای پیماناستراتیزیک بین امریکا و افغانستان، صرف یک نقش نمادین و تشریفاتی دارد و بس .
رهبران ایالات متحده امریکا باید بداند که این جرگه به اصطلاح عنعنوی، اصلا مبنای قانونی نداشته و هیچ ماده ی از قانوناساسی ، موجودیت لویجرگه عنعنوی را به رسمیت نشناختهاست. طبعا یک جرگه غیرقانونی صلاحیت تصمیمگیری بر سر موضوعی چون ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان را نداشته و هر فیصله آن قطعا فاقد ضمانت اجرایی بوده و مردم افغانستان در قبال فیصله های یک نهاد غیرقانونی هیچگونه تعهدی را متقبل نخواهدشد .
صلاحیت تصمیمگیری در بارهی ایجاد پایگاه دایمی نظامی آمریکا در افغانستان و بستن پیمان راهبردی با آمریکا، فقط و فقط از صلاحیت نمایندگان منتخب مردم در پارلمان میباشد که آنان قانونا حقدارند تا در مورد عقد پیماناستراتیزیک و ایجاد پایگاه نظامی با یک کشورخارجی، تصمیم بگیرند. زیرا در قانوناساسی افغانستان، از آنجائیکه اعضای پارلمان با رایمستقیم مردم و به نمایندگی از مردم انتخاب گردیدهاند، بعنوان مرجع و مظهر ارادهملت معرفی گردیده که بر علاوه قانون گذاری، صلاحیت نظارت بر اعمال قوهاجراییه، حق تصمیم در ارتباط سیاستهای کلان و راهبردی، تعدیل قانوناساسی و جلوگیری از بروز جلوه های جلوههای استبداد، اقتدارگرائی و اتنوسنتریسم را نیز دارند .
نظرات
12 دیدگاهلوی جرگه عنعنوی یا نماد واپسگرایی قبیلوی
از یک جهت توافق روی مصئونیت قضایی سربازان آمریکایی در افغانستان میان رئیس جمهور کرزی و آقای اوبا نقض صریح قانون اساسی این کشور است که وثیقه ی ملی مردم میباشد و پاگذاشتن روی منافع ملی و عقیدتی مردم افغانستان میباشد . در کدام کشور خارجی افغانی ها حق مصئونیت قضایی دارند؟ از نزدیک ترین همسایه های این کشور شروع تا دور ترین قاره دنیا . معلوم نیست این اصل در کدام اصول قوانین دنیا است؟!
از جهت دیگر این جرگه با این مصارف هنگفت چه معنی داشت ؟ جناب رئیس جمهور چه بخواهد چه نخواهد اوبا لگامی که به دهانش انداخته هرسو بخواهد میبرد چه نیاز بود این همه مصارف گزاف ؟! و چه نیاز بود این همه وحشی و درنده را گرد هم جمع کرده خدا کند تا آخرین لحظه این درندگان همدیگر خود را نخورند .
لوی جرگه عنعنوی یا نماد واپسگرایی قبیلوی
بادرود و سلام خدمت تمام دست اندرکاران کابل پرس?!
تدویرلویه جرگه ها در افغانستان از یک امربومی به یک امر سیاسی مبدل گردیده است، سیاست مداران و حاکمان افغانستان خیلی از این روند سود می برند.
شما اگر تاریخ معاصر افغانستان را یکبار ورق بزنید میدانید که جرگه های که درگذشته ها دایرگردیده کدام درد مردم را دوا کرده است؛ بدون شک یک وسیله و ابزار خوبی برای مشروعیت بخشیدن کارهای غیرقانونی ریس جمهور افغانستان بوده است. پس بنا براین تدویرکردن چنین جرگه ها به جز توجیه کردن کارهای غیرقانونی و غیرمنطقی روسا چیزی دیگری از آن ساخته نگردیده و درآینده هم نمی گردد.
باتشکر