این روز ها بازار قوم گرایی اوغان گرم تر از هر زمان دیگریست, کسانی را سراغ داریم که در شخصیت تراشی چهره های قومی دلخواه شان زبده شده اند تا مرحم گذاشتن به زخم های مردم , اعمار مجدد جامعه از هم پاشیده ما ,ابادی دوباره اثرات و تخریب جنگ ها و مداوای مظالم گوناگون...
یکی ازانهایکه که تحت تاثیر هم تباری های معلوم الحال اش از قضیه داکتر نجیب اله فقید پراهن عثمان ساخته وخاتمه حاکمیت نجیب را ختم حاکمیت اوغانی فکر و از همرزمان دیروزی به خصوص انانیکه نسبت قبیله ندارند و به خاطر زنده ماندن خود و رفقای شان " چون رهبران اوغانی حاکمیت که بدامان ایتلاف جنوبی و شرقی پناه برده بودند" به ایتلاف شمال نزدیک و همکاری کرده اند می خواهد انتقام بکشد .
خوانده عزیز سخن از جنرال محمد اسحاق توخی یست جنرالیکه بیشتردنبال قوم و قبیله ست ,جنرال یکه جنرالی را در بزم داغ مبارزه نه بلکه از دفتر گرم ونرم و لطف رهبر کمایی کرده است ,توخی که از جنرالان عقب جبهه بوده و هران در برابرخطر و تهدید کوچکی ضربان قلب شان بیشتر و بیشتر میشد , تصور زندگی در کنار اب های گرم ونرم و جدا شدن از قطار همرزمانیکه با انان تعهدی داشت و ترس بیش از حد از مجاهدین باعث شد تا چند سال خود وخانواده اش را زندانی دفتر ملل نمایند در حالیکه هیچ گونه خطری متوجه او نبود حتا در زمان مجاهدین او جپسر و برادر داکتر نجیب اله هر ان از انجا خارج شده میتوانستند , شاید خود حضور اش را در دفتر ملل از ناحیه مهم بودن و یا وفاداری به داکتر نجیب اله عنوان بکند ولی حقیقت عکس هر دو نظریه را ثابت کرده است زیرا همه میدانیم که قبله افکار و رفیق زور های دشوار اش را بدست جلادان تسلیم و خود معجزه اسا از چنگال فرشته های مرگ رسته و بدون نفس تازه کردن تا پاکستان, هندوستان واروپا دویده است ,تازه نجیب وبرادراش را قاتلان از دفتر ملل خارج نموده بودند که جان شیرین و خطری بیشتری از ناحیه طالبان و ای اس ای وی را مجبور نمود تا در ان نیمه های شب از دیوار بالا رفته و پا به فرار نهند , معلوم نیست چطور از سرنوشت نجیب و برادراش با خبر شد تا انجا را ترک گویند ؟ درانشب حقیقتا در داخل دفتر اسکاپ چه واقع شد!!! چونکه بیان هر لحظه و هر ثانیه انشب مهم است باید همه انرا بدانندو دقیق بررسی شود!! , توخی کجا تشریف داشت چه دیدو چه شنید ؟ چگونه از انجا خارج شد کجا رفت ؟ اما بر عکس این مسایل بیان وچگونگی , فرار اولی و دومی اش اینک جنابشان درجهت وزش باد واستفاده سیاسی و شخصی و قومی در توصیف و تمجید و شخصیت سیاسی و اسلامی و ملا بودن داکتر صاحب و مصالحه اجباری و اسلامی اش مصروف و چند من کاغذ سیاه میکنند .
جالب تر از همه ان اینکه : قبل از فرار موفقیت امیز دومش اش, ترس و دلهره او را واداشت تا از داخل دفتر ملل متحد غرض سلامت خود و خانواده اش با جنبش شمال وشوارا نظار روابط بر قرار و خیانت بزرگی را در حق ولی نعمیت اش که در زمان ریاست خاد و ریاست جمهوری هر ان در رکاب و از لطف بیکران پیشوا بهره میمبرد روا بدارند , دیدیم که ترس بیش از حد و ارج گذاشتن به خود و خانواده اش باعث شده بود تا جناب شان انجا تشریف داشته باشند با در نظر داشت همین مسایل زیرکانه با با دو گروه متذکره تامین ارتباط و یاداشت های داکتر و مفکوره و نظریاتش را به اختیار انان میگذاشت باری صحبت چند بلند پایه های شورای نظار را شنیدم که به ان دیگری میگفت " توخی گفته است که داکتر با من در باره " موضوع .... صحبت میکرد و دران مورد این طور نظر داشت ... " من موضوع را با امر صاحب مسعود در میان گذاشتم مسعود چند روز بعد مرا احضار و گفت حقیقتا داکتر درست فکر کرده و افرین بر شما که توخی را انجا دارید کوشش کنید که گپ های توخی را بزمین نگذارید !!!
قابل یاد اوریست که در رابطه مفقود شدن یاداشتها و قهر و غصه داکتر صاحب شهید در دفتر ملل متحد ما همه گپ ها و آوازه های را شنیده ایم!!
زمانیکه توخی صاحب ریس دفتر ریاست خاد بود بر طبق عادت همیشگی به اقارب نزدیک و بستگانش بیشتر توجه مبذول می داشت از قبیل پرزه دادن ,گوشزد کردن و تلیفون کشیدن به مقامات دیگر در رابطه بعضی اوقات خود استین را در این راه خیر بالا میزدند ... یکی از انان که مورد لطف و شفقت توخی قرار گرفته بود نور علم فرزند مشک عالم با "سواد پائین تر" از سطح ابتدایی از اقارب نزدیک ( شاید خواهرزاده اش ) شان که معتمد مالی قرارگاه ریاست عمومی تعین و پدر او یعنی مشک عالم پیر و فرسوده را باغبان قصر مقرر نموده بودند ........
این نور علم خان بیسواد و بد بو و بی نظافت الی سقوط داکتر نجیب در انجا اجرا وظیفه مینمود ! با امدن شورا نظار از سبب قرابت اش با توخی از طریق داکتر عبدالرحمان شهید و قسیم فهیم استخدام و بوظیفه قبلی اش پا بر جا ماند, جنرال خان اقا ریس قبلی بلخ که در انزمان ظاهرا با شورا نظار همکاری مینموند او را به نفغ جنبش استخدام و به جنرالان جنبش نزدیک و نقل مجالس انان شد,وی حیثیت رابط توخی با فهیم , عبدالرحمان و احمد شاه مسعود و جنرالان جنبش چون فوزی , مجید روزی , خان اقا ,بابه جان .... را داشت .
از اثر توجه وگوش زد های توخی صاحب به مسوولین شورا نظار خواهر زاده دیگر اش بنام محمد عارف را که بعد ها شورا نظار وی را از پول بیت المال به حج فرستادند و به حاجی عارف مشهور شد را از بخش های وزارت دفاع به وزارت امنیت اورده و در کنار نورعلم در شعبه مالی منحیث محاسب نصب کردند , از این به بعد چونکه نورعلم شخصیت شده بود و مصرفیت هایش زیاد خود رابط جنبش را به عهده گرفته و حاجی عارف مذکور نقش رابط فهیم ومسعود با توخی را بازی مینمودند هر زمانیکه فهیم میخواست غیر مستقیم چیزی های از داکتر صاحب نجیب بشنود ازطریق عارف و جنرال توخی عمل مینمود گاهی هم که قصد ملاقات حضوری با داکتر را میداشت یکی دو روز قبل یا حتا در همان روز حاجی عارف را به دفتر ملل متحد می فرستادند , ظاهرا گاهی حین ورود فهیم به دفتر ملل یا اسکاپ حاجی عارف مذکور که انجا حضور میداشت بخاطر عدم سو ظن خود را الی خارج شدن فهیم به اشپزخانه و زیر خانه .. پنهان میکرد.
بر علاوه این ها نور علم و حاجی عارف... میلیون ها حتا چند میلیارد اوغانی را اختلاس و برای شان موتر ها وخانه های لوکس در چند ناحیه کابل از جمله مکروریانها خریداری و الی کودتا به ضم جمعیت و شورا نظار" گلبدین -دوستم -بابه مزاری" پا بر جا ومصروف غارت بیت المال یا با شاخی باد کردن پولهای باد اورده و عیاشی علنی بودند !!
بعد کودتا هر دو به پاکستان فرار و با یکجا شدن توخی در جمع شان همه به هالند پناه برده و اینک در اسایش عام و تام وخرچ کردن پوالهای غارت شده ملت میباشند جشن های عروسی و سالگره... بی مانند را برگذار مینمایند .
این نورعلم خان بر علاوه انکه یک اختلاس گر بی همتا , ارتباطی و تامین کننده مالی بعضی ها از جمله توخی صاحب , یکجا با" جنرال جان اقا لندنی " اکمال کننده جنس لطیف برای( !!!), جنرال خان اقا, جنرال فوزی .... نیز بودند.
این گل های خانواده توخی صاحب یا ا نتخاب بی همتا یش بسا ادم های شریف و مخالف شانرا نیز از وظایف سبکدوش و بد نام و فراری و حتا در چند مورد چند نفر را سر به نیست کردنند .
بعنوان حرف اخر:
این یک اتهام به توخی و خانواده اش نبوده کسانیکه اینچنین برداشت داشته باشند از قبل بجواب شان عرض شود :
خدا را شکر که جفسر زنده وحیات اند و مفقودی تعدادی از دست نویس ها و اسناد های داکتر و دیدو وادید بیش از حد نورعلم و حاجی عارف و پنهان شدن های انان را در انجا اگر که وجدان اش تا هنوز نمرده بود شاید تائید بکنند.
کسانیکه با جنرال حیات اله جپسر, مارشال فهیم , انجینر عارف , جنرال خان اقا , جنرال همایون فوزی, جنرال مجید روزی قوماندان قسیم جنگل باغ , سارنوال اکرام ...اشنایی دارند میتوانند موضوع را از انان پیگیری و جویا شوند .
نظرات
18 دیدگاهخیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
اقای خان جعلی صاحب! باز هم چتیات نویسی واضافه ګویی وبدنام ساختن رفقای همسنګر پرچمی خویش به دستور استخبارات خارجی ودښمنان قسم خورده افغانستان قلم در دست ګرفته است ، اقای خان درمورد جعلی بدون هویت شما موثق ترین ثبوت اول این است، که تمام نوشته های شما به هدایت ودستورمستقیم دشمنان اصلی افغانستان ترتیب ونشر میګردد. دوم- تما م نوشته های شما بدون هویت اصلی شما وبدون عکس وچهره اصلی تان میباشد. سوم— شما تاکنون به افغانستان واحد ویک پارچه معتقید نیستی همیشه سخن از نفرت وضد وحدت بین تمام ملت ها،اقوام وقبایل افغانستان به ګوش مردم افغانستان می رسانی.
اګر در واقعیت خودرا مرد ویا شخصیت سیاسی افغانی فکر مکنی ویاهم پرچمی صادق پس مانند سایر اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان ویا حزب وطن به نام مبارک اصلی خویش خود را ظاهر نما یئد،در غیر ان اګر هزار سال هم به اینګونه چتیات نویسی وقت خود را ضایع کنی کدام نتجه مثبت هر ګز ندارد بغیر از اینکه تا په های جاسوسی بالای تان افزوده ګردد
آنلاین : خان شخصیت ارتجاعی دارد
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
چمن گل خانه "جاوید ".
تحلیل های اوغانی کرده اید .
گل خان اکبری , توخی ...... عکس های شانرا نشر کرده تا از دیگران میخواهید!!! تنها من هستم که عکسم نشر نشده یا دیگران هم هستند .
ملا راکتی صاحب این بدنام سازی نیست حقیقت ثابت شده است !! چرا خون گرم شده اید , پکر کنم بخاطر توخی لوگری کابل نشین و موضوع هم گله یی بودن فشار تان وچت شده است .
باید صبر میکردی که توخی خان خود چه میگوید , کاسه از اش داغتر شده , اسما رابط نام های دستور دهنده و دستور گیرنده شواهد بیغرض ..... همه ذکر شده باید عقلی و منطقی جواب ارائه گردد ... نه قبیلوی ..
در یک مورد برداشت تان درست است ان اینکه دشمن قسم خورده اوغان و اوغانستان هستم نه از خراسان نامی و اریانان کهن و مردم سلحشور باایمان و فدا کار اش ترک مغل تاجک فارس بلوچ ....
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
اقای محترم به اسم جعلی خان!
ګلخان اکبری ،توخی ودیګران شهرت عام وعمومی نیک نام دارد ضرورت به انتشار عکس شان نه میباشد،اکثریت قاطع جامعه افغانی خصوصا اهل علم وفرهنګ با انها اشنایی کامل دارد کفایت نام شان می کند، وهر چیزی که نوشته کرده ویا ګفته است در رسانه ها بنام های اصلی خویش تحریر داشته است، مګرم به همچو شخصیت های بی هویت ،دورویه،مکار،فریب کار، ارتجاعی نویسنده تصادفی وتفرقه انداز مانند شما ایجاب مینما یېند تا درنوشته خویش اسم اصلی خویش به کاربرد ویا چهره اصلی خویش به مردم نشان دهید،میګویند که( دل شیر نداری عزم عشق مکن) شما که به این اندازه ترسو و بزدل هستی که از ترس نام اصلی خویش ګرفته نه میتوانی پس ار این نوشته های دروغین وچتیات نویسی هم دست بر دارید کدام نتجه ندارد بغیر از اینکه به هویت کاذب شما اضافه ګردد،اګر در حقیقت خودرا شخصیت سیاسی ویا نویسنده میدانی پس لطفا مانند سایر نویسنده ګان افغانی بنام مبارک اصلی خویش در رسانه ها ظاهر شوید.
آنلاین : خان شخصیت ارتجاعی دارد
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
مسلی خان جاوید .
گل خان اکبری سالها ریس خاد قندهار و ریس اداره ... خاد کابل که مصروف کار دربین قبایل انطرف دیورند بود . ایشان از شاگردان سلیمان لایق بود هر دو مشترکا پولهای ملت .. بورسهای تحصیلی کشور های پکت سویالیستی را به براران ماورا تان سرحد ویش میکردند , او زن اولش را طلاق با زن بد کاریی بیوه بنام فهیمه کشوری عروسی کرد , او که با اشپش های یکچارکه اش از دانشگاه جلال اباد به خاد امده بود نان خوردن خود را نداشت اما دو سه سال بعد ریاست کردن در ولایت مهم چون قندهار خانه لوکس در وزیر اکبر خان خرید خانه مکروریان ها را خو حق پدراش اکبر خان فکر میکرد , دوست و دوشمن به این باور اند که مرحوم گل خان فرد قبیلویی و از ریاست ها "دیری مجلس" جور کرده بود تنها و تنها به کوچی و غلجایی فکر میکرد چونکه از احمد زایی های کوچی فکتیا بود , دو اداره که او در ان ریاست کرده است چون تخم به کف دست برای هم معلوم شده است حلقه دور بر اش همه اعضا خانواده و خویش و تباراش ملیت ناقل اش همه و همه غلجایی , دیگ پخته شانزده هجده نفری از حق کارمندان و سربازان خاد از اشپزخانه خاد همه روزه سه وقته برای نازک بدن هایش برده میشد , از قندهاری ها ؛ از ازبک و هزاره .. نفرت عجیبی داشت , مانع ارتقا بسا انسان های کارکن و شریف میشد , ظاهرا پرچمی بود اما باطنا اوغان ملتی از حفیظ الله امین و گلبدین ... همیش بخوشی اما ظاهرا به کنایه یاد میکرد , او تا یکی دوسال قبل که مردار شد تجارت چای را در هندوستان پیش می برد این پول تجارت و خانه وزیر اکبر خان از کجا شده بود!! شاگرانش با طالبان یکجا بکابل داخل شدن و نجیب را کشتن نواز پکتیا وال کارمند خاد اما خلقی امینی و بعد ها از گروه تنی و حمیداله قندهاری (از مادر محمد زایی و پدر غلجایی جلال ابادی یا لغمانی )... که هر دور مقام های بالای در استخبارات ملا عمر و در رکاب ملا خاکستار را داشتند.
یگانه جنرال و ریس خاد ی بودند که خانه را در مکرویان طالبان از شر و فساد گرفته دوباره تسلیم پسر اش نمود میگویند که گلخان با اوغاملتی ها و پاکستانی هم همکاری میکرد تا طالب په کابل رسیده و سفر های مخفی به پاکستان داشته است همچنان از " را" سازمان استخباراتی هندوستان پوالهای کلانی را نیز بدست میاورد .
همچنان با جبار چرسی و همجنس باز که بعد ها جبار قهرمان شهرت یافت در مسایل تریاک دست داشت .
گلخان چرس میکشید , فوق العاده زیاد ودکا بالا میکرد , عیاش زن باز بود , از ان بچه باز های قبیله یی بود که "... "بچه را چون نصوار به دهانش میگذاشت , با روسها بسیار نزدیک بود .
زیر دستانش را توهین وتحقیر و بالای انها نام های عجیب و غریب میگذاشت بطور نمونه یکی از مدیرهای شنواری اش را سرور " سرور له دو" "سر ور سیاه " نام گذاشته بود کسی را "قاسم لوف" مدیر عینکی اش را اولیمر استاد, دیگری را گلا جان استاد, کسی را د قمر گل زوی ......
این شد نیک نامی ریس خاد هم تباری ات چونکه از تبار ات میباشد" به نام " "شریف "... عنوان زده میشود .
اما بیغرت دیگر تان توخی که در رابطه به عیال داری اش گپ های فراوانی وجود دارد و داکتر نجیب هم به قول برادراش از ان "کیر تو" های که ده سر شانه اش گرفته بود ...
این توخی تان نیز گله یی یست از کنار نام اش پیداشت او کدام شمشیر زن نبود بادیگار و سکرتر و یاور چه صفت داره که بدان افتخار شود , میشه از جمع تیر اوران عقب جبهه حسابش کرد,
بل خیانت اش از داخل ملل متحد با کج کلاه و چپایوف ارتباط تامین کرده بود .
رفیق خود را رها و به پاکستان پرار کرده ان هم چون دزد از بالای دیوار از قضا بگفته سلیمان لایق هر دو بار "ددیوال د سر نه " در حالیکه ملا نجیب میگفت مرده من هم نباید از پاکستان بگذرد .
دو نفر اقاربش چند میلیارد اوغانی یتیم و بیچاره لنگ و لاش بد بخت را اختلاس کرده و اینک در هالند در کنار اش .....
نامرد بی عقل نام اوغان و جاوید زمین تا اسمان فاصله دارد بگو در گذاشته بابر بودم اصیل کابلی بودم ...
خودت بمانند زن ها چادری سر میکنی نه دیگران , زن فروش من گفتم نامم خان است اصلی را خودم چون تخلص انهم در این اروپا انرا انتخاب کرده ام ... از زن فروشان تان که با انان چون کارمند عادی کار کرده ام پرس وپال کن که هویت من حقیقیست یا جعلی ادرس ان بیغرت اشپشی نصوار پک تان را خودم برایت میدهم "رحمت اله روان است که در سویدن سوسیال میخورد و با پول های ملت که از اختلاس انرا بدست اورده رمق حیات و بزنس میکند ."
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
محترم خان!
تاریخ به عقب نه میرود زمان خراسان واریانا کهن دیګر ګذاشته است ،این عصر بنام عصر نوین مسما میباشد! که هر ګز جریانات سابق را باخود اجازه نه میدهند ودر حال تکامل وحرکت است،ارمان خراسان واریانا کهن را رهبرمحبوب پرچمان ببرک کارمل باخود به دریای آمو برد،همچنان احمد شاه مسعود،وربانی این ارمان را با خود به جهنم بردند،ودیګران امثالهم همین ارمان را به شمول خودت باخود به جهنم خواهند بردند،تا یک افغان زنده است افغانستان ازاد ومستقیل برای همیشه پاینده وسربلند میباشد،مانند شما بزدلان هر ګز نه میتوانند که مانع افغانستان واحد ویک پارچه ګردد،شما که یک زمان در حزب دموکراتیک خلق افغانستان بخاطر سوسیالیزم وکمونیزم مبارزه کردی ومعلوم می شود که ازجمله بدنام ترین وارتجاعی ترین عضوه ان حزب بودی نه میدانم به کدام چشم وهمت ادعای خرسان ویا اریانا کهن دارید،میګویند ګوسفند که ازرمه خویش جداګردد بالاخره سرش قطع میګردد،معلوم می ګردد که شما به این حقیت پی برده ید به همی لحاظ هم تمام نوشته های تان به نام جعلی وان هم تنها در همین سایت نفرت وتفرقه نشر میګردد،شما درحزب محبوب خویش پرچم چی ګل به اب دادی که فعلا ادعا باطل خراسان ویا اریانا یی کهن دارید،حد اقل از ګذاشته های خویش خجالت بکش،وبه بیان نمودن ګنا ه وجرم دیګران جرم وګناه تان هرګز بخشیده نه می شود.
آنلاین : خان پرچمی دواتشه
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خان عزیز،معلوم است که نام تان نام اصلی نیست،زیرا بنده نیز مدت زیاد در مربوطات ریاست امنیت دولتی قندهار اززمان ګلخان اکبری الی سقوط رژیم وظیفه اجرا کرده ام ، ولی به این نام خان هیچکس در پرسونل ان دوران نه بوده، اګر این تخلص جدید شما است پس اګر ترس وحراس نداشته باشد لطفا در پهلوی تخلص جعلی تان نام اصلی شما نیز تذکر نما یېد که من به ګف های شما باور کنم،درغیر این ګف های شما از یک ادرس نا معلوم کدام اهمیت خاص نخواهند داشت،بدون اینکه فکر کنم که این ګونه سخن ها از کدام منبع دیګر استخباراتی بنام جعلی خان به نشر می رسد.به ګمان اغلب بخش از تبلغات رژیم اخوندی ایران میباشد،که بنام خان همیشه زمزمه میګردد ګاهی خراسان وګاهی ادعای اریانا سابق بجای افغانستان میخواهند.
دوم، اینکه ګفته است دروغګو حافیظه ندارد راست است،ګلخان اکبری یکی از جمله ريسان پرکار وفداکار ان زمان در وزارت امنیت دولتی بوده وبه نام شان تاریخ وزارت امنیت دولتی افتخار دارد، پرسونل فداکار تربیه کرده بود که از جمله همان پرسونل فعلا هم هسته مر کزی ریا ست امنیت ملی را تشکیل مید هند،دونفر از همان پرسونل فعلا به صفت ریسان ولایات بسیار عمده هلمند وقندهار ایفا وظیفه مینما یېد، به همین ترتیب مدیر تحقیق زمان ګلخان به نام ....فعلا به صفت معاون ریاست امنیت جلال اباد وظیفه اجرا میکند ،همچنان میخواهم معلومات شما را تکمیل نما ېم که محتر م تورن جنرال ګلخان اکبری تا فعلا الحمد الله زنده است وهمرا با فامیل شریف خویش در کشور هالند زنده ګی ابرو مندانه دارد وما نند شما ترسو هیچ ګاهی از نام جعلی استفاده نه می کند،همچنان محترم رحمت اله روان که یکی از مدیران برجسته باشعور دوران ګلخان اکبری،جنرال شمس الدین،جنرال تاج محمد در قندهار بوده صادقانه در بخش مبارزه علیه باندیتیزم مبارزه کرده که از تجارب شان فعلا هم در مبارزه علیه تروریستان والقاعده در کشور استفاده بعمل می اید ،وی از هیچکسی تر س حراس ندارد، ممکن خودی شما معلومات داشته باشد که فعلا در نویسنده ګی در سایر رسانه ها دست رس دارد وهر چیزی که نوشته می کند بنام اصلی خویش وادرس مشخص خویش نشر می کند،ازشما هم همین تقضا دارم که بنام اصلی خویش خود را به ما نشان دهید،که من در مورد نوشته های شما قضاوت ازاد کنم ان را تایېد ویا رد نما یئم .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
حضرت خان راکتی و مکتب سوز .
نامت را بنویس تا سیر وپودینه ات را بیرون بکشم .
من کجا گفتم تا روز که دختر فروشی بنام موتر وان ادراه هفت که معاون اول انجا بود (عبدالرجمان بی غیرت ) من انجا وظیفه داشتم .
دوم رفیق دیوانه را فرموش کردی گلخان اکبری گل محمد ویش رحمت اله نور حیدر گل حیدر "چرکوک " جلبل ...... همه از یک قماش بودند , هوتخیلی بیسواد مدیر امنیت قول اردو شمس الدین را علومی ریس نصب کرد ورنه مدیر یت نظامی قول اردو برایش زیاد بود چون که قول اردو پر ازگروپ های تخریب گر خلقی امینی و تر ه کی که با مجاهدین همکاری میکردند شده و گرو های اخوانی , و اخیرا گرو گلبدینی خاد نظامی نزدیک حرمسرا علومی را به محله جات برده بود ند , این همه کشف و گرفتاری از جانب خاد مللکی در انجا صورت میگرفت حتا خانه های ارضا ی جنسی در داخل قول اردو موجود بود این شد سوانح شمس الدین خان تان ,عبدالرحمان جان تان از سبب مرضیه ... دخترانش از جانب گلخان ارتقا داده شده شده بود , امر نقلیه اش از اوغانت تگاو زن ها را از جمله خواهر خانمش را مخفیانه برای گل خانت در ان زمان های که هنوز فهیمه جان "سفایی" انقلاب را پیدا نکرده بود می اورد او برای ریس بعدی برای بیسواد دزد گل محمد ویش نیز چنین میکرد .
ازتمام رهبری و مدیران گلخان یکنفر غیر اوغانی را نشان بدهد در کابل در قندهار !! در مقابل حلقه اوغانی و خانوادگی اش را حساب کنید انانی که در سقوط خوست نقش پحال داشتند از جمله بیغرتی بنام عبدالگل جلبل... که خانم دومش از پاچه میدادو از محله بدنام مزارشریف بود .
سندهمجنس گرایی گلخان = حفیظ اله محمد زی , اکبر مرده که بعد ها گروه عصمت مسلم او را کشت , خروش جان ..... میباشد .
سند مانع شدن ارتقا غیر اوغانها بسیار زیاد است همان سیاست های نادرست وتعصبانه و دکتاتورانه اش بود که کسانی داستان حقیقی زخمی شدنش , اختلاس , قوم گرایی اش .... را به داکتر صاحب اناهیتا , جنرال صاحب یعقوبی و رفیق نور و کشتمند رسانیدن که مانع گردیدند تا معین وزارت شود , از همین رو بود که یعقوبی راهمیشه هزاره عنوان میکرد در حالیکه او بیچاره هزاره نه از قزلباشان خلیفه احمد خان ملتانی بود پاکی و مسلکی بودنش ...برای همه ثابت .
همچنان معاون سیا سی لغمانی ترسو بزدل قوم گرایش زرنگ از ان انسان های پست و رزیل زمانه بود و فراری جنگ جلال اباد که تا پای ریسمان دار پیش برده شد.
اما نوکر ایران کسی اگر هزاره باشه یا شیعه شاید کم وتم چسپ نوکر ایران برایش برای چند روزی بچسپد اما نه این حقیر از سوی هم در تمام ریاست قندهار دو نفر فارسوان قندهاری و هزاره را پیدا نمی توانستی پس این چسپ های اوغانی ات را برای قوم مسلی پسند نوکر پاکستان عرب و انگریز ورور ات نگاه دار.
اما تاج محمد ریس با وجدان با دست پاک بدون تعصب برای مدتی کمی ریس انجا بودند که علومی دل باز ان بیچاره را سبکدوش و مدتی خانه نشین ساخت چند معاون مثل احمد هلمندی انسان های پاک و شریفی بودند ..
اگر کارمند قندهار بودی و از این مسایل چنینی بیخبر بودی بایدبرایت تاسف خورد چونکه از خر خران انجا تشریف داشته یی و یا چشمانت را قوم پرستی پرده کشیده بوده است و بدر استخبارات نمی خوردی ..
اما حضرت هم جنس باز ,دزد .... زابلی را کم و تم میشناختم که باید اکنون در سن شصت پنج هفتاد قرار داشتباشی از جانب حلقه گلخان اکبر خان ( رفیق و نور حیدر خان ) به زابل رانده و فکر کنم مدتی زندانی نیز بودند , اگر کدام حضرت دیگر هستی یا رحمت اله روان بگو تا بیشتر رویت را سیاه کنم .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
حضرت خان یکبار نوشته اکبر خان را مرور کنید چرا هر دو یک قسم نوشته و کیبور اش اوغانی پندک دارد !!
از اول میدانستم که این مجاهد کبیر قران خور خلقی ست نه جهادی که بنام های گونا گون پیام مگذاشت اینک از زیر دندکی ملی بر امد . خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
سلام به همه وسلام به خان محترم!
اینکه نام خان ,اصلی است ویا مستعار یک موضوع کاملا شخصی است ومربوط خودنویسنده میشود مهم این است دوستانیکه بالای خان اعتراض دارند غیر ازموضوع نام دیگر کدام موردی برای اعتراض شان وجود ندارد
من تمام نوشته ها وپیامها بشمول اصل مقاله را درمورد خیانت جنرال توخی با یار غارش دکتور نجیب الله راخواندم نویسنده بالای نقاطی انگشت گذاشته است که آقای توخی ویا طرفداران وی مجبور به پاسخگویی به آن نقاط میباشند اگر امروز پاسخ ارایه نگردد فردا نسلهای بعدی ازآقای توخی این پاسخ هارا میطلبند
بااحترام
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
سلام به ،خان
دوست عزیز من یکی از مطالعه کننده ګان نوشته های شما هستم و همیشه بسیار علاقه به نوشته های شما داشتم ،اینکه نام شما جعلی است این تعلق به خود شما دارد نه با دیګران،ولی به یک موضوع خیلی خفه شدم که شما هم عضوه خاد بدنام بودی ،یعنی اینکه شما که در دوران قدرت وحکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در خاد قندهار وظیفه اجرا کرده یی،حتمی وضروری شما هم مانند سایرین در وظایف شرکت کرده ید که علیه انسانیت وضد بشریت بوده ،سوال ما این است چر ان زمان از صفوف حزب پرچم ویا خاد جدا نه شدی؟،در ان صورت امروز تمام ادعای شما حقیقت میداشت وهیچ کس حق اعتراض بالای شما نه میکرد،فعلا خو طوری وانمود میګردد که شما با ګرګ یکجاه دنبه نوشی جان مکنی وباګوسفند ګریان مکنی،این موقف دورویه یی شما خوش من نه امد،بخا طر اینکه من تا کنون خبر نه بودم که شما هم در دستګاه جهانمی خاد در ولایت قندهار وظیفه اجرا کرده ید،زیرا کسانکه در خاد وظیف اجرا کرده از کارمندان پاین رتبه تا بلند رتبه دست های شان به خون مردم بیګناه سرخ است،اینکه یکی علیه دیګر شاهیدی جنایات میدهد در نادیده ګرفتن جنایت وجرم یک دیګر کدام تاثیر مثبت ندارد ونه هم کدام نوع امتیازات در بین مردم بدست می اورد،اینکه شما فعلا به اسم جعلی خان به شکل مخفی از کدام سراخ مش مانند ،علیه دیګران که تا دیروز رهبران تان یودند ومطابق هدایت ودستور شان وظایف انجام نموده ید وبه بوجی پول وامتیازات کمایی کرده ید این بخا طر جلوه دادن شخصیت خودت نسبت به حاکمان جدید قدرت چه در دا خل وچه در خارج میباشد ومردم بعد ازاین بالای نوشته های تان باور واعتبار ندارد،واین نوشته های تان در برابر دیګران ناشی از عقده بیجاه می داند. که این ګونه اعمال متاسفانه در وجود اکثریت اعضا حزب دموکراتیک خلق افغانستان خلقی وچه پرچمی نهفته است واز ابتدا برای شان به میراث ما نده است،خواهش دارم که این سایت وزین به نوشته های عقده امیز خوددیګربدنام نه سازید ومورد انضجار ونفرت ما خواننده ګان قرار نه دهید.
آنلاین : سلام به ،خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
به یار قدیم .. بهمن "خان یا جان" (چونکه نمیدانم از من بزرگ و یا کوچک هستید ) , به مزاری صاحب که از من پنج شش سالی بزرگتر اند و اینک خدمت جمشید جان بوجی بوجی سلام تقدیم است !!
دوست محترم از روز اول من خودم گفتم که عضو پرچم دنباله و کارمل صاحب ,از کارمندان پاین رتبه خاد بودم در قندهار و کابل انطرف سرحد نیز وطیفه اجرا کرده ام الی چند ماه طالبان نیز در کابل حاضر وظیفه بودم , من میتوانستم بمانند خلقی ها سور و زرغون دورغ بگویم خود راچون داکتر نجیب ملا معرفی و هویتم را پنهان کنم و بنام های رنگارنگ کاغذ سیاه کنم اما بر طبق عادت همیشگی خود از پشت کامپوترام نام و شغل قبلی و فعلی ام را بیان کردم اینکه شما متوجه موضوع نشده اید شاید انشاواملا نادرست من سبب این غلط فهمی شده باشد به هر رو .
دوست محترم تمام این جار و جنجال جنگ و دعوا تشکل احزاب چپی و راستی و کشت وخون چند دهه اخیر ریشه در نظام قبیله وی اوغانی دوصد وپنجاه ساله اله دست انگریز و پاکستان دارد اگر مسعود بود اگر سیاف, گلبدین, ربانی , تر ه کی , کارمل, باعث بدخشی ....................... بود همه برای خاتمه رنج های بیکران ملت , ترقی وعدالت و خاتمه نظام ظالمانه قبیلوی نوکر کمپنی شرقی علم مبارزه را بلند کرده بودند اینکه در این راه چقدر موفقیت را نصیب شدند کدام شرایط باعث شد تا مبارزه انان نتیجه کمتر و به مشکلات مواجه شود حتا به کشت و کشتار و بی قانونی منجر منجر گردد .. باید دقیق زیر زره بین قرار بگیرید کسی باید این کار را پیش ببرد که عالم و مسلکی باشد وجدان درست و بی طرف داشته باشد سیاه را سیاه سفید را سفید ببیند ...
برادر خاد وارث کشتار گاه اکسا تر ه کی و کام امین حتا مصونیت ملی ضبط احوالات شده بود کام واگسا مردم را به کوه ها بالا کردند چونکه از راه سرک مردم را بزندان و بند میکشانید ملا خان افراد با نفوذ قومی زمین دار و پولدار را میبردنند و میکشتند انان حتا به همرزمان خود پرچمی و شاخه تاجک و ازبک خلقی های خود رحم نمی کردند همه را میکشتند بدون محکمه و قاضی و باز رس هیچ کسی از زندان انان رها نشده مگر انانیکه خوش قسمت های زنده ماند بعد شش جدی زمان کارمل صاحب , اینرا پرچمی ها وتعداد از خلقی ها نیز پذیرفته اند این تبلیغ بر ضد خلقیها نیست این مظالم سیاهی پشانی همه ماست ...
اما خاد برادر خاد ماشین کشتار نبود من چندین بار به قندهار .. سفر های داشتم دوستانی انجا دارم در بین شورا نظار در داخل پنجشیر و شمالی و حتا در بین سیاف در پغمان در بین حرکت محسنی دوستانی دارم اما با کردار و رفتار گروه های شان موافق نیستم .
دوست محترم ما مجاهدین را , کسانی را که به ترور مردم دست میزدند را, مکتب را حریق و پایه و برج برق و پل بند را منفجر میکردند ... از هر گروه هر ملیت و تباری که میبودند اکثرا گرفتار و از طریق مستنطق باز رس قضا تعقیب عدلی میکردیم درست است که سوالهای در باره حقوق متهمین ملاقات ها بعضا تعداد بیشتر زندانیان در یک اتاق موضوع تشناب رفتن ...عدم دسترسی به وکیل مدافع وجو داشت و از جمله نواقص ما بود .
ما فرد بیگناه را زندانی نمی کردیم اگر افراد کمی در یک قضیه گرفتار میشد بعد چند وقت تشخیص داده میشد که بیگناست و یا دلیل کافی برای اثبات جرم موجود نیست دوباره رها میشدند کارمل صاحب شخصا به رعایت حقوق زندانی و تطبیق قانون تاکید مینمودند چند نفر در چند مورد که از صلاحیت وظیفوی سوه استفاده کرده را محکمه زندانی و از ارگان منفک کردند... اما این بدان معنا نیست که افراد بد بی شعور کم سواد بی تربیت در بین ما وجود نداشت کسانی بودند که کسی را شاید سیلی و مشتی زده باشد این مربوط میشود به خود ان شخص و امر نزدیکش بگونه مثال کسی با کلاشینکوف گرفتار میشد همین اسلحه گرم برای محکومیتش کافی بود پس چرا کسی قانون را بدست خود گرفته در جریان تحقیق او را فحش و ناسزا بگوید و چرا او را لت و کوب کنند تطبیق قانون عدالت است ولو که قانون ظالمانه باشد اما کسانیکه قانون را بدست خود میگرد انسانهای مریض و نادان و غیر مسلکی ... هستند...
برادر محترم ما دوسیه های زندانی ها و کسانی که رها و بی گناه شناخته شده اند و یا مجرم پنداشته شده است را حفظ و به اختیار مجاهدین با موتر و سلاح و چوکی و میز گذاشته بودیم قسمت عمده ان تا حالا موجود است کسانی هم که نزد ما زندانی بودند و اینک زنده وحیات مناصب جهادی دارند نگفته اند که مجاهد ...نبودیم همه مجاهد و ماویست ... بودن خود اعتراف دارند...
در مسیر راه مسکو -اروپا یک باز رس بخش ملکی یا جنایی زمان حاکمیت ما با ما همسفر بود در خانه مافیا و قاچاقبر از هر دری قصه میکردیم ایشان که خود عضو حزب ما و تحصیل یافته مسلکی بخش های حقوقی شوروی و از نظر سن یکنیم چند من بودند مرا نصحیت پدرانه میکرد گویا بخاطر پناهندگی در غرب نباید خود را خادیست معرفی کنم من در محضر همه مجاهد ,بیغرض وحزبی ... برایش گفتم نه هرگز از خادیست بودن و حزبی بودنم پشیمان نیستم اینجا اروپا است اگر که در برابر ملاعمر هم مرا استاد کنند باید از خود دفاع کنم دلیل منطقی باید بگویم ولو که طرف فیصله ظالمانه در حق من بکند ..
من با بلند پایه های شورا نظار و چند نفر مسلح سیافی و حزب اسلامی و حرکت محسنی.. در اوج قدرت شان بحث و از خود و ارگان ما دفاع منطقی کرده ام من برای انان گفتم که منکر گرفتاری و محکمه کردن مجاهدین .. نیستیم اگر در قضیه عمل غیر قانونی سوه استفاده رشوت دشنام لت و کوب و یا به زن و طفل مردم به چشم بد دیده باشیم باید در محضر قضا حاضر و از اعمال غیر قانونی خود جواب بگویم این گونه مسایل مسوولیت حزب نه بلکه از اعمال و کردار خود فرد سرچشمه میگرد ..
برادر من رفتار و کردار گروه ها چپی و راستی و دوره های نادری و ظاهر ی... را پیش چشم خودت میگذارم و به ان نمی پردازم کمی باید انسان جوانمردانه و وجدانی باید به مسایل بر خورد بکنند احساسات وتبلیغات دشمن کافر و مسلمان داخل و خارج کشور را یکطرف باید بگذارد کتاب های پاکستانی ها روسها غربی ها مجاهدین که در سالهای اخیر در باره سالهای اخیر وطن ما نوشته شده را باید بخوانید بعد قضاوت بفرماید ...
حرف اخر ما پرچمی ها اعمال خوب و بد مانرا می پذیریم بار هابه ضعف خود اشاره و از ملت و وطن در پاره از مسایل معذرت خواسته ایم حاضر هستیم از اعمال کردار خود در هر نقطه دنیا در پیشگاه قاضی بی طرف مسلکی و باوجدان از دفاع کنیم و نتایج انرا نیز بپذیریم ...
من از کدام سوراخ نه بلکه از لندن از ادرس مشخص خود با ذکر شغل اجباری کنونی ام تاکسی رانی پیام میگذارم...
باحترام خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ملگری جمشید جانه اگر پندک های گاف یاداشت هایت را از اول متوجه میشدم هرگز وقت خود را برای جواب دادن دور و دراز ضایع نمیکردم .خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
دوست ارجمند خان ! از ما هم خدمت شما و دوستان گران ارج بابک روشنضمیر و حقبین احترام و درود تقدیم است . مدتیست از روشنضمیر عزیز پیامی نه خوانده ام ، امید به سلامت باشند .
خان عزیز ! شما در مورد خان توخی خان نوشتید و خان های دوسره حال نمی دانند چی پاسخی به شما دهند و دارند از اصل موضوع طرفه می روند و به نام و شخصیت شما می تازند . مرد آنست که هیچگاهی از راه و روش برگزیده خود پشیمان نباشد و از ایدال خود در هرگونه شرایطی دفاع نماید . همینکه شما و دوست نهایت ارجمند دیگرم حقبین با پایمردی از گذشتۀ خود دفاع مینمائید ، گویای اینست که شما از گذشتۀ خود نمی شرمید و حاضرید در پیشگاه مردم پاسخ کردار گذشتۀ خود را بدهید برایم قابل ارج و افتخار است . میدانم گناه شما بمراتب کوچکتر از دیگران است و به فرمودۀ یک دوست دیگر ما گناه یکی را برگردن همه انداختن بی خردیست . پیروز و صحتمند باشید .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
مزاری صیب، با یک مغلطه ی تو کوری و من بینا از بحث در رفتی! چنته خالی شده بود، چیطور؟
هر کسی میتواند سخن شما را بیگوید؛ یعنی چون شما عقلیت نمیرسد، بنا بر این از بحث با شما صرف نظر شد!!!
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
آقای بیخدا ! پیش ازینکه به پاسخ تان نوشتۀ بخش دیگری تان چیزی بنویسم ، همین پیام تانرا بمنظور بهبود سواد تان درست نویسی میکنم .
مزاری صیب ( چون شما اوغان هستید ، صیب درست است ، در غیر آن غیراوغانان باید صاحب بنویسند . ) ، با یک مغلطه ی ( مغلطه یی ) تو کوری و من بینا (،)از بحث در رفتی! چنته خالی شده بود، چیطور؟( چطور) ؟ هر کسی میتواند سخن شما را بیگوید ( بگوید) ؛ یعنی چون شما عقلیت نمیرسد، ( چون شما را عقل تان نمی رسد و یا مفرد آن : چون ترا عقلت نمی رسد ) بنا بر این از بحث با شما صرف نظر شد!!!
بیخدا جان : در یک جمله نوشتاری ، هم جمع و یا واژۀ احترام (شما) و هم مفرد (عقلت) نوشته نمی شود ! ندانستنم شما با کدام سواد منکر خدا شده اید ؟
پاسخ تان را در همان بخش بخوانید !
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد: از طرف ولی
نبیل مزاری وتمام کمونست های حرامزاده,
می خواهم پیش از بیخدا پاسخ ترا بدهم حکایتی از همان فاحشهء بین مللی مادر تو بنویسم
کسی از مادر تو پرسیده بود که چرا کس می دهی می دانی مادرت گفته بود برای آن به همه گان کس می دهم که صدر مارکس گفته است که وسایل تولید را باید همه گانی ساخت از این جهت من هم به همه گان کس ی دهم و کسم را انتر ناسیونالیستی ساخته ام
من می گویم آلت تمام خران جهان در کس مادرت و در پشت خواهر جانت بیا و سر گیر این همن بنشین پشتی پدر لعنت از نامت معلوم است که تو یک پشتی بیش نیستی و پشتی چه باشد و سخن او مادر غر مادر خر پشتت را بگو که چند بار یه این افراد پشت داده است.
سگ بیخدایان بالای اشرف کمونست ها شرف دارد که انها کثافت های مانند مارکس, لینن وماهو را خدا گفته پرستش میکردند
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد: به ولی بدماشک !
مانده نباشید ولی جان ! دیدید آنچی گفته بودم به وقوع پیوست . برایتان گفته بودم هر وقتی شینوار و باجور رفتید یک رأس قاطر و یا یک زنجیر سگ جنگی با خود ببرید که بتوانید مادر اولاد های تانرا دوباره معاوضه کنید . مثلیکه باز به یاد ده بیست زنده گی خود دست خالی به سفر وطن تشریف برده بودید که باداباد ، هرچی شد شد خزانه به همرایم است . حال مثلیکه خزانۀ خدا داد تان هم به پشیزی نیرزیده وخریداری نداشته و اینک نمی دانید زود تر درد شقیقۀ خود را از کجای خود برکشید .
ولی جان ! مادر مرحومم سالهاست که لقای خاک بر رخ کشیده اند و به رحمت پروردگارم پیوسته اند . مادر شما را مانند مادر خودم احترام دارم و به خانم تان که بجای خواهرم باشند آرزوی آن دارم که بخیر از سفر برگردند . شما خودتان ارزش نیمه جوی ندارید که به نماینده گی از بی خدایان پیام تشویقی و تائیدی بنویسید . پوه دی شو که نه ؟
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
درود جناب مزاری، سپاسگزارم از تصحیح شما. در مورد صاحب و صیب: چون شما صیب نوشته بودید، خواستم به شیوه ی خود استاد نوشته باشم و گرنه من از واژه ی صیب و صاحب هرگز استفاده نمیکنم. واژه ی صیب و صاحب نوع توهین است به شخصیت انسان، چون معنی رعیت و بادار را القا میکند.
مغلطه ی درست است، نه مغلط یی.
مدت کوتاه که من در کابل پرس? به فارسی نویسی شروع کردم، فکر میکنم پیشرفت خوبی داشته ام، و در آینده بهتر و بهتر خواهد شد.
علم و دانش، و دانایی اشخاص به بلد بودن و یا نبودن زبان خاص ارتباط ندارد. زبان فارسی، مثل سایر زبان ها وسیله ی افهام و تفهیم است، نه بیشتر و نه کمتر!
ما بیخدایان ادعا نکردیم که خدا هست، این خدا پرستان هستند که مدعی وجود موهومی بنام خدا است. طبق منطق، اثبات قضیه بر دوش مدعی آن است. استاد مزاری، شخص شما هم نوع بیخدا تشریف دارید، از میان ده ها و صدها نوع خدا؛ تنها به خدای موهوم خودتان باورمند هستید! ما منکر خدا نیستیم(به غلط جای دیگر نوشتم انکار)، بلکه خدا را رد میکنیم! دیگر اینکه وقت صحبت از موجود موهوم بنام خدا میشود، اول باید دانست چه نوع خدایی؟ هر خدایی، تعریف جداگانه ی دارد. مثلا، الله خون آشام که در بهشت(فاحشه خانه ی اسلامی) نقش یک دلال(جاکش) را برای بنده گان خود بازی میکند، با اهورا ومزدا، خدای زرتشتیان، و یا یهوه خدای یهودیان کاملا فرق دارد.
اگر شما و یا هر خداپرست دیگری با دلایل منطقی وجود موهوم بنام خدا را اثبات کردید(که مهال است)، شاید من عقیده ام را عوض کنم.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
محال نه مهال!
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ضرورت نیست که عقیده ات را عوض کنی خودت میتوانی درهمین گمراهی که تشریف داری ادامه دهی تافرق میان انسان های سالم وغیر سالم ازنگاه عقلی هم که شده است معلوم باشد در دنیا تمام اشیاء وپدیده هارا از روی اضدادش می شناسند تا کافر گمراهی مانند تو نباشد اسلام ومسلمان حقیقی را کسی نمیشناسد بناء توصیه ای من بخودت این است هرقدر که میتوانی بر توسن بیخدایی ات مهمیز بزن
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خان محترم ای کاش چندروز قبل اطلاع حاصل مینمودم که شما در دوران خاد درشعبه نظارتخانه و تحقیق ریاست قندهار وظیفه اجرا میکردی وبسیاری از زندانان معصوم را شکنجه میکردی هر ګز وقت خود را با خواندن مطالب نشر شده شما در این سایت وزین ضایع نه میکردم خیر بیبند همین اشخاص که هویت کاذب شمارا افشاه وبرملا ساخت یکی از دلایل عمده هم این است که نام وهویت اصلی خویش را افشاه کرده نه میتوانید وهمیشه ازنام جعلی ومعلومات ساختګی و تهمت علیه رفقای دیروزه استفاده می کنید زیرا بسیار از مردم بی دفاع ومعصوم را شکنجه نموده اید واز اعمال نا جایز قبلی خویش در حراس میباشد واز زیری چادری زنانه دست به ماشه می بری،فعلا که من از کار کردن شما در خاد وان هم در نظارتخانه وتحقیق ولایت قندهار اطلاع حاصل نمودم تمام مطالب خوانده شده شما را دوباره استفراق کردم ونفرین به هویت خادیستی شما میفرستم خادیست ها خوب وبد نداردبخاطر اینکه جناورترین وظالم ترین اعضا حزب خلق به خاد جزب می شد شما هم یکی از همین جناوران وظالمان بودی وهستی باتشکر از کابل پرس? که زمینه افشاه کردن هویت شما را مساعد ساخت.
آنلاین : خان خادست ظالم است
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
فهم نظار خان یا بایانی پاچه گیر روزی گفته بودی کارمند ودر بولدک اجرا وظیفه کرده ام !!بولدک چه باشد و کارمندان اش, در قندهار قندهار دیگر !!
نادان من نگفتم کارمند تحقیق و توقیفخانه بودم نادان من از خاد و اکثر کارمندانش دفاع منطقی کردم اما تو احمق فکر کردی کارمند فلان شعبه بوده ام بی ابرو هشتاد فیصد بخش های ریاست خاد قندهار خارج از قرارگاه ریاست بود در جمع ارگانهای خاد سه شعبه مخفی خارج از ریاست قرار داشت که اسم دو ان را کارمندان هوشیاز و کار فهم میدانستند اما کارمندان انرا نه , از ان یکی دیگر چار پنج نفر خبر داشتند همینکه من گفتم انطرف سرحد کار میکردم احمق چون تو باید بو میبردی که در کدام بخش توظیف بودم .
از سوی هم اگر کارمند اداری و لوژستیک نیز بودم باز هم بمانند انسان های نادان عنوان نمیکردم که من لوژستیکی بود م به کار های دیگر کار نداشتم در حالیکه در یک ارگان بلخصوص استخبارات همه با هم اجزا یک ماشین یا یک میکانیزم پیچیده را بوجود میاورند مانند خدمه وعمله کشتی و طیاره .
اگر من کارمند تحقیق , ده و بیست ...میبودم باز هم به افتخار و دلیل از خود و ارگان ... دفاع میکردم نه چون تو گاهی طالب گاهی غالب گاهی اوغان زلت خود را معرفی نمیکردم ..
شما فرصت طلبان روزگار هستید که دنبال قبیله راه افتاده اید من از خیانت چورچپاول اقوام توخی گفتم بجای تحقیق و بر ر سی بجان من افتاده و بنام های گوناگون خلقی گری ات را بر ملا کردی....
باری گویا از بلاروس یا اوکرائین بنام عبداله یا کدام اسمی دیگری برایم ایمل و دشنام فرستاده بودی و از گل خان فکتیاوال دفاع کرده بودی ...
اگر در باره من و کار هایم اطلاع داشتی این همه واویلا سر نداده بودی زن چو من کارمند کابل بودم باز از قندهار باز دوباره از کابل در بین هزار نفر کارمندان انجا برای هیچ کس این امکان مسیر نیست تا همه را بشناسند حتا ریس احمق ات گل خان مرا به چهره و بنام نخواهد شناخت چه رسد به نادان بی خبر و بیسواد لافوک چون تو ...
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خان خادیست، دشنام دادن واحمق خطاب کردن کار احمقان وخادیستان بی وجدان مانند شما میباشد،شمادر حقیقت احمق هستی که هم از خاد وکارمل دفاع می کنی وهم شکوه وشکایت ازانها می کنید،راستی هم که خصوصیات ار تجاعی در وجود تان هویدا است،پس معلوم شده که احمق درجه اول خودت هستی نه ما وسایرین بعد ازین به این نوشته های کاذب وبهتان به عامه هیچ کسی نه خواهند اعتبار داد وخوشحال شدم که الحمد الله هویت خادیستی بی شرمانه تان افشا ه وروشن شد فرق ندارد که در چه شعبه خادستی یا در خارج وداخل موظف بودی تمام شان خیانت به وطن و خلاف دین مبین اسلام بوده من بعد ازاین به شما یک خاین به وطن وخادست ترسو وبزدل که ازافشاه هویت اصلی در حراس میباشد خطاب می کنم وتاکنو که هر چه به رشته تحریر دراوردی تمام شان دروغ از روی یک عقده بیجاه خادستی وتعصب شما بوده جنبه حقیقی ندارد ومورد اعتبار نه میباشد تمام هموطنان باید ازاین هویت کاذب شما اطلاع حاصل خواهند کرد از مسول سایت پرافتخار کابل پرس? تقضا دارم که تمام جعلیات قبلی شما را از ارشیف سایت مربوطه حذف نما یند واعتبار این سایت با اعتبار خویش را حفظ نما ینددر اخر. مرده باد خادیست های خاین به وطن مانند خان فریبکار وجعلکار ومتعصیب.
آنلاین : خان خادست خاین به وطن
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
نظار خان .
اوغان اسلام و وطن فروش ,خلقی ادمکش وقبیله وی از گاف های پندک دار ات ماهیت زنانه ات را در یافتم بابر بایانی اصیل کابلی جلال اباد ی و جلال با یانی زن فروش حتا این ماویست شعله یی سمندر همه تان فکر کنم یکنفر هستید و دنبال قبیله وارزش های نابکار ان .
اگر اسلام و مسلمان در این گروه های مجاهدین بلخصوص سیاف گلبدین ملاعمر خالص خلاصه میشود ما و اسلام فرسخ ها فاصله داریم .
ما مسجدی را نبسته و شهید نکرده ایم , به اطفال تجاوز نکرد و کار چرس و تریاک را انجام ندادیم , زن ها را نیز نفروخته و در جنگ ها به انان تجاوز نکرده ایم , و برتری جوی قومی نیز ننموده ایم غارت بیت المال هم کار ما نبود ... بلکه ده و صد ها مسجد وخانه مکتب و جای کار ... برای مردم درست کردیم ...
بلی گروه خارجی پرور تنی و خلقی های ادمکش را چون سگ مردار کردیم چون نیاکان بز دل و لافوکت انا ها را فراری پاکستان نمودیم اما زنان شانرا که در کابل نزد ما در بلاک های دولتی رها کرده بودند را بیرون نینداخته و در خانه های شان گذاشتیم ..
از پیام های احمقانه ات پیداست که سور خلقی بقایا کام و اکسا هستید در نهایت اگرپرچمی هم بودید بخاطر منعفت و مقام و جاه و جلال دنیایی خانه و پول بورس ..
از همین رو اینک از محمد گل مهمند ... نژاد پرست تر تشریف پیدا کرده اید شما نا مسلمانان کافر لا مذهب تا روز قیامت و اخر جهان همین قسم قبیلوی با قی خواهد ماند .
بی حیثیت اگر کسی جنایت , دزدی وغارت تاجکی, ازبکی, هزاره یی را بر ملا کنند اقوام متذکره مبینند که طرف راست میگوید یا نه اگر گپ ها دقیق و حقیقت داشت هر گز از دزد و رهزن ... خود دفاع نمی کنند و لی از شما ها بر عکس است اگر سگ هم اوغان باشد و کسی بگوید سگ این خواص بد را دارد همه و همه مست شده و در جهت صفات عالی سگ استین را بالا میزنیید چونکه از تبار وخون خودتان است ..
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
نظار خان .
هویت خادیستی من برایت مهم نیست هویت ضد سنت های نابکار و غیر انسانی و اسلامی من فشار تان را بالا برده است .........
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
نظار خان .
هویت خادیستی من برایت مهم نیست هویت ضد سنت های نابکار و غیر انسانی و غیر اسلامی اوغانی من فشار تان را بالا برده است ......... خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
اين سک ديوانه بنام « خانو يا خان » نه افغان نه مسلمان نه مجاهد نه مجهد نه خلقی نه پرچمی نه ماويست نه افغان ملتی نه ستمی نه اوغان نه خراسانی نه خاديست نه کاميست و نه از گوه گنسی فعلی ميباشد . بلکه يک مادر جنده ، يک کتليست و يک مزدور ايران است که بنام ( خان ) چيز فروش گاه در کندهار گاه در کابل و گاه در ننگرهار وظيفه داشته همه وهمه جعل است اين کثيف با طرفداری از زنده ياد ببرک کارمل فقيد بعضأ آن بزرگوار و رهبر محبوب افغانستان را تخريب و يا با صفت پليد زشت و بدنام کننده که دارد و درست يکا حمق يک کودن يک لچک يک بازاری خود را طرفدار کارمل بزرگ جاه زده ايا کدام شاگرد و پيرو کارمل عزيز چنين بی سواد بود . شما يک بار نوشته او را در بالا مطالعه کنيد . پيروان کارمل چون سترجنرال نبی عظيمی ، نجم الدين کاويانی ، بشير بغلانی ، داؤود رزميار ووو صدها ديگر کتاب نوشتند وتحليلگر ميباشند . اين خان از دلال های سر چوک بود واست او نام خاد وخاديست را بد ميکند و در غير من معاون رياست عمومی تحقيق بودم اسم ، رتبه و شفر وظيفه و کود خود را اظهار و بنگارد تا بنده از حقيقت و يا عدم آن بنگارم که او کيست . عزيزی
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
جلال بایانی پاچه گیر , هم جنس باز , زن باره , زنان خودتان پرار میکنند , طلاق میگیرند, با خر تبادله میشوند, فروخته میشوند ,انترنت را از اعمال شوهران شان پر میکنند ...
موضوغ بحث شغل و وظیفه من نیست موضوع بر خیانت توخی و دونفر از اقاربش و بهره برداری قومی قبیلوی و سیاسی او از قضیه داکتر نجیب اله ست .
این گپ تازه نیست که خیمه نشینان ناقل مخالف شانرا نوکر ایران روسیه وتاجکستان ازبکستان عنوان نکنند ..
باز هم فراری سیاه سر ها" ثریا جان" غیر مسلکی بودن خود را ثابت کرد "کود نمبر" رتبه ... کدام کود , کدام رتبه اگر من رتبه خود را بنویسم مگر چه را روشن خواهد ساخت ..
من کارمند عادی رتبه جگرنی در زمان فرار ملا نجیباله داشتم ..... کارمند ریاست و مدیریت تحقیق نبودم اگر میبودم به افتخار انرا بیان میگردم چرا باید انسان شرم داشته باشند مگر کارمندان تحقیق بعد سقوط نجیب همه اعدام شدند یا تا زمان طالب و حتا همین اکنون بوظایف شان حاضر و ناظر بودند اگر زن فروش همجنس باز و استفاده جو از صلاحیت وظیفوی چون تو انجا وظیفه میداشت باید خوش میشدی که از ادراه که تو نادان انجا وظیفه داشته یی کسی دیگر از ان دفاع کرده است من مطمینم که نادانی چون تو انجا وظیفه نداشته ریس کله شخ ان غنی قزلباش از گذرگاه کابل بود دیگرانش را نمی شناسم !! ا مخالفین همیشه به گرفتاری و زندان ... خاد انگشت میگذارند من در دفاع از این اقدام خاد چیز های نوشته بودم خری چون تو که اینک ناحق خود را کارمند ادراه تحقیق معرفی میکنید برداشت اوغانی کرده اید گویا من "خان "کارمند انجا بودم ...این هم از بر داشت و نادانی و نافهمی خود ات سر چشمه میگرد.
باری ادعا کردی بودی در سالهای 62 و 63 کارمند بولدک بودی از قضا من همان زمان ها در قندهار بودم هر چه بیسواد و تنبل و سیاهی لشکر بود در شورابک و ارغستان وبولدک .. توظیف شده بودند بمشکل کسی را انجا پیدا میکردی که فارغ صنف 12 میبودند چه رسد به داکتر حقوق دیپلومات کارمند ارشد ....
نادان های پله بین چون تو به نرخ بازار میخورند و می پوشند چهره , جامه وچپن عوض میکنند در ان روز ها (بگفته لایق حین فرار دزدانه و شبانه ملا نجیب و خیانت بزرگش به حزب و دولت ...) گاهی به مزار و گاهی به پاکستان پرار میکردند و در محضر بعضی ها خط بینی میکشیدند گویا من کارمند لوژستیک و .... بودم ,نادان ما همه در یک کشتی سوار بودیم.......... .
من میدانم از سر سپردگان قبیله و مدافع هر فرد اوغانی قبیلوی از جمله ملا نجیب تشریف دارید چون که همیشه قبیلوی, گله یی , پاده یی سیر و سفر کرده اید ...
من چند باربه اقاربتان در بلجیم زمانیکه چند ماه قبل در شفاخانه بودید زنگ زدم اما ان بیچاره شماره ات را برایم نداد و خواهش نمود تا کاری نکنم که اسم او بمیان بیاید از همین رو بعضی مسایل را اینجا بیان نمیکنم تا زمانیکه شماره تلیفونت را پیدا نکنم چونکه یکبار مثل امروز از طریق ایمیل دو و دشنام کوچه بازاری چون اکثر اوغان هایت ,برایم فرستاده بودی ..
بایانی جان خوب است سایر های فراری تان را از اروپا جمع و دوباره با دنگ و دهل نکاح راهی خانه
بخت نزد همان " بای فرندنش "بکنید ....
خوبست خیانت قبیله را در باره وطن مردم تاریخ و زبان فرهنگ اصیل سرزمین ما اشک بیوه یتیم چوره وچپاول انتحار و کوکنار .... اززیر چشمان ضعیف ات بار دیگر بگذرانی .
همچنان به خیانت کاران حقیقی حزب د خ ا یا وطن کاپی شده از "غبار صاحب " توجه مبذول داشته باشید تا پاچه گیری رهگذران و بی گناهان.
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
برادر ارجمند عزیزی صاحب، شخصی که خود را بنام خان معرفی می کند من اورا بسیار خوب میشناسم ،این شخصی نامکاروفریب کاردر دفعه نخست در ریاست امنیت دولتی شعبه نظارت خانه توظیف بود،در ان زمان سن جوانی شان بودوبسیا هم قشنګ وزیبا بود در ان زمان توسط یک کارمند محلی قندهاری به اسم نظر محمد خان بالای شان تعرض جنسی اجرا می شد بالاخره قضیه از طرف امر سیاسی ریاست خاد قندهار تعقیب شد ویک روز مستند وبل فعل نظر محمد وهمین شخص که فعلا بنام خان خود را معرفی میدارد دست به دست درحال که خان زیر ونظرمحمد بالای شان درحالات لوا طت به دام افتیدند ،قضیه تحت تحقیق وبرسی قرار داده شد بالا خر فیصله به ان شد که نظر محمد از امنیت دولتی اخراج شد،وخان نام که چند مرتبه مورد تجاوز جنسی قرار داده شده بود جزایی به ولسوای های دوردست سرحدی قندهار تبدیل شد،ممکن خان خودش بعد از خواندن این مطلب درک کند که من به تمام خصوصیات شان وی را میشناسم وانام اصلی شان نیز یاد دارم حتی نام خانم شان وفامیل خسر شان تمام را میشناسم فکر می کنم فعلا بخاطر عزت وشخصیت شان نه میخواهم نام اصلی شان معرفی نمایېم،زنش به نام عایشه از ولایت قندهار است یک وقت در مدیریت مخابره ریاست امنيت قندهار در سنترال تیلفون های داخلی ریاست توظیف بوده دو مر تبه زنش از منزل موصوف نظر به بداخلاقی وشراب خوری ولواطت شان خارج شده ولی دوباره با میانجی سایر کارمندان با موصوف دوباره یکجاه شده، خان نام بعد از سقوط حکومت شهید داکتر نجیب اله در بلاک های ځارندوی زیست میکرد بعدا اول به کشور دنمارک مهاجر شد واز انجا به لندن رفت موصوف عقده های بیشمار در دل خویش دارد به همین علت هم همیشه بیمورد بدون خریطه حق ناحق فیر می کند بعضی اوقات سخن از خراسان وبعضی اوقات سخن از اریانا کبیر واز قوم وقبیله می زند اصلا وی مریضی از طرف زیر(کن) دارد ونظر محمد نیست که به دادشان به رسد،بنا نه باید بخاطر یک شخص بدنام ومریض روحی ........نام سایر کار کنان پاک دست وزارت امنیت دولتی که شب روز در خدمت مردم افغانستان مصروف بوده توهین وتحقیر شد.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
خوب شد که هویت مخفی خان جعلی هم روشن شد،شاباس به تو خان خاین که هم در کاسه کاشانه کمونستان پرورده شده ای و هم به ان کاسه اهانت می کنی وادعای کاذب خراسان واریانا می کنی تحت این نام خودرا نجات داه نه میتوانی،ما در صفوف وزارت امنیت دولتی مانند شما شخصی متعصیب ونامرد نا جوان تا امروز سراخ نه دیده ام فکر می کنم از ابتدا حلقه جاسوسی در کردن تان بوده واب راه به اسیاب دشمنان قسم خورده مردم افغانستان می افزودی واشخاص سرکوچه وبازار بودی وزیری شکم نظر محمد خان قندهاری شب روز تان ګذاشته ای ،صد نفرین به تو خاین درخدمت ارتجاع
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
اری اوشخص سردار محمد بود اصلا از طرف کابل بود بنام سردار یاد می شد داماد یکنفر بنام توبه وال بود که فامیل توبه وال خیلی خیلی فامیل شرافمند وابرو مند بود دختر توبه وال که در بالا نامش یادشده یکی از شریف ترین دختر ای افغان بود با سردار نام عروسی کرد نظر به بد اخلاقی سردار از نزدش جدا شده است فعلا او در افغانستان است وسردار درلندن می باشد،بنده نیز در ان زمان د ریاست امنیت دولتی اجرا وظیفه می کردم. اینکه فعلا بنام مستعار خان خود را معرفی می کند مربوط به خودش است .شمس
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
پاچه گیر بایانی !!!
من گفته ام که با اوغان نوکر صفت در یک قبرستان دفن نگردم اما شما قبیله گریان وحشی یکبار مرا به جلال اباد پیوند میزنید یکبار به قندهار یکبار به مسلی ها زن فروشان من گفتم که در بخش های که شما فکر میکنید من اجرا وظیفه نکرده ام اگر که در انجا ها کار میکردم چرا باید بشرمم مگر دزد بوده ام مگر به ناموس و مال مردم تجاوز کرده ام مگر زمین و خانه ...از پول خیانت اختلاس بدست اورده ام ..
مگر من از خیل و دل دپک اوغانی هستم تا همجنس باز باشم زن فروشان, وطن فروشان من سردار و غیر سردار را نمی شناسم میشود سرادر ادم شریف باشد و یا هم مثل شما ها پست معفول زن فروش .. از خروال زیر وال را هم کاملا نمی شناسم اسما خویش و تبار تان را هر قدر میتوانید ذکر کنید ... من در بخش فدا کار کرده ام زمانیکه ان بخش به دو سه بخش تقسیم شد شاید یکسال بعد به کابل تبدیل شده ام در جلال اباد هرگز کار نکرده ام مدتی در هلمند بوده ام و بس ...
موضوع بحث خیانت اوغان بر وطن و مردم و تاریخ درخشانش است در باره کسی که داد از وفادری به نجیب و حزب ... میزند حقایق را با ثبوت و شواهد زنده پیشکش تان نموده ام بگذارید تا این خاین تان جواب بگوید من گفتم اوغان تا دنیاست قبیلوی باقی خواهد ماند نور علم فرزند مشک عالم , حاجی عارف در یک طرف قضیه افراد مشهور شورا نظار و جنرالان جنبش طرف دیگر قضیه همه حیات دارند تنها داکتر صاحب عبدالرحمان , امر مسعود و دکتر نجیب در میان نیستند ..
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
کریم خان!!
فکر کنم خروش جان نفری ریس ات گل خان را با کسی دیگر اشتباه گرفته باشید فکر کنم خروش از قرار شنیده گی کارمند تحقیق بوده !!
کریم خان فکر کنم برف بام خود و بایانی و اوغانها را بربام دیگران می اندازی !! من کارمند کدام ولسوالی نبودم من سواد داشتم درست خوانده بودم چرسی و شرابی و نا دان نبودم تا مرا کسی به ولسوالس ها بفرستند پیامم برای پاچه گیر را نخواندی که گفته بودم بولدک چه باشد و کارمندانش ...
موضوع تجاوز جنسی : مورچه راگفتن سرات چرا بزرگ است گفت بسیار فکر میکنم گفتند پا هایت چرا باریک گفت بسیار گردش میکنم ..کمرات چرا باریک کفت گشت وگذار و کار بیش از حد ...گفتند کونت چرا اینقدر بزرگ است گفت ادم کونی همیشه از کون گپ میزند زن ومرد تان علاقه مند سرین هستید رهبرتان احمد خان ملتانی در مجالس ترک ها .... بنیاد گذاشتن شهر قندهار را یاد تان بیارید , پسران در در زمان حاکمیت مجاهدین در قندهار نامی تان نکاح شد ...
فکر کنم این تجاوز و تجاوز کاری در کدام والسوالی بر شخص خودت رخ داده است ... این عایشه مایشه هم شاید زن وخواهر ات باشد این تبلیغات را برای قوم زن فروش خودت نگه دار ......
فشار تان از سسببی بالا رفته است که جنایت و رشوت خیانت و همجنس گرایی گل خان فکتیاول قبیلوی که نیم کابل را به هم خونی های حزب اسلامی اش تسلیم کرده بود بر ملا کرده ام ......
دو رویه گی توخی تان را عیان نموده ام ...
من یک روز به دنمارک نرفته ونبوده ام از مساکو به لندن امده ام در لندن از کارمندان خاد کسی را ندیده نمی شناسم در هر جا دهها و صد ها کارمند افسر رژیم های سابقه افتاده است ..
برایت وعده میدهم تا راوبط منشی کمیته ولایتی وخانم ریس ات فهمیه جان و تبدیلی مرتضی کیوان را نیز افتابی بکنم ..
روابط دختران همخونی دیگرات عبدالرجمان جان را با گل خان نیز بر ملا خواهم کرد ....
زن فروش زمانیکه ما کارمند قندهار بودیم یک زن زن قوماندان کندک کوهی سارنودی انجا تاپست بود و بس و گروه فهمیه کشوری از کابل سفایی انقلاب امده بود و دفتر و دیوان ما در داخل ریاست نبود ..
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
شمس اله خان .
میشود با دلیل منطقی ثابت بکنی که من سردار هستم و خان نمی باشم اسم خان اسم مستعار منست , مگر بزرگ هستی که هویت مرا در یافته یی و من همان سردار خیالی شما هستم .
تا جایکه من بیاد دارم فکر کنم کسی بنام سردار فرد تسلیمی بیسواد اوغان و قندهاری انجا ها با قمار و دزدی و گرگی سر و کار داشت فکر کنم سرداری دیگری نبوده باشد ...
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد به پاچه گیر بایان !!
شمس جان .
شمس اله خان !!
شما که اینقدر معلومات کامل در باره خان و یا بگفته خودتان سردار نام دارید ادرس زن و خوداش را میدانید, میدانید که همان شخص است و اینک اسم مستعار اش خان !! .
بروید با خانمش (که یکبار وی را شریف و یکبار بد کاره معرفی میکنید ) صحبت کنید عکس اش را بگیرید مشخصات سردار نام و چگونگی کامل جدا و یکجا شدن شدن شانرا در محضر دید همهگان قرار دهید تا سیاه روی شود هر که در او غش باشد .. مرد و نامرد معلوم شود و این ادعا تان ثابت شود .
اما من این حقیر یکبار عروسی کرده و تا همین اکنون با خوشی زندگی مشترک ما را پیش میبریم از خداند و فامیل خسر خوش خوشحال هستیم , به حقوق زن نیز احترام دارم .
این مشخصات سردار نام را بنگارید کی بوده چه موقف داشته ادم بود خر بوده خلقی بوده پرچمی بود دزد بوده ..
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
شاغلی 6 دسامبر 19.58 !
واقعاء اگر مسجد هارا میسوختاندند و به زن های مجاهدین تجاوزات میکردند و هر کسی که نماز میخواند باید مثل ابن ملجم تهرانی واری سر قلم میکردند در سجده و یا مسلمان را تیل داغ میکرد , ناخن میکشید , چها میخه میکرد و به معقدش گل میخ میکوبید امروز فرق بین افغان و مسلمان واضح معلوم میشد و معلوم میبود که حمله و تچاوز بالای افغانستان و افغانستانی از کدام طرف میشود . مسلمان در افغانستان مانند ماری استین است و ما باید اول مسلمان را بکشیم تا افغان بتواند با افتخار و ازادی عام تام به باز سازی کشورش بپردازد .
اوسانه سر منگسک در کابل پرس.
شما همه مردمی احمق و بی سواد و جاهل و عقده ایی هستید . من فکر میکردم که شما در این جا به کدام بحث سیاسی پرداخته اید در حالیکه فقط میخواهید بدانید که خان کی است . خان (( زکریا یوسفزی )) است و بایانی در اصل (( هدایت حبیب - سپیده دم است )) هدایت حبیب ادمی بدی نیست و ذکزیا یوسزی ادمی بدرد بخوری است برای افغانستان . خان هر چه راجع به نجیب میگوید درست میگوید . با من بحث نکنید که کی درست غول میخورد و یا کی به غلط . از همه کرده مادر زنا و طالب ولی است . برای خوشنودی اسلام حاضر است خواهر خود را بگاید و بگایاند . شت اند فک یو ال .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
سلام به همه دوستان و برادر عزیزم شمس جان ,فکر می کنم به علت پیری وزهیری نام اصلی خان غلط کردی،اوشخصی سردار شخصی بود که از ولسوال دامان قندهار بود وخسربری خدایداد خان امر مالی ریا ست قندهاربود،ولی من باید بیګویم که نام اصلی خان بصیر میباشد در نظارتخانه مدیرت تحقیق با نور حیدر یکجاه بود زنش همان عایشه دختر محمد ګل خان توبه وال بود که در مدیرت مخابره ولایت قندهار وظیفه اجرا می کرد امروزهمین قدر در مورد شان کفایت می کند باز بخیر یار زنده صحبت باقی.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
عجب دیروز سردار بودم امر بصیر شدم فردا کسی دیگری ...
من بیشتر بیشتر به کار های افشاگرانه ام متعهد میشوم من با وجود مصرفیت هایم مسایل که برای شما احسایت بر انگیز شده است را بیشتر و بیشتر نشر و افشا خواهم کرد ..
کریم کرم کن راست بگو!!
ما از دشنام های بایانی و بابر دیگر سگ های پاده اوغانی زیاد شنیده ایم , رها کردنی نیستم .. تا خر گری غیر مسلکی بودن قوم گرایی تان برای خود تان ثابت نشود ماندن والا نمی باشم ...
میدانم که جمع از سه حلقه حاکم در ریاست قندهار هستید حلقه پکتیا ,حلقه لوی جلال اباد و حلقه هلکان قندهاری یا محمد زایی ..
شما خواسته اید افتاب را به دو انگشت پنهان بکنید من گفتم تاج محمد ریس پر کار شریف دست پاک کار کن بود احمد هلمندی توته شرافت با دانش و با دست پاک عمل میکرد چندین مدیر و معاون شریف نیز انجا بودند در بین کارمندان انجا تا انزمانیکه من انجا کار میکردم بسا کارمندان شریف و پرکار موجود بود که حقوق شان از جانب شما ها غصب میشد ...ولی کسانی را که دزد و اختلاس گر و قبیله بودن سیر و پودینه شانرا تا نکشم نمیگذارم ... خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
کریم نام من میدانم که نامت اصلی نیست و نسب سلیمان کوهی داری گاف های پندک دار نوشته اخیر را نگاه کن .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
آغای ولی !
ندانستم چه موردی از گفته های محترم خان و مزاری صاحب مرچی را در شمااندر کرده که چنین جفتک انداخته و یهوه میسرایید؟ روشن سازید که سوخت دارد یا درد که چاره کار را کنیم.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ای برادران این چی حال بناه کرده ای، تار فود خان غریب وبیچاره خو از بیخ بن کشده شد بس است شرم کنید آن هویت زنش خوهم برملا شد که در خاد وظیفه اجرا می کرد،خدا خبر زنش باغیراز بصیر(خان) باچند تن کارمندان خاد هم عشق بازی کرده است؟ این موضوع بخاطر نوشته می کنم که بصیر (خان ) در چندین نوشته ای خویش در ریاست خاد قندهار از اعمال ناجایزجنسی وتجاوز جنسی بازن ومرد پرده بالا کرده است، پس معلوم می شود که خود خان وزنش نیز در همچو وضعیت سالم نه مانده است ، شما نظر بدهید که می ماند؟ زیرا یک متل خوب زبان شیرین فارسی است ،که معلومات از کسی تکمیل کنید که بالای شان اجرا شده باشد حتمی وضروری خودش وفامیل اش نیز بزور ویاهم با موافقه جانبین مورد تعرض جنسی قرار داده شده است که بصیر خان از بسیار راز های داخلی مهم خاد ان هم درمورد عشق وعشق بازی در مورد هرکس معلومات دارد،بصیر خان هر چه کی تاکنون در مورد سایرین نوشته کرده ای در ان بد اخلاقی وبد رفتاری خو د وفامیل خویش برملا ساختی افرین برتو خادیست هوشیار وتعلیم یافته دارایی درجه بالا تحصلات عالی باین طرزتفکر کهنه خراسان واریانا قدیم میتوانی در کابن تاکسی خارج از کشور ادامه دهی.با ابراز تشکر از تمام این دوستان که بالا خره هویت کاذب همجنس بازی بصیر خان وفامیل شان افشاه کرد وتار پودینه اش از بیخ کشیده شد.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
بصير جانه !
داخو صحيی خبره ده چه ته تر اوسه زما نانی او ياری او بس چه پوهيژی ته زما گران يار او دلبری. ستا جوانی ستا بدن ستا کرشمه او ستا پاتک په دنيا کی نشته دو مياشت کيژی چه ده کابل نه بيرته جرمنی اوس په هامبورک کی په دغه تيلفون کی «
۰۰۴۹ـ۲۱۴۹۹۶۵۸۹۰۴۵ » زماسره تماس تينگ او هر شی چه پکار ده پر ما امر وکره . په کابل کی تصادفأ ده عايشه جانی سره مقابل اوس ده پوليسی دنده لری . نور چه حال احوال شته ، مزاج ، شوق ثنگه ده . نظر محمد
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
دوستان سلام .
این روز ها زمانیکه ماهیت توخی را بر ملا نموده ام تعدادی از قبیله گرایان نادان به دشنام و تهمت های گوناگون متوسل شده اند که باعث شد چند بی گناهی چون هم خونی خودشان سردار قمار باز از جمع تسلیمی ها و فرد بیسواد و خانم اش از اهل کابل در حالیکه سن وی در ان زمان ها بیشتر از35 سال بود و بصیر بیچاره 35 ,37 ساله و خانواده اش در این میان بخاطر ارزش های قبیلوی بم باردمان اوغانی شوند .
خوب این بی خبران باید بدانند که شاعر ی گفته است شهر شهر احمد شاهی .... (از زنان) مفت و ...(از پسران) به شاهی , پس در چنین شهری فراوانی ایا کسی باید مرد 37, 35 ساله را سواری کند ؟
نا قلان بدوی بد کنش از هیچ حربه یی در برابر مخالفانشان دریغ نمی کنند ..
این گپ تازه یی نیست اوغان همیش در راه ارزش های بدوی و قبیلوی شان از همه چیز میگذرند حتا ناموس شان ما همه دیدیم که جنرال بایانی خانم را در این راه قربانی داد وان بیچاره بنا شکایت و دشنام را در سایت ها گذاشت اینان نیز بی فکرانه و بدون تحلیل وتجزیه افراد بی خبر و بی گناه را دشنام و توهین نمودن برای یک لحظه هم فکر نکردن که این سردار اهل کجا ست ایا سواد خواندن ونوشتن دارد یا خیر ایا عقب کامپوتر نشته میتواند یا نه کار بجای رسید که با ذکر نام های زنان خویش در سدد بر کرسی نشاندن تهمت های شان پیش امدند و در هر پیام شان داستان اریانا و خراسان را ذکر کردن ببینید که اینان چقدر از نام نامی خراسان و اریانا نفرت دارند که حتا جنون به ایشان دست داده و به اتن و خاک باد کردن شروع میکنند !! ایا در برابر مردم بومی و اصیل ما دل های شان چگونه از کینه وانزجار لب ریز است !!!
دیدیم که سردار به بصیر مبدل شد وخود به اشتباه شان پی بردند وبنام های رنگا رنگ در صدد اصلاح ان بر امددند .
کمی در باره بصیر نام از اهل کابل باسواد نه چرسی نه بنگی نه زن باز ... اما نواقص این بد بخت ,قمار بی حد اش بود روزی اداره سوم از داخل قمار خانه های قندهار از پشت گوشش گرفته و گرفتار اش کردند و مدتی زندانی و از مدیریت بر طرف ومنحیث کارمند عادی در همان ولایت مقررشد , این یگانه مدیر کابلی و فارسی زبان که در بخش بسیار مهم انجاوظیفه داشت و خدا به اوغان ملتی ها داد به عوض او عمدا فرد لغمانی فکر کنم بنام حبیب را مقرر کردند این بصیر بی خرد اگر موقف خود را درک میکرد تا ختم نجیب باید جنرال و ریس کدام اداره میبود چونکه در سال های 59 و 60 کسی در چنین موقفی قرار میداشت باید از بهترینها میبود ..
در کابل بودم که دوستان گفتن اوبا دختر با عزت قندهاری که اسم و اسم پدر اش را من نمی دانم وشناخت با انان ندارم ضرورت هم نیست تا شهرت هر کی را بدانم عروسی و چند سال بعد بدون کدام علت در کابل در یک بگو مگو فامیلی بیچاره را طلاق و دوبا روانه قندهار کرد این یک بی عزتی و نامردی دیگری این بی خرد !!! این هم شد نفر دومی این نادانها " واده دی د الله داد پشکی غورزی مولاداد"
در باره خانم و پدر خانم او نیز قضاوت های خوب و بد کردنند بخاطر که همتباری شان بوده : گفتند فامیل وال خان و دختر اش شریف اما بصیر خان یا سردار خان ادم بد معفل ... حال از این زن فروشان باید پرسید که چگونه برای چنین فرد بدی دختر شریف و نجیب شانرا دادن !! یا خانواده دختر نیز بد و خراب اند یا ان پسر شریف و نجیب و شما او را مخالف خود تشخیص داد ناجوانمردانه از دهان تان "تی ز" باد میکنید .
این بی خبران اوغانی که بعد ها کارمند خاد شده اند بی خلطه (خریطه) فیر میکنند بجای اینکه دنبال چند سابقه دارن بروند و جویا مطالب شوند بدون تحقیق وبرسی در عالم احساساتی پاچه هر کی را میگیرند بفکر خود مخالف شانرا پیدا نموده اند حال دقیق شوید که ایا این نادان ها اگر صلاحیت داشته باشند و فرد مخاف بچنگ شان بیفتد چه وحشتی را در حق طرف روا میدارند !!
اگر ارگان استخبارات و حزب دخ ا بد نام شد از همین حرکات نابخردانه اوغان تره کی و امینی منشا گرفت اگر خاد تا اندازه یی زیر سوال میرود سبب اش حرکات و اعمال و قضاوت های همین نادان ها و سیاهی لشکر و بقایا سور و زرغون در برابرمخالفین است , این خران روزگار دورس مسلکی شانرا درست نخوانده اند داستان جای دیگری و دستان جای دیگریست ده ده کجا درختها ده کجا مطلب بر توخی میچرخد این ساده ها دنبال هویت نویسنده میگردنند .
من از این نادان ها خر صفت میپرسم.
فرض کنید در برابر ماویستی در برابر اخوانی یی در برابر مخالف خاد قرار گرفته اید انانکه مسلکی نیستند انان بر کجا خاد انگشت میگذارند ! بر گرفتاری و بند و زنجیر کشیدن ها در حالیکه این یک جز کوچک کار استخبارتی ست کار های عمده چیزی دیگریست مثلا جنگ اندختن ودشمن ساختن دو گروه تخریب و سبو تاژ و جلوگیری کردن از اعمال مخالفین در تمام عرصه های جامعه... انان میگویند شما ظالم بودید این کردید وان کردید مردم را ناخن کشیدید برق دادید بوتل زدید ... در برابر انان شما چه جواب خواهید داد !!عاجزانه و بزدلانه میگوید من لوژستیکی بودم کارمند ادری و مخابره ... بودم با این کار ها کار نداشتم یا مردانه با دانش و دلیل عقلیاستدلال و دفاع جانانه در باره گرفتاری و زندانی کردن ها !! اگر چنین کردید در حالیکه کارمند اداری مخابره ... بود اید ایا کارمند تحقیق شدید ؟ اف اف اوغان که خر نبود اوغان نیست .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
مطلب بالا را من نوشته ام .
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
محمد خان فرزند احمد شاه بابا افشاری !!
این گپ هایت را برای ثریا جان نگه دار !!
من ثابت کردم که ثریا زنت است از دست تو پاچه گیر به فغان رسیده بعد ها خوداش انترنت را پر کرد !!
من ثابت ساختم که اقاربت یازنه یا خسربره ات یا باجه ات کارمند یا معاون بیمه مزار شریف است .
من ثابت ساختم که دور غگو هستی سال شمولیت به حزب را دروغ گفته یی ..
ما چند نفر ثابت ساختیم که ناقل سلیمان کوهی هستی نه از مردم اصیل شمالی ..
شماره تیلفون اقاربت را در بلجیم نیز در یافت کردیم ..
همچنان ما ثابت ساختیم که اصیل کابلی ناقل بیش نیست ..
مگر شما ها زن فروشان !! چه را ثابت ساختید دورغ و تهمت را خود میگوید نامم سردار است چند نفر تان هم بنام های دیگر خاک باد و اتن میکنید خیز و جست میزنید کا کل می اندازند فقد یک روز بعد خود سردار را به بصیر تغیر میدهید !! شما عقل و منطق ندارید.
من از شما میپرسم قندهار تان چه جایست !! که زن و دختر فروخته میشود !! مردم بی زن میمانند !! به همجنس بازی روی میاورند !! در مقابل این بصیر و صد ها بصیر میایند بگفته خودتان گویا ادم های خوبی هم نیستند و باز برای شان مفت و رایگان زن میدهید انان هم چند صباحی گذاره کرده دوباره به چند "گیله گی" اش خانه فلار میفرستندیش ..
فلم تبادله زن های تان را ندیده اید !!!
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
بالاخره واضح وروشن دقیق شد که همین شخصیکه بنام خان نوشته های عقده امیز وپر ازدروغ میکند همان شوهر عایشه دختر محمد ګل توبه وال است که در اوایل رژیم طالبان در بلاک های ځارندوی زنده ګی می کرد ،این هم دقیق شده نظربه بد اخلاقی هایش زنش از نزدش جدا شده است زنش فعلا در افغانستان می باشد،درمورد اش معلومات ها زیاد است به اسراع وقت وزمان دوستان را در جریان خواهم قرار داد،این هم دقیق شد که نام شان بصیر است زیرا در مورد هر کارمند خاد وی معلومات ارایئه داشته است ولی در مورد بصیر نام وهم خانم اش و خسرش توبه وال چیزی نه می ګویند وخاموشی اختیار نموده است؟ واینکه همیش علیه ملت پښتون ها بد رد ناسزا می ګویند نیز نطربه عقده ای است که از تعرض جنسی ایش است که از طرف نظر محمد خان بالای شان اجرا شده است ،وهم عقده در برابر خانم ایش عایشه است که نیز از ملت پشتون بود واز نزدش جدا شده است،یکی از کارکنان سابق خاد قندهار وظیفه ګرفته است که تمام سوابق ومیخ پودینه شان عنقریب برملا می سازد فقط منتظیر باشد او تلاش دارد با خانم اش عایشه در ارتباط شود وبعد از ان در خارج کشور با منابع مختلف در تماس می شود زیرا تاکنون معلوم نیست که بصیر خان در لندن به سر می برد ویا هم در کدام مملکت دیګر ارو پایی.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
گوساله قبیله چند سطر بالا نگاه کن در باره بصیر چه نوشته ام نوشته ام .
اما در باره محمد گل توبوال من که او را نشانسم چرا به خسر بصیر یا سردار بد و رد بگویم .
از سوی هم شما ادعا دارید که من زن ساختگی خود را طلاق و یا او از من طلاق گرفته پس من میتوانم بخاطر او از من جدا شده هر دو رغ و ناسزا یی چون شما در باره او بیان کنم . خان