این روز ها بازار قوم گرایی اوغان گرم تر از هر زمان دیگریست, کسانی را سراغ داریم که در شخصیت تراشی چهره های قومی دلخواه شان زبده شده اند تا مرحم گذاشتن به زخم های مردم , اعمار مجدد جامعه از هم پاشیده ما ,ابادی دوباره اثرات و تخریب جنگ ها و مداوای مظالم گوناگون...
یکی ازانهایکه که تحت تاثیر هم تباری های معلوم الحال اش از قضیه داکتر نجیب اله فقید پراهن عثمان ساخته وخاتمه حاکمیت نجیب را ختم حاکمیت اوغانی فکر و از همرزمان دیروزی به خصوص انانیکه نسبت قبیله ندارند و به خاطر زنده ماندن خود و رفقای شان " چون رهبران اوغانی حاکمیت که بدامان ایتلاف جنوبی و شرقی پناه برده بودند" به ایتلاف شمال نزدیک و همکاری کرده اند می خواهد انتقام بکشد .
خوانده عزیز سخن از جنرال محمد اسحاق توخی یست جنرالیکه بیشتردنبال قوم و قبیله ست ,جنرال یکه جنرالی را در بزم داغ مبارزه نه بلکه از دفتر گرم ونرم و لطف رهبر کمایی کرده است ,توخی که از جنرالان عقب جبهه بوده و هران در برابرخطر و تهدید کوچکی ضربان قلب شان بیشتر و بیشتر میشد , تصور زندگی در کنار اب های گرم ونرم و جدا شدن از قطار همرزمانیکه با انان تعهدی داشت و ترس بیش از حد از مجاهدین باعث شد تا چند سال خود وخانواده اش را زندانی دفتر ملل نمایند در حالیکه هیچ گونه خطری متوجه او نبود حتا در زمان مجاهدین او جپسر و برادر داکتر نجیب اله هر ان از انجا خارج شده میتوانستند , شاید خود حضور اش را در دفتر ملل از ناحیه مهم بودن و یا وفاداری به داکتر نجیب اله عنوان بکند ولی حقیقت عکس هر دو نظریه را ثابت کرده است زیرا همه میدانیم که قبله افکار و رفیق زور های دشوار اش را بدست جلادان تسلیم و خود معجزه اسا از چنگال فرشته های مرگ رسته و بدون نفس تازه کردن تا پاکستان, هندوستان واروپا دویده است ,تازه نجیب وبرادراش را قاتلان از دفتر ملل خارج نموده بودند که جان شیرین و خطری بیشتری از ناحیه طالبان و ای اس ای وی را مجبور نمود تا در ان نیمه های شب از دیوار بالا رفته و پا به فرار نهند , معلوم نیست چطور از سرنوشت نجیب و برادراش با خبر شد تا انجا را ترک گویند ؟ درانشب حقیقتا در داخل دفتر اسکاپ چه واقع شد!!! چونکه بیان هر لحظه و هر ثانیه انشب مهم است باید همه انرا بدانندو دقیق بررسی شود!! , توخی کجا تشریف داشت چه دیدو چه شنید ؟ چگونه از انجا خارج شد کجا رفت ؟ اما بر عکس این مسایل بیان وچگونگی , فرار اولی و دومی اش اینک جنابشان درجهت وزش باد واستفاده سیاسی و شخصی و قومی در توصیف و تمجید و شخصیت سیاسی و اسلامی و ملا بودن داکتر صاحب و مصالحه اجباری و اسلامی اش مصروف و چند من کاغذ سیاه میکنند .
جالب تر از همه ان اینکه : قبل از فرار موفقیت امیز دومش اش, ترس و دلهره او را واداشت تا از داخل دفتر ملل متحد غرض سلامت خود و خانواده اش با جنبش شمال وشوارا نظار روابط بر قرار و خیانت بزرگی را در حق ولی نعمیت اش که در زمان ریاست خاد و ریاست جمهوری هر ان در رکاب و از لطف بیکران پیشوا بهره میمبرد روا بدارند , دیدیم که ترس بیش از حد و ارج گذاشتن به خود و خانواده اش باعث شده بود تا جناب شان انجا تشریف داشته باشند با در نظر داشت همین مسایل زیرکانه با با دو گروه متذکره تامین ارتباط و یاداشت های داکتر و مفکوره و نظریاتش را به اختیار انان میگذاشت باری صحبت چند بلند پایه های شورای نظار را شنیدم که به ان دیگری میگفت " توخی گفته است که داکتر با من در باره " موضوع .... صحبت میکرد و دران مورد این طور نظر داشت ... " من موضوع را با امر صاحب مسعود در میان گذاشتم مسعود چند روز بعد مرا احضار و گفت حقیقتا داکتر درست فکر کرده و افرین بر شما که توخی را انجا دارید کوشش کنید که گپ های توخی را بزمین نگذارید !!!
قابل یاد اوریست که در رابطه مفقود شدن یاداشتها و قهر و غصه داکتر صاحب شهید در دفتر ملل متحد ما همه گپ ها و آوازه های را شنیده ایم!!
زمانیکه توخی صاحب ریس دفتر ریاست خاد بود بر طبق عادت همیشگی به اقارب نزدیک و بستگانش بیشتر توجه مبذول می داشت از قبیل پرزه دادن ,گوشزد کردن و تلیفون کشیدن به مقامات دیگر در رابطه بعضی اوقات خود استین را در این راه خیر بالا میزدند ... یکی از انان که مورد لطف و شفقت توخی قرار گرفته بود نور علم فرزند مشک عالم با "سواد پائین تر" از سطح ابتدایی از اقارب نزدیک ( شاید خواهرزاده اش ) شان که معتمد مالی قرارگاه ریاست عمومی تعین و پدر او یعنی مشک عالم پیر و فرسوده را باغبان قصر مقرر نموده بودند ........
این نور علم خان بیسواد و بد بو و بی نظافت الی سقوط داکتر نجیب در انجا اجرا وظیفه مینمود ! با امدن شورا نظار از سبب قرابت اش با توخی از طریق داکتر عبدالرحمان شهید و قسیم فهیم استخدام و بوظیفه قبلی اش پا بر جا ماند, جنرال خان اقا ریس قبلی بلخ که در انزمان ظاهرا با شورا نظار همکاری مینموند او را به نفغ جنبش استخدام و به جنرالان جنبش نزدیک و نقل مجالس انان شد,وی حیثیت رابط توخی با فهیم , عبدالرحمان و احمد شاه مسعود و جنرالان جنبش چون فوزی , مجید روزی , خان اقا ,بابه جان .... را داشت .
از اثر توجه وگوش زد های توخی صاحب به مسوولین شورا نظار خواهر زاده دیگر اش بنام محمد عارف را که بعد ها شورا نظار وی را از پول بیت المال به حج فرستادند و به حاجی عارف مشهور شد را از بخش های وزارت دفاع به وزارت امنیت اورده و در کنار نورعلم در شعبه مالی منحیث محاسب نصب کردند , از این به بعد چونکه نورعلم شخصیت شده بود و مصرفیت هایش زیاد خود رابط جنبش را به عهده گرفته و حاجی عارف مذکور نقش رابط فهیم ومسعود با توخی را بازی مینمودند هر زمانیکه فهیم میخواست غیر مستقیم چیزی های از داکتر صاحب نجیب بشنود ازطریق عارف و جنرال توخی عمل مینمود گاهی هم که قصد ملاقات حضوری با داکتر را میداشت یکی دو روز قبل یا حتا در همان روز حاجی عارف را به دفتر ملل متحد می فرستادند , ظاهرا گاهی حین ورود فهیم به دفتر ملل یا اسکاپ حاجی عارف مذکور که انجا حضور میداشت بخاطر عدم سو ظن خود را الی خارج شدن فهیم به اشپزخانه و زیر خانه .. پنهان میکرد.
بر علاوه این ها نور علم و حاجی عارف... میلیون ها حتا چند میلیارد اوغانی را اختلاس و برای شان موتر ها وخانه های لوکس در چند ناحیه کابل از جمله مکروریانها خریداری و الی کودتا به ضم جمعیت و شورا نظار" گلبدین -دوستم -بابه مزاری" پا بر جا ومصروف غارت بیت المال یا با شاخی باد کردن پولهای باد اورده و عیاشی علنی بودند !!
بعد کودتا هر دو به پاکستان فرار و با یکجا شدن توخی در جمع شان همه به هالند پناه برده و اینک در اسایش عام و تام وخرچ کردن پوالهای غارت شده ملت میباشند جشن های عروسی و سالگره... بی مانند را برگذار مینمایند .
این نورعلم خان بر علاوه انکه یک اختلاس گر بی همتا , ارتباطی و تامین کننده مالی بعضی ها از جمله توخی صاحب , یکجا با" جنرال جان اقا لندنی " اکمال کننده جنس لطیف برای( !!!), جنرال خان اقا, جنرال فوزی .... نیز بودند.
این گل های خانواده توخی صاحب یا ا نتخاب بی همتا یش بسا ادم های شریف و مخالف شانرا نیز از وظایف سبکدوش و بد نام و فراری و حتا در چند مورد چند نفر را سر به نیست کردنند .
بعنوان حرف اخر:
این یک اتهام به توخی و خانواده اش نبوده کسانیکه اینچنین برداشت داشته باشند از قبل بجواب شان عرض شود :
خدا را شکر که جفسر زنده وحیات اند و مفقودی تعدادی از دست نویس ها و اسناد های داکتر و دیدو وادید بیش از حد نورعلم و حاجی عارف و پنهان شدن های انان را در انجا اگر که وجدان اش تا هنوز نمرده بود شاید تائید بکنند.
کسانیکه با جنرال حیات اله جپسر, مارشال فهیم , انجینر عارف , جنرال خان اقا , جنرال همایون فوزی, جنرال مجید روزی قوماندان قسیم جنگل باغ , سارنوال اکرام ...اشنایی دارند میتوانند موضوع را از انان پیگیری و جویا شوند .
نظرات
18 دیدگاهخیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
سلامونه او نیکی هیلی ګرانو دوستانو،تاسی ټولونه دزړه له کومی منندوی یم چی ددغه بیغرته،بیهمته،فاعل ،نمک حرامه،متعصیب شخص په هکله مومعلوماتونه وړاندی کړل او دنوموړی کرغیړنه چهره مو ورسنیو او ټولو هیواد والو ته ور معرفی کړه،زه لا دډیره پخوا په دی فکر کی وم چی باید دغه نامرده وپیژنم همان یک متل زبان دری ما افغانها میباشد که میګویند ((وقتیکه کون بز خارش کند نان چوپان می خورد)) ده بی غیرته او نامرده داسی فکر کړی وو چی یوازی دی دخاد کارمندوو او نور ځوک یی په نظر نه راتلل دا وو دخاد دحقیقی کارمندانو لیاقت او هوښیاری چی دده نامرده چهره یی اخیر هم وپیژندله او دمکملی رسوایی سره مخامخ شو اوس به وګورو چی دی خان نا خان بصیر جان بیا هم ځه کوی؟ زه فکر کوم بل کوم جعلی نوم ځانته غوره کړی،دا ناځوانه هلک باید په دی پوه شی چی یوازی دی هم نه دی چی په انترنیت کی دخپله ځانه تباری تیزی کړی ولی نور ځوک هم شته چی کولای شی حقیقت بر ملا کړی، نور یی مخ تور شو دی که رښتیا هم کونی نه وی نور باید په انترنیت کی له بیځایه لیکلو لاس پرسر شې او نور دی خپل ځان نه بی ابرو او بی عزته کوې،یو مطلب ټولو دوستانو ته وایم چی زه ددغه نامرده پخوانی خانمه (عایشه )ډیر ښه پیژنم هغه یوه ډیره شریفه او فداکاره انجلی وو اودیوه ډیر شریف او پروطن مین شخصیت لور وو چی شپه اوورځ یی دوطن وخدمت ته ځان وقف کړی وواو په دغه لاره کی یی دبدن یو غړی (پښه )هم دلاسه ورکړی ده ،ښه انسان پیژندل په اول کی ډیر مشکل وی او دځوانی مرحله هم دغرور او سرزوری نه ډکه یوه عجبه مرحلی وی ،په هغه وخت کی عایشه جانی په غلطی او نه فهمی کی دخپلی کورنی دمشوری پرته له دغه فاعل ښایسته هلک سره واده وکړی الته په ښایست یی غولیدلی وو ،ولی کوم وخت چی په اصلیت یی پوه شوه په ډیر کم وخت کی ډیر ژربیرته ور ځینی جلاه شوه اودی یی دسپی غوندی خوشی کړی ،هیله می دادی چی دهغی په باب له بیځایه لیکنو ځخه ډډه وکړی
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خان عزیز سلام ! مثلیکه قصه خان توخی خان ، مانند مرچی به فارسی نویسان و اوغانی نویسان و خدا داران و بی خدایان اهل قبیله تأثیر منفی نموده که با خواندن نوشتۀ شما به جرتک و قرتک افتاده اند . خود را با این طایفه کتاب سوز و انتحاری در یک جوال انداختن نتیجه چنین است که میخوانیم . یک روزگاری بخاطر شناخت محترم درویش دریادلی هم اهل قبیله چی دروغ های نبود که نگفتند و چی خیالاتی نبود که نیندیشیدند ، تا اینکه هویدا شد همه اهل آخورقبیله اشتباه نموده اند . اینک در قسمت شناخت شما هم این پاچه گیران چی دروغها و چی نیرنگ های نیست که بکار می بندند تا جلو حقیقت نویسی های شما را بگیرند . شما درین راه تنها نیستید و رفقای شما و دوستان شما با شما همراه اند . بگذارید تا این بدماشکها که مانند کورموشهای دشتی گاهی بیک نامی و گاهی هم بنام دیگری پیام می گذارند ، بدانند و آگاه باشند که با این دشنام و توهین نویسی ها زبان مردم را بسته نمی توانند .
این نوشته شما مرده های اهل قبیله را زنده ساخته مجبور به اتهام بندی و دروغ نویسی نموده ، زنده های هفت سر خجالت زدۀ شانرا بگذار !!
پیروزی های هرچی بیشتر شما را از پرودگارم آرزو مندم . مزاری
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ای برادران عزیز سلام به عرض معذرت ،درمورد نام اصلی این شخص در اشتباه رفته ام نام اصلی شان نه سردار ونه هم بصیر است بلکی من همین لحظه از عقارب نزدیکش معلومات بدست اوردم باشما افشاه می کنم که نام اصلی این نمک حرام خلیل میباشد که در نظارت خانه امنیت دولتی قندهار وظیفه اجرا می کرد و با دختری بنام عایشه که درسنترال ریاست مخابره قندهار وظیفه اجرا می کرد عروسی کرد،کسانکه در ریاست امنیت دولتی اجرا وظیفه کرده است تمام شان این بی ادب وبی هنر را می شنا سد.بنام بصیر خان یک کسی دیګر بود که به صفت مدیر شش ریاست قندهار وظیفه اجرا می کرد نیز زن از قندهار ګرفته بود وسردار نام هم در ان ریاست وظیفه داشت که خسر بری امر مالی ریاست بودواز جمله کارمندان شریف ووطن دوست بودند ،بنا من چهره جعلی خان را بنام خلیل به شما معرفی کردم .وصد فیصد صحت دارد
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
غوزنک خان پس این سومین باریست که من شما رامتوجه اشتباه تان میسازم!! و شما هم تا حال دو بار انرا تائید کرده اید !!
اول من سردار را معرفی کردم شما تائید.
اول من بصیر را مدیر شش ... معرفی کرد م باز شما تائید .
واینک باز هم من خلیل و خلیل ها را معرفی کردم !!
کاش تمام مضمون مرا بدون تعصب دقیق بخوانید ودوباره انرا تائید کنید !! اما میدانم که طرف ادعا من خود تان هستید برایتان مشکل است که حقایق در رابطه بخود افتابی بکنید ..
نمک حرام !! تکرار حرف های بایر اصیل کابلی ...!!
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
رښتیاهم غورځنګ صاحب دنخښي منځ ووشت دغه ناولی خلیل نومیږې ،بیله نامه دنوموړی په باب پورته دټولو دوستانو لیکلی صحت لری تنها دنامه په اړه اشتباه موجوده وو اوس سل په سلو کی یی نوم خلیل دی او همدغه بی غیرته مخکی په جعلی نامه ( خان ) لیکنی کړی دې چی هیڅ لیکنه یی واقیعت نه لری، اوس به وکتل شی چی دی دخلیل له نامه سره څه عکسلعمل ښیی؟دغه خلیل دی چی یوځه وخت دطا لبانو په وخت کی د څارندویانو په بلاکونو کی اوسیدی او دچمن ببرک دسړک په غاړه کی یی دخوراکو توګو دخرڅلاو یوه غرفه هم ایښی وو،وروسته لومړی ځل ودنمارک ته مها جر شو وروسته ولندن ته ولاړی او اوس په لندن کی ژوند کوې.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
اوغان ها !!
من که گفتم درس های مسلکی را در شوروی و کابل درست نخوانده اید از یک گوش تان داخل و از دیگرش خارج شده است ده پانزده سال کار عملی هم شما ها را خر پام ساخته نتوانست , شما که در پست های بلند لمیده بودید فقد خوردن و تشناب رفتن و پر کردن جیب های را خوب بلد بودید .
من که گفتم سفر دنباله دارد سردار بودم بصیر شدم اکنون خلیل ... اگر عقل داشتید و کارمند خاد بودید این کمیدی تانرا قسمی ترتیب میدادید که به واقعیت کمی نزدیکتر جلوه میکرد ..
کارمند خاد در بلک های سارندوی !! کم از کم دوصد مترانطرف تر میرفتید تابه بلاک های تهیه مسکن میرسیدید و یا مکروریان را عنوان میکردید ..
ابتدا شما بی خردان دنبال سردار رفتید او کی قندهاری و بیسوادبود , باز دنبال بصیر بیچاره بی خبر از دنیا هردو را با خانم های شان بم باردمان اوغانی کردید !! باز یکی تان از اینکه خانم ایکه بگفته خود تان همسر او بود چونکه از تبار و گله اوغانیست را دوباره شریف و پدر کرده ... جلوه داده اید .. پس شما که نام فرد مظنون تان را نمی دانید سال امدن و رفتن اش در قندهار را نمی دانید چگونه در باره اش به قضاوت مینشینید و افراد دیگر را به باد شنام های گوناگون میگرید ؟؟؟ مدیران خاد باید استخبارت کشور ها را جنگ بیندازند !!زور مشت خود را به جاسوسان طرف مقابل نشان بدهد !! اما اینک !!
خاد اگر که کم تم بد است و مردم انگشت شانرا طرف ما میگیرند همه و همه از نادانی و قضاوت احمقانه شما ست .. بقول ادیب دانا ..اگر یار بی وفا از اب در امد شرمنده انتخاب خود هستم...
اما خلیل تا زمانیکه من انجا اجرا وظیفه کردم 1- خلیل نامی از اهل لغمان یا جلال اباد کارمند امریت اطرافی در کدام ولسوالی وظیفه داشت از اینکه قلم دست بود بعد ها به شعبه کادری مقرر شد !!
2- خلیل نام دیگری اهل کابل در داخل قرارگاه ریاست وظیفه داشت نمیدانم در کدام شعبه و بخش ادم اداری قلم بدست خوب ....
3- خلیل نامی دیگری اهل کابل کارمند شعبه مخفی شش بود انان اجازه وارد شدن به ریاست نداشتن کسی دیگر هم به دفتر و دیوان انان رفته نمی توانستند چونکه وظایف انان اساس تر بود و تا زمانیکه مدیریت امنیت یا 3 جور نشده بود بعضی کار های مخفی در باره سایر کارمندان را انان پیش میبردند ... هر یکی دوسال ده بیست نفر شان دوباره کابل تبدیل میشد گاهی ریاست قندهار پیش دستی نموده تعداد از انان را در بخش های خود جذب میکرد, که یکی دو دوره انان همینطور شد بعضی اوقات رهبری ریاست با بعضی لایق و کاردان های شان ملاقات و کار سیاسی میکردند تا در سایر بخش ها قندهار بمانند گاهی هم اولاد های غریب بخاطر معاش و امتیازات بیشتر و دختران پری چهره قندهاری از انجا دل کنده نمی توانستند این خلیل نام وچند نفر دیگر شان از ان جمع هاست او در شعبه تحقیق منحیث مستنطق مقرر شد نه نظارتخانه فکر میکنم زندانی ها از تحقیق فرار کرده بودند و یک تعدا کارمندان ان زندانی یک تعداد به شعبات دیگر تبدیل شده بودند .
هر سه انان ادم های خوب کار کن شریف تقریبا همه کم حرف و ارام بودند اما خلیل لغمانی و این خلیل شش یاتحقیق زنکه باز و از میان دو خلیل ,سومی یا تحقیق بی اندازه عیاش بود در ان شرایط سخت قندهار در بازار و دهان خرقه شریفه و دم دروازه لیسه عنیو و ... همیشه با دختران دیده میشد همه کارمندان سابقه او را بخاطر عیاشی اش میشناختن فکر میکنم قرار شنیده گی بخاطر همین عیاشی هایش در اخر های نجیب ترور شد و یااینکه بعد سقوط نجیب مجاهدین او را کشتند اما داستان زن گرفتن اش از قندهار را نمی دانم , این ادم فقد وفقد در همین دو شعبه کار کرده است بعد خروج روس ها کابل تبدیل شد دوباره قندهار رفت میگویند معاون کادری کندک نختر محمد چلری محمد توظیف شده بود بعضی ها چونکه قبلا او را ندیده بودند از اینکه از مدیدیت شش به تحقیق تبدیل شد فکر میکردند کارمند تازه امده از کابل است و در جمع سه چار پرچمی مشهور مدیریت تحقیق مثل میرزمان , ظاهر , سیف الدین خوشحال ,اله یار او نیز شامل بود .. همیشه با نور حیدر دست و گریبان میبودند و مدیران پرچمی سایر شعبات و کادری و سیاسی از انان حمایه میکردند. همچنان او تکواندو و یا کانفو باز بود.
او هم دوره مسکو من بود اوکورس تحقیق و من کورس دیگری را میخواندم حتا در شوروی هم یگان شب ازدر و دیوار میپرید و با دختران یکجا میشد به سر لین هر هفته کشیده و درس عبرت نمی گرفت .
چونکه من یک قمار باز را به صد سود خوار و حاجی و پولدار برابر نمی کنم و قمار باز یک شنگ مردی وجوانی دارد .. از سردار قمار باز مدیر صاحب بصیر قمار باز و باز از روح خلیل شهید معذرت میخواهم که در دو دشنام به انان و فامیل های انان من هم دخیل و یک طرف دعوا بوده ام .
اما :بعد این حقیر و زیبایی خدا شاهد است قیافه بی خوابم را بعد خواندن این طومار اوغانی شما در اینه دیدم خنده ام گرفت خداوند هر لطفی را در حق این حقیر ارزانی داشته بجز از چهره!!
من در زمان مجاهدین و یکی دو ماه طالبان کارمند استخبارات بودم در دریا کابل مقابل سرای شهزاده کار ربل گرباچوف را میکردم در یکی دو جمهوری اسیامیانه و باز در مساکو در بازار ها کار میردم چند ماهی در گدام ها ی انجینیر صاحب نعمیت والی کابل زمان نجیب و ریس صنایع چوب کار میردم , انجا دها کارمند خاد مثل من جانکنی میکردند ..
من یک لحظه به دنمارک نرفته امد پول قاچقبران در مساکو امنت گداشت در ظرف 45 روز مل خیر به سلطنت بادران اوغها انگستان دخیر سره رسیدم .
حرف اخر ایا این منم که بفکر شما با هویت جعلی و یا اسم مستعار مینویسم !!مگر در داخل و خارج از قدیم ندیم کسانی چنین نکرده اند , پته خزانه شما نام صاحب ونویسنده دارد !! سقوی نامه انتر ناسیونال تان به نام اصلی نوشته شده است !! ایا در باره ادعا خود اسناد و شواهد ارائه نکرده ام !! شما تحقیق کرده اید که دورغ میگویم !! ایا درباره افراد شریف چیزی نوشته و گفته ام !! من میدانم که که شما ها افراد بی طرف نیستید شما طرف اداعا من میباشد از این رو خود بنام های رنگارنگ نوشته را از مسیر اش به پته خزانه سوق میدهید و یگان نادان اوغانی بیسواد نیز تریک و خاک باد کردن را شروع میکنند .
معلومات و شناخت های خود را از انسان های پست از حافظه خود .. و از هم پله های خودتان که اینک در اروپا تشریف دارند و اطلاعات انان دقیق و دست اول است رابدست می اورم و ممنون همه انان هستم امید است انان خود دست بقلم ببرند و چهره کثیف کسانیکه به ارمانها حزب و ارگان و خون شهدا ما خیانت ورزیده اند را بیشتر بیشتر افشا نمایند.
معلومات تازه دیگر: کارمند ارزگانی رحمت خان روان خانه اش را برای نور حید و خانم مدیر باقی تخلیه و اندو را بوصال همدیگر میرسانید !!این حقیقت دارد !! شما مدیران در ان زمان انرا خود کتبی اطلاع میداید .
شفیق لوگری کارمند ایکه منفک شد ,باز سرباز , بازدوباره کارمند , نفر خدمت خانه ریس محمد گل ویش با خانم ان مرحوم ارتباطات جنسی بر قرار میکرد واطلاع اش را خود ارائه مینموند .
هم سویه های رحمت اله خان روان خود میگویند : حین دست دادن با خانم وی "گلشن آرا جان " خانم انگشت وسط اش را در کف دستم فشار داده وبعد ....
من میپرسم که گلخان پول خانه وزیراکبرخان را از کجا کرد , پول تجارت چای ان هم در هندوستان را از چه مدرکی بدست اورد چرا قبیله گرایی کرد ..
رحمت اله روان خانه بی نظیر را در خیر خانه حین سقوط نجیب شاید بمبلغ پنجصد لک از کدام
منبع دریافت پول تجارت را از کجا کرد چرا از تنی دفاع کرد چرا با اوغاملتی های چون فقیر محمد ودان و توخی ..یکجا شد . مثل او دها دیگریش..............
تنها در باره این دو ننوشته ام تعداد بیشماری را رو سیاه و به بازار ها گشتانده ام .
بجای اینکه شما ها مضمون را درست بخوانید ودر پی تحقیق برایت جنگ قبیلوی را راه می اندازید و هر بیگناه و با گناه را زیر ناوه " ادی" می نشانید . خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
هههههههههههههههههه ای وای زن فروشان مداری سه بار است که بهیک اسم یکی را نویسنده معرفی میکنید به اسم دیگر رشتا رشتا گفته حرف خود تان را تاهید می نماید .
این غورزنگ چه وقت چیزی نوشته بود که اینک خود اعتراف دارد که اشتباه کرده بود چند بار اشتباه !!
کسی پیش تره کی امد و گفت اشتباه شد زندانی که شما گفته بودید اطز بین نرود زیر پای بچه ها مرد !!تر هکی داد زد گفت او خو شخصیت ملی بود من که گفته بودم او را نکشید !! نفری راپور دهنده باز تر ه کی را در کشتن وزیر یا صدراعظم ملامت کرد گویا شما خو نگفته بودید رها شود !!
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ما هم وقت دریافتم ونوشته ای که توسط خلیل خان نشر شده ونظریات که در مورد شناخت شخصیت خان اراییه شده مطلعه نمودم به این نتجه رسیدم که خان نام خیالی وجعلی است وتمام نوشته شان به اساس یک عقده خاص که در مورد چند نفر دارد تنظیم شده است دیگر کدام هدف در ان نهفته نه میباشد.
دوم:از نوشته های بی وزن خلیل خان معلوم می شود که خلیل خان نام یک شخص بازار وکوچه میباشد وخصوصیات یک نویسنده عقل دروجود شان دیده نه می شودومثل حیوان دیوانه هر طرف حق ناحق دهن می اندازد خلیل جان تو از خود دفاع کن نام های سایرین چرا در میدان می اندازی دشنام دادن به دیگران ویا نام زنها شایسته یک نویسنده نه بوده وخلاف رسوم وعنعنات ما مسلمانا ن وافغانها میباشد .همچنان خلیل خان چه درنوشته های قبلی وچه در این بحث درمورد ملت پشتون کلمات نا جایز به کار می برد مثل اوغان.اوغنستان ...... این گونه رفتارها نیز شایسته گی یک نویسنده نه میباشد ونه این رویش غلط میتواند خلیل خان را تا یکجاه بی رساند،خلیل جان از خانم پشتون خود عاشیه جان باید خجالت بکشد ویا راست است که کونی چی خجالت دارد.
سوم: خلیل خان در بخش جواب گفتن به نظریات دیگران خود را در کوچه حسن چپ زده است وبالای موضوع اصلی مکث نه کرده است وخارج از موضوع نام اشخاص دیگر که در اینجاه هیچ مورد بحث نه میباشد اکتفا کرده است واینگونه حرکات هم ضعف اخلاقی یک شخص را بیان می کند همین هم خصوصیت یک نویسنده سر کوچه ونوکر میباشد که در وجود خلیل خان مشاهده می شود.
چهارم:همچنان روشن شده که نام اصلی خان خلیل میباشد زیرا در مورد نام خلیل بسیار از احتاط کار گرفته است خصوصا خلیل که در تحقق مصروف کاربوده وگفته است که یکی از اشخاص تعلم دیده بوده معلوم می شود که هدف ازخودش است،همچنان خلیل خان بود که در بلاک های څارندوی زیست میکرد از انجاه به مسکو وبعدا به کشور دنمارک رفت وبعدا به لندن وعایشه جان در پهلوی حفیظ اله قندهاری درهمان بلاک ها بی سرو سامان مانده بود والی دست حفیظ اله جان بود یادش بخیر.
پنجم:به خلیل خان یک توصیه دارم ان اینکه دیگر از اسم جعلی صرف نظرکند اگر علاقه به نویسنده گی دارد بیا بنام اصلی خویش خلیل پیش بی اید الیته اگر همت ویا غیرت داری زیرا دیگر هویت کاذب تان افشا گردید بعد از این خود را در کوچه حسن چپ زده نه میتوانی تمام افغا نها از هویت کاذب شما خبر شد.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ملگری !!
من از سردار و بصیر و خلیل شهید معذرت خواستم !! در حالیکه من کسی را دشنام نداده بودم .
به فامیل های انان نیز که شناختی ندارم بد و رد نگفتم !! باید شما اوغانهای غول از دو دشنام های تان به ادرس انان معدزت میخواستید فردا اگر در برابر ان بی خبران مقابل شدید ایا پیش وجدان تان شرمند نمیباشید !!
دوم اینکه من از هر سه خلیل یاد کرد م حقایق را بر خلاف شما در باره انان بیان داشتم !! من گفتم دوتا ان زن باز بود زن بازی کار بدیست !! من نکفتم یکی خوب و دیگران بد است چنانچه صفات را که در باره بصیر و سردار نامان میدانستم بودن کم وکاست بیان کرده بودم من تحیصلات انان راخبر ندارم من گفتم در کورس های کوتا مدت در مساکو با من هم دوره بود اگر شما به او یا کسی دیگر اشتباه دارید و چند روز قبل ادعا کردید که از اقارب شان معلومات کرده ایم باید از همان اقارب او پرسوپال کنید کجا است زنده است یا مرده اگر زنده است شماره تلیفون اش بگیرید با خوداش تماس بر قرار کنید بگوید بشنوید تا بقول شما ها معلوم شود که چرا انسان شریفی چون شما را بد نام میکند چه هدف دارد ایا اوست که تنبان تان را بالا کرده یا دیگری از گدام گروست دیوانه است یا هوشیار نوشتن و خواندن میداند یا نه من که خبر شده ام این خلیل تحقیق شهید شده است و بر خلاف نظریات شما ادم بیغرصی بود کارمند عادی بود و بی زبانی .!! اگر که شما میگوید شهید نشده باید دقیق معلومات بکنید و رنه من باید از رفقا سابق تان در ارپا و یا از طریق کسانی از انجنیر صاحب نبی در مورد او باید معلومات بکنم .. گیریم که زنده باشد چرا باید شما را بد نام کند !!
من همسنگرم را دوست دارم برای او جان میدهم بشرطیکه به ارمان حزب و دولت و مردم خیانت و ما را بد نام و سر افگنده نکرده باشد چور چپاول نکرده باشند ........... فرق نمی کند خلیل باشد یا بصیر و سردار و یا دیگران ...
من که گفتم باقی ریس پنج یعقوبی تاج محمد احمد هلمندی و تعدادی از مدیر ان محترم قندهار وزارت امنیت ... بهترین ها بودن در باره کارمندان هادی 99 فیصد انسان های پر کار و سرباز بودند شریف بودند ..
اما کوچی ناقل چون گلخان چون رحمت اله روان دزد چون محمد گل ویش ... با یک پیاده دهان شعبه ما از زمین تا اسمان فرق دارند ..
زن فروشان صفات زن تانرا من نه هم سویه های خودتان بر ملا میکنند اگر شریف بودند از خیل و مذهب خود جدا میشدند دنبال شما می امدند !! سازمان زنان قندهار در دست زنان شما بود دوکان زن گیری شده بود هرگز تعداد انان از ده پانزده نفر تجاوز نکرد , پرورشگاه وطن در دستان زنان شما بود زنان فقیر حامله میشد دختران گم میشد ریسه و معاونه خود خانه شانرا برای ان کارمند نادان لغمانی "از گروه افقی ها "برای ارضای جنسی او اماده میکرد !! دزدی تان عیان است خانه از کجا شد پول تجارت از کجا شد مگر از خر خلقی ادمکش چون تنی دفاع نکردید ,مگر کشتار هزاره بیچاره را از جانب اقوام ات تائید نکردید مگر دنبال خیل ودل اوغانی نیستید من نداستم که در کدام گروه تشریف داری گروه که از خون داکتر نجیب استفاده شخصی میکنند , گروه علومی , گروه کارمل بزرگ یا اوغانملت !!
اینکه شما گریبان هر که را میگرید و به داگاه قبیله میکشانید کار خود تان است به نظر من ناپاکان خاینان استفاده جویان حزب و دولت از هر طایفه و ملیتی که باشند باشد افشا و رو سیاه گردند !!
خان اصلیست یا نقلی چه درد را دوا خواهد کرد خان چه گفته ان مهم است چرا گفته با شما ها چرا در افتیده !!چه خصومت ودشمنی با شما ها دارد !!
من باز هم از شما دزدان و فرصت طالبان می خواهم تحقیق کنید تا به هدف تان برسید چونکه تا حال سه نفر را توهین ودشنام داده اید به ناموس شان اهانت کرده اید ..
یکبار خود گفتید زن مخاطب تان شریف بود طلاق گرفت و رفت عقب کار اش اینک باز ادعا دارید که نزد گلاب زوی و محمد حفیظ امانت مانده بود !! یا بزنان و فامیل های بصیر و سردار چه نبود که نگفتید !!
حتا ادعا کردید که در پولیس ملی کرزی درون شده و دها دشنام دیگر ...
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
اوخلیل دیگر هویت تان افشاه شد هرچی به هر نام نوشته کنید همان خلیل نظارتخانه تحقیق ریاست امنیت دولتی قندهار هستی نام اصلی تان (خلیل)در لابلای نام های سردار وبصیرتوسط سایر دوستان وکارمندان سابقه امنیت دولتی افشاه گردیدمطمین باشد که خودت کدام درجه علمی هم ندارید بدون دشنام دادن وتهمت بستن واین هم میدانم که خودت هیچ نوع استعداد نوشتن ادبی ومنطقی هم نداری ولی خودرا بالای کدام حلقه بدنام دشمنان افغانستان فروخته ای ویاهم شمارا به کرایه ویا اجاره گرفته است که همیشه شعار های تفرقه امیز ونفاق مانند انها توسط تو زم زمه می شود ان هم بنام جعلی وساختگی خلیل جان من مثلی شما شخص نمک حرام وبی وجدان هر گز نیستم که نام زن وفامیل تان بیگرم میگویند( راز زنها نزد مردا)من خودرا افغان میدانم تا روز مرگ هم ازدست کسی که نمک خورده ام به نمکدان اش احترام دارم احترام فامیل شما ومحمد گل خان توبه وال صاحب را همیشه حفظ خواهم کرد زیرا نمک دستان نهایت پاک شان چندین مرتبه خورده ام میدانم که عقده ها در دل داری ولی این عقده های تان نه باید در اینده به قیمت جانت تمام شود زیر جهان امروز از برکت پیشرفت تکنالوژی به یک دهکده بسیار کوچک تبدیل شده است ودر هیچ کنج دونیا هم انسان نه میتواند از گزنداعمال ورفتار بدخویش در امان بی ماند در کلام اخراز شما خواهش دارم اگر همت داشته باشد به این ادرس با ما در تماس وانلاین شوید.تا من شمارا وشما من را بی شناسید.ورازدل کنم به نظر من اززیری چادری نشان گرفتن کدام نتجه ندارد لطفا بااین ادر س بامن رابطه تامین کنید..
gho-r122@hotmail.com
آنلاین : http:/gho-r122@hotmail.com
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
رحمت اله روان !!
مگر تو پولیس هستی مسوول نشرات هستی تا دیگران به فرمایش تو نام انتخاب کنند مقاله بنویسند من ادعا نکرده ام که نوسینده هستم من نفد ادبی نکرده ام همچنان مثل شما مطالب دیگران را کوتا و دراز و بنام خود من من کاغذ سیا نمی کنم ..
من هر کی باشم هر اسم داشته باشم مهم نیست مهم این است چه مینوسیم , عهد کرده ام تا دزدان , فرصت طالبان , اختلاس گران را به همه معرفی ندارم ارام نخواهم نشست چونکه همه را خر فکر و خود را با وجود این همه غارت و اختلاس فارشیست بودن مبارز جلوه میدهند ,مبارزه انان بدست اوردن امتیاز برای خودشان است !! فرق او با یک جهادی که اختلاس کرده باشد درچه است!! جهادی از کوه پاین شده از قانون بی خبر و بیسواد است اما کسی که در راه عدالت و قانونیت و ختم تعصب علم را بلند کرده بود و اینک رهزنی بیش نبود اینک فاتشیست بیش نبود و از زمین و اسمان به نفع خود وتباراش میبافد ..
تو به هر نامی که باشد بصیر سردار خلیل در حقیقت نه انان را بلکه مرا بخاطریکه در رد نظریات ات چیزی های نوشته بودم دو دشنام دادی فکر کردی من کارمند اطرافی بوده و داستان کون دادن و کون کردن در مدیریت اطرافی برایم درست کردی حتا نام زنان دیگران را به من سنجاق نمودی همه از نادانی ات سر چشمه مگیرد انقدر نادان تشریف داری چنانچه در گذشته از جنرال تنی دفاع و نقش او را در کشتار هرات بی خبر بودی ... ..
داستان نمک حرامی !! رحمت خان روان : مگر من مادون تو بودم مدیون تو هستم نشان ومدال وترفیع از تو گرفته ام خانه ات گاهی امده ام نانی از سفره ات خورده ام ناقل هستم به خانه و زمین وطن نیاکانت لمیده ام تا در برابر تان نمک حرامی کرده ام . داستان دست دادن " گلشن ارا یا روشن ارا" را من نه بلکه هم ردیف های خودتان افتابی میکنند من از کجا داستان های عشقی محیط درس و کار تان و فعالیت های حزبی ات در گروه تره کی و امین را در دارلمعلمین قندهار خبر بودم ..
من از نواز خلقی چیزی نمیگویم چونکه دزدو رهزن نبود علنی در جهت اهداف نانزیزم کاغذ سیاه نمی کند مردانه خلقی بود طالب شد , من در باره نور حید ر گفتم که ادم کارکن وظیفه شناس فعال بود کدام اختلاس و دزدی نکرده است از بدی های وخوبی های خانواده اش یاد نمی کنم چونکه خبر ندارم او هم کدام جا کاغذ سیاه نکرده است تنها از چرس و شراب هم جنس بازی وگاهی هم که بواسطه کارمند تو زمینه لب چوشی خانم مدیر باقی برایش فراهم میشد را تذکر دادم در حالیکه هر دو خلقی هم میباشند .
اما تو و امثال تو را با این اهداف فاشستی و اختلاس های تان رها کردنی نمیباشم .. من اگر خواسته باشم عکس خانه ات شماره خانه ات را گرفته و از ناحیه چار شهرداری کابل اسنادملکیت خانه ات را اگر که بنام تو ویا خانمت باشد حتا اگر فرخته باشی تاریخ خرید و فروخت انرا فوتو گاپی و در سایت ها نشر خواهم کرد!! تشویش نکن بگفته خسر خیل تان شیخ اصف محسنی عدالت در سر زمین ما هرگز گذراش نیفتاده است خانه را کسی گرفته نمی تواند بلخصوص که علومی و رووفی و جنرال اکرم و تنی را داشته باشید چرا که برای او نیز کاغذ سیاه کرده اید ..
نمیدانم چرا اصل سوال ها را جواب نمی دهید که این خانه موتر دوکان تجارت و پول پرواز از پاکستان به اروپا از کجا شده بود زیرا که انجینیر صاحب نبی معاون بود خانه پدری در کابل داشت , مدیر عزیز وردک , معاون سیاسی زرنگ و قاسم لوف ... از سوه تو بالا ویا در پله های تو قرار داشتند ولی امروزه نان خوردن خود را ندارند !! این ها مهم است تا جواب بگویی !!
بر عکس تو در وطن من ,کابل امده و در زیر باران مرمی و جنک در ساحه ربانی خیرخانه زمانیکه ادم ها توته وپرچه خود را جمع کرده نمی توانست از پول دزدی ملت خانه خریده و به تجارت وزر اندوختن شروع کردی و هیچ تفنگی مزاحمت نگردید! ایا از شر هم تباری هایت از قندهار زابل ... فرار نکردی , ایا در ساحه انان به خیال راحت زندگی و کار کرده میتوانستی ایا طالب ... ودیگر هم خونی هایت ترا فراری غرب نساخت .
در قندهار نیز بخاطر راحت تو خون کاکل رزی های کابل و سایر ولایات فروان ریخته است اگر که انان نیز زنده بودند مثل تمام بی ادبادن اوغانی یا" رفیق خر" انانرا کونی خطاب میداید گناهت نیست رهبر ات گل خان است از او باید تقلید کنید او کابلی ها را گروباران چند تا پنجشیری ریاست را گروه کار و هر کدام شما مدیر ها را " له دو مدو " خطاب میداد .
تو مدیون همه حتا هزاره ها نیز هستی چون که زمین و خانه انان را حاکمان در دای چوپان زابل گرفته و به اختیار شما ناقلان سلیمان کوهی گذاشته اند , مدیون گروه ربانی همچنان , پس این نمک حرامی توست که از کوچی دفاع میکنی از تنی جاسوس و ادمکش دفاع میکنی همه مردم غیر اوغان وطن ما راگوداگیان معرفی میکننی چنانچه گفته یی دایران گوداگیان دازبکستان او روسان او تاجکستان گوداگیان , د شمال گوداگیان ... داستان رقص مرده و سینه بریدن رادر جهت کوبیدن مردم نیز استفاده کرده یی در راه کشتار طالب در شمال همچنانکه گریه سر داده یی .. باید مدیون شیعه های قندهار نیز باشی چونکه بدون تعصب برایت زن دادن نظافت و کالا پوشیدن را اموختند از توبچه شهر نو قندهار درست کردند ...
اگر ما خیانت پیشه و یا حسود میبودیم کسانی را بخاطر موضوع "انفجار قانونی " عقب دروازه حمیداله محمد زایی در مکرویان استاده میکردیم خدمت امثال تو را نیز مینمودیم ..بر عکس این گروه حمید بود که میخواست ترا و دیگران شکار کنند .
و اگر تو صلاحیت داشته باشی افراد چون من را زنده پوست خواهی کنند !!
دوستان این غورزنگ اوغانی همان ناقل بدوی قبیله وی بنام رحمت اله روان مدیر پنج ریاست خاد قندهار است اگر چه خود لاف و پتاق زده است که معاون انجا بودم اما انرا جدی نگیرید , چند سالی است زیر نام ها رنگارنک دشنام های اوغانی نثار کرده است , , سن او در حدود 60 تا 70 ساله است ولی میخواهد با ما که حیثیت فرزند ونواسه اش را داریم دست وپنچه نرم کند وافکار اش رابالای من بقبولاند .. کور خوانده است !!
پبیشتر در ذیل این مضمون نمی نویسم چونکه نوشته دیگری در باران یارانت در راه است .
خان اصلی
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
ملا رحمت اله خان ناقل !!
((((خلیل جان من مثلی شما شخص نمک حرام وبی وجدان هر گز نیستم که نام زن وفامیل تان بیگرم میگویند( راز زنها نزد مردا))))
پس با ذکر این گوش زد تان اعتراف نمودید که شوهر خانم گلشن ارا جان تشریف دارید یعنی که رحمت اله روان هستید !!پس از چه زمانی غرزنگ شده اید ..
(((من خودرا افغان میدانم تا روز مرگ هم ازدست کسی که نمک خورده ام به نمکدان اش احترام دارم احترام فامیل شما ومحمد گل خان توبه وال صاحب را همیشه حفظ خواهم کرد زیرا نمک دستان نهایت پاک شان چندین مرتبه خورده ام میدانم که عقده ها در دل داری ولی این عقده های تان نه باید در اینده به قیمت جانت تمام شود)))
رحمت اله خان کاکو من هرگز اوغان نیستم با محمد گل اوغانی تان هیچ رابطه یی ندارم خدا میداند چه خری تشریف داشته باشد ..
داستان نمک و دستان پاک شانرا نیز تائید نمی کنم هرگز یک لقمه نانی از از ما نخورده یی و من هم خوشبختانه این افتخار را ندارم .
داستان عقده را نداستم کدام عقد من که زیر دستان نبودم رقبیب تان نبودم من خود چند سال قبل داد میزنم ادم عادی حتا امر و مسولیت کدام شعبه را نداشتم حزبی ساده خط اول پرچمی کارملی فقد همین .
داستان اخطار دان قیمت جان : من گفتم که در سی سال جنگ وطن ما پای مرغ تان هم خون نشده یک روز یک گلوله به طرف دشمن پیر نکرده اید تنها سه چیز راه خوردن دف کردن و جیب پر کردن را بلد بودید .
کسی که ادراش از ترس طالب حتا طالب رفیق خود اش میرود خانه و زندگی برایش ارزش بالا را دارد کوسی نخواهد بود تا ادم بکشد کسی که ادم میکشد اخطار نمی دهد ما نه در پی حفظ جان در این یار امده ایم بلکه رمق حیات و بی عدالتی های اوغانی و خیانت های رهبران ما را اینجا سر گردان کرده است .
هر ان انجا میرویم ..
کشتن بخاطر چه ؟ تو با گروه فاشیستان یکجا شده یی با حزب و اهداف دان خیانت کرده یی بر تری جویی قومی و قبیلوی را میخواهی دورغ نوشته بودی هویت خادیستی ات را پنهان کرده بودی چند نفر از من قبل تر نوشته هایت را از چند بود نقد کرده بودند من هم دلم ارام نگرفت تو سیاهی لشکر که حزب و ارگان حیثت گاو شیری را برایت داشت و در رد یاوه سرایی هایت چیزی های نوشتم نه تحقیر کرده بودم نه دشنام تو هم دوبرابر ان مینوشتی ..بر عکس چون همه اوغان ها به تهمت زدی دشنام دادی با ضرب و شتم اینک کشتن م اخطار میدهی زمانیکه مرا شناختی از چند نفر مسوو لین که با انان در کابل وقندهار کار کرده ام چیزی های بیشتری خواهی شنید .
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خلیل خان نخست سلام خدمت تان عرض است ما تمام نوشته تان ونظریات نظر دهنده گان خواندم اول خوب شد که شمارا صحتمند وتندرست دریافتم صحتمندی کامل شما ارزوما است
خلیل خان معلوم شده که در مورد پرسونل امنیت دولتی قندهاراز ریس گرفته تا معاون، مدیر، وکارمند عادی معلومات کافی داری بدون کدام حراس خوب بد شان گفته اید ودین مهم وظیفوی تان به وجه احسن انجام میدهی ولی درمورد عایشه وپشتنه چیزی را به دهن نه اوردی درمورد آنها چی خبری خوب وبدی؟ آنها هم یک عمری در ان ریاست وظایف انجام داده است؟
دوم: اینکه شما میگوید که من افغان ویاهم به اصطلاح خودت( اوغان نیستم) پس شما مربوط کدام ملت قوم ویا طبقه وگروه هستی؟ایا از قوم لوط ویا یهود خونیستي؟اگر از قوم لوط ویا دیگر گروه هستی پس لازم نیست با شما مشاجره داشته باشم.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
نظار خان و
قوم لوط کسانی اند که معفول اند پسران را نکاع میکنند !! زنگ بسته میکنند !! مثل عمده اش اکثر مردم قندهار رهبر شان احمد خان ملتانی چلم چی نادر افشار .
قوم یهود و خود یهود معلوم اند امروزه صهونیست خوانده میشوند امتیاز طلب اند به کشتن وسوختن دیگران خوش میشوند زمین و خانه دیگران غصب و یا نابود میکنند .
این پشتنه از کجا شد .؟
نطار خان من عادت ندارم در مورد هر کسی چیزی بگویم در کمیت هزاری نفری ریاست قندهار نمیشود هر که را شناخت تا ان زمانیکه من در انجا اجرا وظیفه کرده ام یک تعداد را میشناسم نه همه را من یک شب را در داخل ریاست نبوده ام خارج از ریاست !! در این روز ها از طریق کارمندان نوتر انجا چیزی های در باره حضورکارمندان طبقه زن معلومات پیدا کرده ام در زمان ما یکی دوتا کارمند بودند گفتم خانم قوماندان سارندوی وخانم کدام کارمند مالی شاید یکی دوتای دیگر انجا بوده باشند من داخل ریاست نبودم خبر ندارم ..
در مورد عایشه و یا پشتنه و دیگران چرا چیزی بگویم نه قوم من است نه خیش من نه امر من نه مادون من اگر بد کاره بوده اند شما بگوید اگر خوبکاره بوده اند باز هم به خودشان مربوط است بحث ما در رابطه به همه نه بلکه در باره چند خاینان اختلاس گر است و کم وتم مکمل مرور انان به چرس و شراب ودزدی و ....شان میپردازیم .
نه من نه تو وطیفه نداریم تا گریبان هر کی را بیگریم این رحمت اله روان رهبرات یا شاید خودت روان باشی در راه ارزش های نابکار قبیله یی سیر کرده است در گذشته غارت و دزدی کرده است فاشیست چون گل خان .. را تائید نموده است خسر بره هایش در خانه اش از جانب گروه محسنی امنیت او را تامین میکردند از این رو امریت شهری چند بار انان را گرفتار نموده بودند .
اما بعد : میشود بگویی که کی استی در کدام سال انجا تشریف داشتی چونکه خواسته یی در بین ما از ناحق دفاع کنی و دشنام های بی مورد نیز نثار ما کرده یی در حالیکه خوبی و بدی من به تو از تو بمن نرسیده است ؟ چونکه فهم و نظار به نام ادم شباحت ندارد ؟
من باکسانی در افتاده ام که که در رهبری و حلقه مدیران قرار داشته و دزد و رهزن و بد کاره بوده با ارمان های شهدا ما خیانت کرده اند و و در خط مشی فاشیستی روان اند و امروز دبل وطن پرستی و مبارز و پاک بودن را مینوازند . کسانی دیگری هم بودند که اختلاس و استفاده جوی کرده اند اما با انان کاری ندارم چونکه کتاب نوشته نمی کنند صحفات انترنت را از دورغ و قوم پرستی و امتیاز خواهی پر نمی کنند نمی گویند گواگیان نمی گویند تنی ادم کشته , طالب خانه و زمین مردم تخریب نموده ....
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
بازهم تکرار می کنم سایر دوستان وکارمندان خصوصا کارمندان عزیز ریاست امنیت دولتی سابقه قندهاردر همین ادرس باما در تماس شوید.من شب وروز در خدمت شما هستم تا روی این سیاه دلان وعناصر تخریب کار سیاه ګردد.
gho-r122@hotmail.com
آنلاین : http:/gho-r122@hotmail.com
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
آقای غور حنگ متاسفانه آدرس را غلط نوشته ای
با این آدرس مجهول هیچکسی با خودت تماس نمیتواند بگیرد بشمول محترم خان زیرا خودت اول سواد نوشتن وآدرس نوشتن را تاهنوز یاد نگرفته ایی اما شروع کرده ای به نصحیت و وصیت پدرانه به خان عزیز آدرس خودت کاملا غلط است علاوه بر اینکه @ را ندارد بلکه نواقص دیگری هم داشت که کامپیوترمن هم آنرا قبول نکرد
دیگر اینکه وقتی زور برایت معلوم شد زنده یاد ببرک کارمل را هم براءت دادی درحالیکه درپیامهای قبلی آنچه بد وبی راه نبود که نثار آن مرحومی نکردی اما حالا خودت میگویی واعتراف کردی که مرحوم کارمل ضد کدام قوم بخصوص نبود وهیچ قومی را توهین نمیکرد اما چرا شما اوغانها وی برچسب انتی پشتونی زده اید وحتی همان پشتونهای که درخط فکری کارمل مانند عبدالمحید سربلند حرکت می نمودند همه را در یک قلم ضد پشتون قلمداد کرده اید خودت ازچه وقت به اینطرف متوجه شده ای که ببرک کارمل وشاگردانش ضد پشتونها نبوده اندـ؟
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
فکر می کنم که حقیقت را به چشم بد تان دیده نه میتوانی در انجا ادرس ما واضح وروشن است ،ای کور حقیقت اینک یکبار تکرار ادرس را مشاهده کنیدgho-r122@hotmail.com
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
برادر خلیل خان،خواهش دارم از بحث اصلی خارج نه شوید،این موضوعات مختلف بی ربط نتجه مثبت ندارد ، اګر از افشاه هویت کاذب خویش در ترس حراس نیستی ما ادرس خود را به تو مانده ام لطفا در ان داخل ارتباط شو تا تشویش شما رفع ګردد که من کیستم بازمن وتو باهم سخن می زنم ویکی دیګر خواهم بخوبی شناخت ودرک مینمایم،من مطمین شدم که خودت خلیل خان هستی اینکه به هرنام و درمورد هر چی دروغ یاراست نوشته می کند وبه نفع دشمنان افراطی افغانستان کمر همت بسته ای بازهم تعلق به خودت میګرد هر چند در این را کاذب پیش میروی در اصل به حیثیت شخصیت واعتبار خویش وهم رزمان خویش صدمه می رسانی مطمین باش دیګر کدام نتجه معین بدست نه خواهند اوردی ،بازهم یکبار دیګر برایت خاطر نشان می سازم که بیا با همان ادرس با ما در تماس شوید تا راز دل کنم ازشما هیچکس ترس ندارد زیرا خودت از ترس جان خویش در خارج کشور خودرا درګوش کدام موش پنهان کرده ای، اینکه اقوم دیګران با انها وفاه نه کرده شما هم در همین ردیف قرار داری باشما هم قوم وګروه تان وفا ه نه کرده است وشمارا در روز روشن استفراق کرده است ومی کند خودرا زلیل وضعیف جلوه نه دهی کدام جرم نه کردی که به نام اصلی خویش خودرا ظاهر کرده نه میتوانی بدون اینکه عضوه حزب دموکراتیک خلق اقفانستان وکارمند بسیاری عادی در سطح پایين بودی وتحت رهبری همین حزب به مردم خدمت کردی این کدام جرم پنداشته نه می شود بلکی یک افتخار است باید ګردن خود را به هیچ کسی ارتجاعی ومتعصیب پايین نه کنید وحلقی غلامی استخبارات اجنبیان نیز در ګردن نه اندازید،شما تا کنون جوان وخود را نویسنده هم به رسانه ها معرفی کرده ای راه مبارزه طبقاتی بسیار طولانی وداریی پیچ خم ومشکلات میباشد به اینګونه دشنام ها واتهمامات بیجاه و همچنان به توهین ملت ها واقوام مختلف افغانستان به کدام جاه ومقام نه می رسی ونه هم صاحب کدام خانه وتجارت می شی ونه هم به عقده های بیجاه قبلی تان دوا پیدا می کند اینکه خودرا ازجمله پیروان مرحوم ببرک کارمل میدانی ان مر حوم هیچ وقت توهین واهانت به اقوام وملت های دیګرساکن افغانستان نه کرده است ونه هم در همین عرصه شاګردان را تربیه نموده است ،بعد ازاین کسی به ګف های تان ګوش نه میدهند تا زمانکه هویت تان افشاه نه شده بود خواننده ګان فکر می کرد که شما ممکن یک شخص بیطرف وغیری سیاسی وبدون کدان اندیشه خاص وتفکر باشی ولی فعلا که از هویت وکار کرده ګی شما مردم اطلاع حاصل کرد وخود را پیرو راه ببرک کارمل معرفی می کنی ودارایی اندیشه وتفکر خاص ومشخص هستی دیګر به سخن های شما اعتبارهم نه خواهند کرد بدون اینکه از شما منحیث یک اله دست به صفت یک ګودی کوکی به نفع خویش استفاده کند زیرا دشمنان قسم خورده ای ارګان امنیت دولتی ودر مجموع دشمنان حزب دموکراتیک خلق افغانستان ومرحوم ببرک کارمل در داخل وخارج در هر ګوشه دونیا در کمین میباشد انها از خدا یک اله دست وګودی کوکی از داخل کارکنان امنیت دولتی وحزب دموکراتیک خلق افغانستان می خواهند،فقط باصبر وشکیبایی وحوصله با صداقت ووفادری با تعهدات خویش میتوانی نتجه مثبت کمایی کنید وبس.ارزو دارم نصحت های ما بالای تان تاثیر مثبت کند واله دست دیګران خود را نه سازید.
آنلاین :
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
صد فیصد من ارتباط میگریم !!
تو ادم سوسیال خور هستی !! از پول دخیره ملت نیز در کیسه چیزی داری !! خانه کابلت ده پانزده میلون دالر برایت جور میکند !! خانه قندهارات نیز یک میاون دوملیون !
اما منی حقیر باید شبانه 12 ساعته کار و کنم تا امرار معاش پنج فامیل بی سرپرست جمع فامیل خودم را پوره بکنم !!
این دها غلطی املا یی من از بی خوابی یست !!
من از ترس نه بلکه از امرار حد العقل معاش اینجا هستم در کدام غار دورن نشده ام سه ساتل قبل اولین باریکه در این سایت هزاره گان در امدم همان روز ها ترا بیرون" پورته کده "بودن از همان زمان خودم بدون جبر و اجبار گفتم خادیست کارملی ضد برتری جوی ضد کلمه اوغانستان ضد قهرمان تراشی بد نامان و جاسوسان اجانب هستم !!
ترس در باره کسانی صادق است که پولدار اند و هنوز هم تانه و کنایه "شو ره وی" را گوش کرده سوسیال میخورند و یا ازترس طالب ورور مجاهد ورور تربور ورور انپجار اورور در غار نشته با هزاران نام جعلی سایت ها را پر میکنند و زن ها هم از دست شان په تکلیف یکی خو ادم که پیر شود خوش زنش نمی اید دیگر که در کنج خانه تمام روز نشته باشه و مثل رادیو چوبی تر ه کی بابا زنگ زنگ کنه .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
بلی خلیل جان فهمیدم که در حق تمام پرسونل ریاست قندهار تبصرهای دروغ وراست جور کرده میتوانی ولی درمورد عایشه جان وخواهر چاغگ اش پشتنه جان چیزی را گفته نه میتوانی بخا طر اینکه ناموس شیرین میباشد بازهم افرین که خون روحیه عزت وناموس تان در رگ های افغانت شما جریان دارد اگر صد مرتبه تو بیگوید که افغان نیستم ولی بازهم با دختر مرد افغان سر به یک بالین مانده اید واولاد های تان ازنسل پاک افغان است
شما من را نه شناختی میخواهم امروز خودرا به تو کمی معرفی کنم من هم در ریاست امنیت قندهار وظیفه داشتم بعد از سقوط رژیم زمانکه تو خلیل ,باری سیاه ,رحمت اله روان ونعیم مخابره در چمن ببرک در مندوی ارد برنج کار میکردی باز هم دیگران خوب بودند ابرو مندانه در داخل دوکانها کار میکرد ورحمت اله وباری سیاه موتر های شخصی هم داشت ولی شما درهمان مندوی در سری سرک در یک غرفه دست فروشی کارمیکردی ویکان روز میدیدم که لباس افغانی خامک دوزی افغانی هم به تن میکردی وبچه گک خورد تان نیز دربغل تان می دیدم خانه من در تهیه مسکن بود یگان روز از این راه گذر میکردم احوال شما ودیگران جویا می شدم.قبلا نوشته تان بنام خان برایم دلچسپ بود ولی فعلا که هویت تان افشاه شد به این عقیده شدم هر چه به اساس یک خصمت وعقده به روی کاغذ می اری حقیقت وبنیاد ندارد.نوشته های رحمت اله،انجینر ذکریا،جلال،عزیز واسلم رانیز مطالعه می کنم ولو هر چی نوشته کرده توهین امیز تحقیر امیز با ملت ها واقوام غیره نه میباشد دوم اینکه هریک هر چی نوشته می کند بنام های اصلی ادرس وعکس شان میباشد نوشته های شان تعلق به خودش دارد،تمام نویسنده ها می شناختم ولی در مورد نوشته خان در تشویش بودم که این شخص کیست؟فعلا خدا راشکر که هویت اصلی شما را در یا فتم
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
نظار خان !!
من هم مثل ادعا دارم که کارمند سایقه قندهار بودم نامم خان است چرا شما قبول نمیکنید پس من چطور میتوانم فهم ونظار ترا قبول بکنم نه مدیریت ات را میگویی نه موقف ات را و نمی دانم چرا بطرف روان روان هستی , شاید راست بگویی سال هایکه من انجا نبودم انجا بوده باشی .
فهم خان تاکید وسوته کراسی اوغانی شما ها در چند محور میچرخد .
– کسی کارمند بی سوادی دروازه بان نظارتخانه خاد قندهار بوده و اینک خود را خان معرفی داشته باید اعتراف کند که خلیل است !! که چه ثابت شود ؟
– ده سر کراچی یا کدام غرفه چوبی ده دهان مندوی عمومی پایتخت بی ابرو مندانه لوبیا و نخود و ارد را سیرکی میفروخته در مقابل رحمت اله خان و چند تا یار غار اش ابرومندانه صاحب دوکان وتجارت بزرک در داخل سرای بوده واین خلیل یا خان امروزی ادم حسود نیز بوده از روی حسادت اینک با دگروال رحمت اله خان روان دشمنی او و کارمل صاحب را بد نام میسازد در ضمن شوهر عایشه و پشتنه نیز بوده واضیع یست که اوغان نیز ...
– خوب گیریم که من خلیل اما با سردار و بصیر چه پرابلم داشته اید ؟؟ پس چرا روز اول خلیل نبودم که حالا خلیل شده ام !! حتا بسیار خوش چهره نیز , زن فروشان اگر هر که مرا نگاه کنند یا این ادعا شما وقیافه زشت پهلوی هم بگذارند شما نادان ها را مسخره خواهد کرد .
نظار خان من خان ام نه کسی دیگری کارملی بودم اما تما م افکار امروزی من افکار ان بزرگ مرد نیست من چند سال پیش بار ها در زمینه یاد اورشدم که پستی و بلندی روزگار کندن کله گرگ مظالم اوغانی شیوه مبارزه مرا تغیر داده است من اوغان نیستم من خراسانی اریانایی بلخی مزاری هراتی سبزواری غوری غرنه یی کابلستانی و سیستانی هستم . چرا گفتن اریان وخراسان فدرالیزم برای تان چون جن و بسم الله شده و هوش از سر تان میپرد , برای من اوغان اوغانستان شرم ارور است چون که به تریاک تررویزم مکتب سوزی زن فروشی تیزاب پاشی انسان کشی و توته توته کردن سر زمین خونچکانم سر و کار داسته است " کعبه الهام تان کشور برادر کرزی خان" به اتم رسیده پایتخت چهل ساله اس توریست و جهانگردان را بخود جلب میکند اما کابل من از بوی تعفن و بی عدالتی دادا اش به اسمان ها بلند و بت های تاریخی بامیان .... به خاک یکسان شده است انگریز عرب پاکستانی چچن را کسانی برای کشتن من اورده است زنان ما را بدون مردان شان از ولایتی به ولایتی انتقال و زمین خانه باغ مردم ما اتش زده شده است در جا های دیگر قتل عام کرده اند در والسولی پنجوایی که از دو طایفه اوغان وقزالباش تشکیل شده اند ونفوس شان هم بسیار کم است هشتاد مکتب جور شده در حالیکه برای این تعداد نه معلم و نه شاگرد وجود دارد در مقابل در تمام وبدخشان پنجشیر دایکندی غور در یک ولسوالی دو مکتب وجود ندارد .
رحمت اله خان شب روز تو در داخل دفتر و بلنداژ ها سپری شده !! ما چون فولا ابدیده سخت شده ایم این نظار شدن هایت و یا ارتباط با بابر و بایانی ... و تائید حرف های تو دردی را دوا نخواهد کرد ..
این داستان های طفلانه ات را بگذار برای کدام بیسواد دای چوپانت .
چرا من منکر نامم باشم چرا من منکر کسانی یا خانم های که بگفته شما اقارب و خانم من باشند باشم به کدام دلیل و اگر که من بگویم بلی شما بزرگ زبده .. هستید مرا درست تشخیص داده اید چه واقع خواهد شد .
اگر که من خلیل باشم ایا چرا من از نام و نشان خلیل دروازه بان نظارتخانه و مندوی شرم داشته باشم؟؟
دیروز میگفتد زن طلاقم !! مرا از خانه کشیده چونکه من معفول و بد کار وبد جنس بوده ام چه شده که باز مرا نکاح کرده خانه خسرم فرستادید , دوباره انان را شریف معرفی و دستان پاک شانرا نمک شانرا .. مثال زدید !! چه نامرد خر صفت مردمی هستید گفته میروید ولی از دیگران گوش نمی کنید.
باز هم میگویم اگر که من خلیل شوم چه اتفاق خواهد افتید ؟ بد میشوم ؟ خوب میشوم؟ دست تان به من میرسد ؟ مرا خواهی کشد؟
واین خلیل چه صفتی داشته که اینقدر دنبال اش افتاده اید او اسطوره است او بچه بچه سقاو است باید ادم مهمی باشد چونکه کارمند عادی دروازه بان زندان گدا دروازه مندوی و این همه سر و صدا .. ایا او پشت کامپوتر نشسته میتواند سواد کم تم به اندازه من دارد , سر اش را مار گزیده است .
هویت کسی بدر کسی نخواهد خورد واضیع یست که موجوی , زنده جانی بوده تا این مطالب را نوشته حال حقیقت ادعا ثابت است یا نه اگر که دوروغ و تهمت بسته است به کدام محکمه شکایت کنید ادرس اش از روی همین نوشته اش پیدا خواهم شد.
از قرار گفته خودتان پوسته یی تنظمی دزد و رهزن نبوده یک ادم فقیر ..
باری در کابل پرس? اوغانی گفته بود پنجشیری های سقا و نانوا پنچر مین هزاره های جوالی ... کسی در جوابشان نوشته بود کار عبادت است اگر که پاک کاری تشناب ها هم که باشد مداری گری موش خرما جنگ دادن خر تیله کردن در راه عامه اسپندی گری فوچاق خربوزه خوردن دزدی نوکری اجانب ایرانی ها پاکستانی ها انگریزها تریاک وهروین ...شرم اس اگر بیشتر بگویم باز دلیل خلیل بودنم تفسیر خواهد شد من که او را میشناسم ادم بدی نبود کسانی که او را نمی شناسند میتوانید از مدیر خلقی تحقیق ریس امنیت فعلی لغمان و کارکنان تحقیق , انجنیر نبی معاون کادری ومدیر امنیت , مدیر شش معلومات کنند ... با یک پشه نباید جنگید !!
من بار ها دلیل مقابل شدن با روان را از نوشته هایش عنوان کرده ام با هیچ انسان شریفی مقابله نخواهم کرد در مقابل در برابر هیچ فاشیست ودزد و رهزن سر خم نخوهد کرد دای گز دای میدان .
نوکر صفت ها من نتوانستم به ادرس ایمیل تان تماس بکیرم چونکه کابل پرس کاری کرده است که ایمیل ادرس تانرا کامپوتر قبول نمی کند .. خان دشمن شکن
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
من شب گذشته از محترم اسلام الدین ساپی , یکی از رفقای پرچمدار درشهر مالموی سویدن ازهویت خان پرسیدم وی نام خلیل را تایید نکرد بناء دوستانیکه به رفیق خلیل دشنام می زنند باید دشنامهای شانرا پس بگیرند
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
دوست عزیز صاحب زاده صاحب، نشود که خان دیروز امروز صاحب زاده شده باشد، به هر صورت من یکبار بازهم به اطمنان کامل به عموم رفقا میګویم که این شخص خلیل نام دارد کدام شخص مهم در ابتدا نه بود ونه هم کدام علمیت ودانش داشت ،ولی فعلا خودرا اله دست دیګران ساخته وتیشه به ریشه خود وحزب دموکراتیک خلق افغانستان می زند واز نام پرچم وببرک کارمل استفاده سوء میکند،یک خواهش دارم که ساپی صاحب که این را رد میکند پس بیګویند که این خان کیست که حیثیت پرچمداران ورهبر حزب مرحوم کارمل را توهین مینما یئد ایا مرحوم کارمل کدام روز به کسی ګفته که من افغان نیستم ایا مرحوم کارمل بجای افغانستان اوغنستان ګفته است ،ایا مرحوم کار مل در افغانستان ضد اقوام غیری تاجک بود،ایا مر حوم کارمل در حقیقت برای خراسان واریانا کهن مبارزه می کرد که امروز همین خان نا خان خودرا از پیروان خط کارمل معرفی می کند اګر ساپی ویا صاحب زاده هم به همین طر زتفکر خان میباشد باید بیګوید که همین خلیل نیست خان است،پس مهربانی کنید چهره اصلی خان را به ما معرفی کنید من به این شخص ایمل ادرس خود را ماندم اګر این ترس از افشاه هویت خود ندارد پس چرا با من انلاین نه می شو د.همچنان بدون همین سایت کابل پرس? چرا در سایت های دیګر نوشته شان دیده نه می شود؟ چر در سایت رفیق مر حوم کار مل بنام اصالت ظاهر نه می شود،چر در سایت مشعل دیده نه می شود،معلوم می شود که این شخص اله دست کدام حلقه ار تجاعی شده است که میخواهند علیه حزب دموکراتیک خلق افغانستان وبد نام ساختن کارمندان امنیت دولتیازنزدش استفاده می نما یند,شما صاحب زاده وساپی اګر راستی هم خان نه میباشد مهربانی کنید به این ادرس با ما در تماس شویدgho-r122@hotmail.com
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
به محترم غورزنگ سلام!
من تمام نکات شمارا درین رابطه تاپید میکنم ساپی صاحب چندسال است که بعداز مرگ پسر جوانش میوند با مسایل سیاسی وداع گفته است من خودم که نمونه های از نوشته ونظریات این خان را برایش ارایه کردم وی گفت که وی که تمام عمرکاری خویش را در قندهار خصوصا درامنیت گذشتانده است تمام افراد آن زمان را بیاد دارد وخلیل را نیز .گفت : که وی کاملا خلیل را می شناسد و او اینچنین متعصب ومفتن نبود که اینگونه پرت وپلا می نویسد وی تایید نکرد
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
دوستان رفقا برداران همرزمان دیروزی سنگ های زیرین اسیاب مبارزین حق و عدالت !! دوستان بی طرف یا قربانی ما و گروه های دیگر روشنفکران . دوستان مجاهد حقیقی سلام .
رحمت اله خان .
شهرت مهم نیست , هر که میتواند به هر نامی بنویسند, ما پرچمی بودیم خلقی بودیم اما افغانملت نبودیم ! کارمل بزرگ چرا در قلبها هزاره ازبک تاجک ترکمن بلوچ حتا تعدای زیادی از دوستان اوغان جا دارد ؟ بخاطر عدم تعصب و عدالت اش او چگونه ترازو وار عدالت اقوام و خلق و پرچم را نگه داشت که امین , نابغه شرق و ملا نجیب نتوانستند!! نوشته من بحث کارمل صاحب رااحتوا نمی کند بحث خیانت کسی را که از خون داکتر شهید پراهن عثمان ساخته است را در بر دارد ! باید خودش در رد نوشته من در سایتی دلخواه اش بنوسید ومن هم بار دیگر دلایل خود را خواهم نوشت من ادرس اشخاص و افراد را در باره بیان کرده ام !!
اوغان میگوید واده دی دالله داد پشکی غرزی مولاداد عروسی از اله داد است خیز وجست را بیشتر مولا داد میزند .
نمیدانم چه باعث شده تاقبیله بجنگم بیایند ایا من چنگ قبیلوی را راه انداخته ام من که از گروه ها جهادی و اقوام بخصوص راست ودورغ چیزی نگفته و دفاع نکرده ام !!
پس چرا رحمت اله روان بنام های گوناگون و لشگر اوغانملتی اش بجنگ من امده است .
بینید بر خورد یک فارسی زبانرا , بینید بر خورد یک پرچمی را هر چه از من میپرسند جواب میگویم اگر که جواب های من مورد قناعت شان قرار نمی گیرد من پافشاری نمی کنم حق شان است !!
اما زمانیکه من از ایشان یا اوغان با غیرت ,روان صاحب, مدیر صاجب ,معلم صاحب ,سابقه دار حزب ما ,موی سفید ما , کار پوه ما سوال میکنم از جواب دادن شانه خالی و هویت مرا جویا میشود , من کی هستم چه هستم دردی را دوا نخواهد کرد !! در باره فارسی وانی بنام حسن شرق مردم چیزی های گفته بودند گویا از کا گی بی ... پول گرفته ... وی کتابی نوشت از میخ تا کمود مصارف خانه اش را با دفاعیه اش بیان نمود اینکه مردم قبول کردند یا نه کار مردم است .
حال من منحیث کارمند عادی فرد عادی حزب تان چند بار از رحمت اله خان پرسیدم که من نه بلکه اکثر باخبران روزگار از مدیران معاونان کارمندان از یک دیگر میپرسند که رحمت اله روان خانه موتر پول کلان تجارت و پول انتقال اهل وبیت اش را از پاکستان تا اروپا از کجا کرد!!
لاتری خو در وطن ما نبود همسویه های او همین اکنون نان خوردن را ندارد بجای جواب گفتن گاهی معفول گاهی دشنام های ناموسی نثار و اینک تهدید به مرگم میکنند زمانی هم نصحیت پدرانه پف میکنند. اوغان گفته است پک (کل) را که کار گفتی نحصیت پدارانه برایت سر میدهد .
دلیل من که چرا با رحمت اله خان شاخ به شاخ!! شده ام : ایشان از جنرال تنی دفاع کرده , مثل اوغانملتی ها اجرا سقاوی نامه دوم را میخواهد , گاهی پرچمی از گروه علومی صاحب میشود گاهی پرچم دار کارملی ..
من میگویم باید جهت انسان معلوم باشد !! یکسال قبل در کابل پرس? نقدی بر او نوشتم بجای جواب دادن گریبان مرا گرفته است !!
خود به دها نام از جمله غورزنگ میاید ایمل ادرس هم میدهد آر 122 چه را میرساند رحمت اله را یا نه در ان بالا ها اعتراف خود اش را بیینید که من ثابت کرده ام او رحمت اله خان است .
حرف مهم من .
همین هزاره های کابل پرس یک حرف بسیار مهم را بیان کرده اند گویا باسواد و بی سواد اوغان یک قسم فکر میکنند . از این سخن انان بسیار خوشم امده و کمی من بدان افزون کرده ام اوغان چپی راستی باسواد بیسواد خلقی پرچمی .. همه یکسان فکر میکنند و مخالف نظر اش را با دو دشنام وتهمت بدرقه و به ضرب و شتم مبادرت و حتا تهدید به قتل میکنند !!(شاید نظرمن درست نباشد در بین انان افراد بشر دوست ملی و خوب باشند اما من فکر میکنم تا حال افتخار اشنایی با انان را ندارم )
رحمت اله مثل پاچه گیر بایانی میخواهد ادرس مرا بداند چونکه خوادش مرا تهدید به مرگ کرده و گپ های عیسوی ها "جهان دهکده کوچک" و علم و تخنیک امکانات پیدا کردن فرد را معیا کرده است بی خبر از اینکه من پانزده بیست سال قبل کاغذ های تبلغاتی عیسویت را که در جویچه های میدان های هوایی کابل وهرات قندهار و مزار تیت و باد واین دهکده کوچک را در ان خوانده دیده بودم و با خود حیران که چگونه این چیز ها به حریم میدان داخل شده این والگاه سواران حزبی وخادی ما چرا در خواب اند .
حال من میتوانم به پولیس اروپا مراجعه و به محکمه بکشانمش چونکه تهدید به مرگ پی گیری قانونی دارد چونکه هیچ کسی در جای که قانون حکفرماست بالا تر ازقانون پنداشته نمی شود ! من با این شکایت میتوانم دعوا مین گذاری در خانه و بام های مردم ملکی شهر نو قندهار در نزدیکی مدیریت اش رانیز عنوان بکنم چونکه کارمند عادی مثل من و شما نمی توانند اقدام به مین گذاری کنندان هم محل زیست مردم زن وکودک .. این رهبری است که دستور میدهند , همچنان دوبار در قندهار محکمه صحرایی صورت گرفته خا مخا پای مدیر مبارزه با باندیتیزم در ان دخیل بوده اگر که او بی خبری هم کند تاعدم دخالت او ثابت شود مثل رهبران یوگوسلاوی در "حاک "پوسیده خواهد شد اولین کاری که خواهند نمودند سکونت دایمی او را در کشور مقیم در حالت تعلیق در خواهد اورد !! از ما چه میره ما کارمندان عادی بودیم اگر بالای کسی فیر هم کرده باشیم دستور همین ها را اجرا کرده ایم (که نکرده ام ) من نمیخواستم نام اداره های خاد که اکنون عوض و ارزش محرمیت ندارد را و این مسایل اینجا ذکر کنم اما طرف مرا نمی گذارد .
برای که کسانی چون سگ های گرسنه بجان من افتیده است اعلام میکنم , منم مثل ان استخوان شتر لامذهب ام که هر قدر دندان بزنند چیزی وصول شان نخواهد شد .
میدانیم که افراد مثل این ها بسیار ادم ها را تهدید به مرگ و لت و کوب کرده است درهمین کابل پرس نمونه های ان وجود دارد , خانم ثریا بها را نیز تهدید به مرگ کردند ..
اینها ده دوازه سالی است که در اروپا زندگی میکنند ولی شور بختانه هیچ تغیر نکرداند منی پائین رتبه در حالت مقایسوی چیزی های اموخته و به اعمال ناقص مان به گذشته مان متوجه میشوم ,حتا زرداد فریادی اموخت ولی این سیاهی لشکر فرصت طلب که حزب و ارگان ما برای شان وسیله بود تا هدف خر فام نشد .
همچنان نمی دانم حلقات دشمن ماویستی در لباس جهادی از کجا نشانی برقی مرا دریافته اند و تشویق به جنگ و دعوا و ارائه اسناد و مدارک و ادرس رحمت اله خان روان میشوند برای انان نیز اخطار است که از من چیزی وصولتان نخواهد شد هر گاه کاری بکنم خودم خواهم کرد ! من روان نیستم تا مرا بفریبید
از سایت محترم کابل پرس احترامانه تقاضا دارم اگر برای یکی دوروز مضمون " رحمت الله روان سرباز یحن کنده قبیله " از ارشیف تانرا به صحفه اصلی بگذارید .
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
خلیل خان عزیزم ما کدام حیوان لاشخور نیستم که خدای ناخواسته تورا خام بخورم،وهمچنان متعصب وعقده جو هم نیستم احترام به همه انسانان شریف سر زمین واقوام ملت های با هم برادرافغانستان از عمق دل دارم،شخص بی ادب هم نیستم که به دیګران توهین وتحقیر کنم،ما را به دیګران اشتباه نکنید که تو به شکل متواتر نام رحمت اله روان،جلال،ګلخان،ودیګران را میګری وبالای ما زیاتر اشتباه رحمت اله روان می کنی توباید ما را از طرز املا وانشاء ام بشناسید به وجدان تان قسم میدهم که ایا رحمت اله روان بی سواد حدی اقل دوسطر به زبان فارسی دری نوشته کرده میتواند من یکسال قبل یک مضمون تان در همین سایت کابل پرس? خو اندم که شما در مورد رحمت اله نوشته کرده بودی که وی یک شخص بی سواد میباشد فقط مضامین دیګران را کاپی وبنام خویش نشر مینما ئید ،پس حال چطور او باسواد شد وتواشتباه ان بالای من مکنی وتواز وی ترس داری تو مطمین باشد که من نه رحمت اله هستم ونه هم کسی دیګر وهمچنان من نه قاضی ونه هم کدام ځارنوال اختصاصی مانند سلطان روزګانی ویایوسف خان قندهار هستم ونه هم رفیق معاون ریاست هستم که تورا به جرم شکنجه وتهدید محبوسین نظارت خانه ویا اخذ رشوت از پای وازان محبوسین به محکمه کش کنم و همچنان فعلا ان صلاحیت های قبل پیش ما وشما نه مانده است، اکثریت ما وشما از اعمال وکردار بد خویش از خانه وکوچه وکشور خویش فراری میباشم وبعضی ما از ترس فعلا هم نام وادرس خویش افشاه کرده نه میتوانم ،من فقط ارزو دارم که باتو نویسنده عزیز راستګو چند لحظه راز دل کنم وچهره مبارک نورانی تان را بی بنم به همین منظورایمیل ادرس خویش برایت ماندم ولی شما حاضر نه شدی؟، خودت به این اندازه مجرم هم نیستی که از ترس خودرا در قطی محکم فولادی جابجاه کردی که کسی باید روی مبارک تان هم نه بیند،ملا محمد عمر اخوند هم نیستی که کسی باید عکس تان نه ګیرد.بیا جان برادر همرایم انلاین شو که خاطر تان جمع شود که من کیستم واز کدام سری دونیا همرایت در تماس هستم تا اشتباه دیګران بالای ما نکنید فقط ما تشنه دیدار تان هستم اینکه جراېت نه کردی حاضر به ارتباط نه شدی مجبور اینجاه به تو چیزی را نوشته کنم این مردم که تو نامهای شان میګری واز نزدش ناله وفریاد داری بنظرم انها انقدر فعلا مصروف تجارت وکار بار بیزنس خویش در داخل وخارج درر وسیه،هند،وچین میباشد که من وتواولاد غریب را بلکل فراموش کرده است ووقت را هم به همچو نوشتن ها ضایع نه می کند ونه هم به ګف های الو وشفتالو من وتو اعتنا دارد انها فعلا نسبت به ګذاشته در موقف بسیار بالا قرار دارد ، قرار معلومات بنده انها در هردوماه یک مرتبه به وطن سفر می کند وخورجین های پر را خالی وخالی را دوباره پرمی کند وارتباطات وسع هم در دستګاه حکومت کرزی وهم خارج از حکومت در بین طالبان دارد از جمله رحمت اله روان وظیفی سخنګویی کرزی را در سایت های مختلف افغانی به عهده ګرفته است چند مرتبه از طرف حکومت کرزی برای شان وظیفه در ریاست امنیت دولتی پیشنهاد شده ولی وی موافقه نه کرده است وبه همین وظیفی سخنګویی ورفت امد ها اکتفاه کرده است ،که ماهانه از دفتر کرزی ومارشال فهم خان به حساب دالر معاش می ګیرد وارتباط تنګاتنګ به جبار قهرمان دارد که فعلا در افغانستان عضوه ولسی جرګه میباشد وشما بهتر معلومات داری که رحمت اله روان از برکت شورای نظاربعد از سقوط رژیم شهید داکتر نجیب اله که شما ان را ملا نجیب میګویی از طریق عقد قراردادها ی مواد ارتزاقی از قبیل روغن ،ارد وبرنج با حکومت ربانی در کابل ان زمان اووهمچنان باری خان روزګانی قومندان کندک ۳۰۸ قندهارخود را صاحب ارګاه وبارګاه ساخت وبه شما بهتر معلومات است ،تودر قیصه یک موتر ویا خانه های خامه فرسوده قبلی انها در قندهار،پکتیا ،وزیراکبرخان،مکرویان،وخیرخانه هستی فعلا انهادر داخل افغانستان صاحب اپارتمان هی بلند منزل نهایت بی شمار شده است،هر چی کرده از سعی تلاش امکانات خود وکمک دوستان وعقارب خویش کرده است نوشی جانش من باانها مخاصمت وحسادت ندارم خداوند تمام اعضا حزب دموکراتیک خلق افغانستان چی خلقی وچی پرچمی به شمول من وتو ارام داشته باشد تا از اثارت وغلامی دیګران نجات پیدا کندود ر مقابل پول ناچیز خود را نوکر وچاه کر حلقاتی ارتجاعی نه سازد وسر شار به ګردن های بلند در هر ګوشی این جهان که خواسته باشم زنده ګی کنم وسر خود را به عناصر بنیاد ګر پاین نکند. بازهم یکبار ادرس خود را برایت تکرار می کنم که با من در تماس باشد.تا بایک دیګر کمک نما یئم تااز زیری تا ثیر دیګران را نجات مشترکا در یافت نما یئم،درکلام اخر خدمت شما نویسنده راست ګو محترم میګویم که فعلا تورا به تمام معنا شنا ختم که خلیل خان یار قدیم نظارت خانه قندهار بودی خاطر ما جمع شد واین اخرین نوشته من به حضور تو در این سایت است وبس.خدا حافیظ
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
غور زنگ خان یا روان خان
پس من خلیل واینک رشوت خور پایواز بندی ها اوغانی نیز شده ام ورفیق سارنوالان مرا زندانی ساخته اند .
فکر کنم تا جهان است اوغان همان است که بوده حتا معلومات در باره کسانی که ادعا داری طرف ات است مکمل نبوده اگر من جای شما بودم در باره طرف ادعا خود دقیق معلومات میکردم بعد باد کردن را شروع .
غورزنگ ایا وجدان داری یا نه خیر فرق ندارد تو از جانب روان سوالها را جواب بگو.
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
تجار پایتخت ربانی رحمت اله خان روان !!
یکبوجی ارد یک دبلی روغن فاکستانی از تو کسی نخریده !! کاری به باری ووو ندارم خدا کند ملیونر باشند !
از اینکه غیر مسقیم جواب گفته یی که از مندوی پایتخت ربانی پولدار شدی نه از اختلاس پول های اوپراتیقی شاید کسی از قماش خودت به این حرف های طفلانه ات باور بکنند .
من گفتم یول اولی از کجا شد پول خرید خانه خیرخانه پول موتر پول سرمایه بزرگ تجارت پول اهلبیت ات " سفر بری اروپا پول خانه کابلی شاه زیورات خانم ها بجای خوداش باشد .
خواسته یی به ضم خودات مرا برای یاران اوغانی ات حسود جلوه دهی و جبهه گیری مرا در برابرات تفسیر دالخواه بکنی و داستان دزدان دیگر تان را برایم بیان و سبب تحریک شدنم شوی!! کور خوانده یی همان درس را که تو خوانده یی منم خوانده ام تحصیلات ملکی ات نیز از من بالاتر نیست چونه فارغ 14 دارلمعلمین هستی در حدود فوق بکوریا انم از سر پوش بازار ..
همچنان مرا تهدید غیر مستقیم از جبار چرسی و باری .... قوت و تاقت مارشال فهیم نموده یی .
روان خان تجار پایتخت ربانی !!! گروه پنجشیر به خود رسیده نمی توانند به افراد بی مایه چون تو چگونه خواهد رسید لاف هایت را برای تریاک کاران باغنی و بغران بگذار ضد و نقیص حرف زدن صفت دست و پاچگی تاناست به باور خودت ما استفراق شده هایی ایتلاف شمالم اما اینک خود اماده فرو رفتن در حلقوم انانی .. استفراق شده ها هم علومی عظیمی بریالی ....!!! همان حرف های خلقی ها و نیو نازیست های اوغانی !
بلی این را میدانم که تهدید بلقوه برای هر کی بوده میتوانی چون که اوغان هستی , در طالبان بردار و ماما و کاکا داری یک تعدا ارتباطی های گروه های مجاهدین قندهار خواهی نخواهی مدیون تو اند چونکه از گاو غدود برایشان داده یی اما برای جبار ملیشه نمانده چونکه همه فقیران لغمان که تره کی بابا انان را به قندهار اورده و زمین داده بود اینک ریش سفید خوار و زار دوباره راهی دیار خود شده اند و گروه سر کاتب عطا محمد نیز نه در قندهار جا دارد و نه هم در کابل واما باری خان دوست ات که گاهی لقب سیاه برای اش ارزانی میکنی !! از زمانیکه شوهر خشو اش را کاری نتوانست "کیر کلان چاردهی کابل را " همه دانستند که کاره یی نیست !! همچنان قوم خسر محترم تان چون کوچنی عصمت لوی لالا از گروف های شیخ بزرگوار محسنی صاحب کاملا از جانب همتباری تو از قندهار پاک شده اند بیچاره رهبر خود با دور فکری نصیحت کرده است که مرا در کابل دفن کنید چونکه میداند اوغان به مرده هم رحم ندارند و بی احترامی میکنند
من گفتم که من استخوان شتر ام چیزی از من بجز پاره شدن دهان و شکستن غاش های تان بدست نخواهد امد , یا فولاد ابده شکننده که هران خط افرین خواهد بود !!
این کورس استخبارات را تو اینجا دایر کرده یی همه دارند مسلکی استخبارات و منتظر سند فراغت !!! عجله کنید سند فراعت را به کدام مطبعه قصه خوانی پر مایش بدهید .
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
با ابراز سپاس وتشکر بی پایان از سعی وتلاش های تمام رفقا ودوستان که در تثبیت هویت خلیل بنام جعلی خان کمک وهمکاری نمود ،خصوصا از انعده رفقا که داخل کشور در شهر کابل زنده ګی دارد،دوستان عزیز مر حله اول که تثبیت هویت اصلی خلیل بود کاملا به پیروزی پایان یافت،در مورد مر حله دوم که عبارت از تثبیت ادرس مشخص محل بودوباش این ویرس نامکار،ناجوان دشمن داخلی حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب وطن) ورهبران ان حزب کار جریان دارد چندنفر رفیق حزبی مقم کشور های ارو پایی و داخل شهر کابل در این رابطه وظیفه ګر فته است تا با استفاده از امکانات اعضا فامیل اش به این نتجه نا ئل ایم انشالله مثلی که در تثبیت هویت شان پیروز شدم تار پودینه شان کشیدم بزودی حتمی وضروری در مرحله دوم هم پیروز از ان ما میګردد. با مسول سایت کابل پرس? نیز در این مورد تماس تا مین شده او نیز طرفداری این نه میباشد که با استفاده از سایت شان یک کسی بی هویت به اسم جعلی باعث توهین وتحقیر بااشخاص واقوام ملت های ساکن افغانستان شود واتحاد وهمبستګی ملت ها واقوام باهم برادر را به اساس عقده های شخصی وحسادت صدمه بی رساند وبنیاد ګذار افغانستان احمدشاه با با دورانی را ملتانی وشهید داکتر نجیب اله را به نام ملا نجیب یاد می کند از یک طرف توهین به شخصیت والا شهید داکتر نجیب اله است واز طرف دیګر هم توهین بنام ملا است که نان ملا در جامعی سنتی افغانستان مرتبه خلیفه های الراشدین دارد ، واز نام مرحوم ببرک کارمل در راه مبارزه در را ایجاد خراسان واریانا کبیر استفاده می نما یند وبه شخصیت ان مرحوم در بین جامعه افغانستان به نفع بنیاد ګرایی صدمه می رساند.وبا این مفکوره غلط میګویند من پرچمی خط ببرک کامل میباشم.
رفقا عزیز ارجمند شما معلومات دارید که من با پاس احترام حزبی بودن شان از نزدش تقضا کردم که بیا خلیل جان با من در این ادرس انلاین شو که باهم را ز دل کنم توما را بشناس ومن تورا می شناسم وچند مرتبه ایمیل ادرس برایشان ماندم ولی موصوف حاضر نا می شود وبهانه می کند که کابل پرس ادرس را حفظ نه می کند در حالیکه از روز که من دراین سایت ایمیل ادرس خویش ګذاشته ام تا کنون در حدود ۱۲ نفر از رفقا حزبی در داخل وخارج وکارمندان سابق وزارت امنیت دولتی با ما در رابطه شده وحل مطلب کرده ام ،ولی خلیل می ترسد وبالای ما اشتباه بیجاه دیګران خصوصا رحمت اله روان می کند،من نه می دانم که رفیق رحمت اله روان به خلیل چی نقصان وضرری شخص راسانیده است که انقدر دل شان پر است واز نزدش در حراس است که اګر همرای ما انلاین ګردد نه شود که من رحمت اله روان باشم؟ بلکی بازهم میګویم که خلیل خان در اشتباه است. واز جایکه رفقا در نامه های برقی به من قیصه می کند که رحمت اله روان وخلیل باهم رفقا صمیمی وهم دل بودند برعلاه از اینکه یک زمان در ریاست قندهار با هم یکجاه وظیفه اجرا می کرد بعد از سقوط رژیم در مندوی جمن ببرک یکجاه شغل ازاد داشت وهمچنان ارتباط ورفت امد فامیلی نیز داشتند ودر چمن ببرک بعد از ختم شغل شان همیشه یکجاه باهم قدم می زد وحال نه میدانم که دل خلیل خان چرا خالی نه می شه؟ یک رفیق حزبی به من نوشته کرده است که رحمت اله روان یک شخصیت بسیار عالی وخون سرد ارام بود وبا تمام زیردستان وکار کنان خویش صمیمی بود وهیچ علاقه به محافل بازی وشب نیشنی ها نه داشت وهیچ نوع تعصب با دیګران نه داشت وفعلا هم که بعضی نوشته های شان من مطالعه می کنم درواقیعت نماینده ګی از کرکتر والا شان می کند واینکه پول ،خانه وزنده ګی جور کرد این هم یک رفیق به من نوشته کرده است که بعد از سقوط رژیم رحمت اله به کمک مستقم یکی از دوستان شان که قبلا پیشه تجارت داشت توانست مقدار پول را از طریق عقد قراردادهای رسانیدن مواد ارتزاقی به دولت ان زمان بدست اورد وان دوست شان فعلا هم درکابل زنده وموجود است،بخا طر اینکه خلیل خان اشتباه رحمت اله روان بالای من می کند من مجبور شدم این جریان ایمل های رفقای حزبی را بیان کنم اګر ضرورت بود من نا این ایمیل ها را مستقیا به اطلاع خلیل می رسانم ،این مربوط به خودش است مثلی وی به هزار ها مردم صاحب زنده ګی خوب شده است این سوال نه به من تعلق دارد ونه هم به دیګران وما وخان باید دل جګر خودرا بیجاه اب نه سازم.
رفقا عزیز یک تعداد زیاد شما من را می شناسید که من نه خداناخواسته تروریست هستم ونه هم قاضی کدام محکمه ویا کدام ځارنوال که خلیل را به جرم شان به محکمه بکشا نم صرف هدف ما این است که ما این نویسنده جوان راستګو را از نزدیک بی بنم ومشرف شوم واز تجارب نیک شان استفاده کنم واین که خلیل میګویند که به من اخطار میدهند نیز در اشتباه است بلکی ما تمام اعضا حزب خصوصا کارمندان ارګانهای امنیتی قربانی تروریزم شده ام حزب دموکراتیک خلق افغانستان حزب تروریستان ،فاشیستان ،قوم پرستان،تبعیض طلبان،تفرقه ونفرت جویان نه بوده ونه هم میباشد.در دموکراسی فعلی وازادی مطبوعات هر کس حق دارد نظر خویش را ازادانه بیان کند،چیزی را نوشته کند ویا هم نقد کند ولی توهین وتحقیر بیجاه به شخصیت والا دیګران به علت عقده های بی هدف بهوده ګذاشته که مولد تضادهای قبلی بین جناح های مختلف حزب بوده ویا دامن زدن به احساسات قومی،نژادی ،لسانی،وسمتی کار شایسته در مطبوعات ورسانه ها نه میباشد،بعد ازاین خلیل خان هر چی نوشته می کند نوشته کند فرق ندارد ولی یک روز می رسد که بادیګران یکجاه شودونزد دیګران خجالت باشد خوشبختانه هویت شان تثبیت شد تمام رفقا حزبی بشناسد که همین خان نمک حرام خلیل خان است در ابتدا کدام شخصی مهم نه بود که یک تعداد زیاد رفقا بانام او اشنایی داشته باشد صرف کارمندان قبلی ریاست امنیت دولتی قندهار وان هم کارمندان نظارتخانه ان ریاست خلیل را بنام داماد محمد ګل توبه وال می شناسد.اینکه فعلا به ویرس خطر ناک تبدیل شده است سوال است که بعدا روشن خواهد شد.من تصمیم داشتم دیګر چیزی را در انجاه نوشته نه کنم ولی بافشاری وچشم سفیده ګی خلیل بازهم من را مجبور ساخت.اګر دوستان با من ارتباط میګرد بازهم ایمل ادرس من ګذاشته ام از حوصله شما وخلیل خا تشکر،غورڅنګ
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
رحمت اله خان یا غورزنگ خان !!
پس چطورکه این دوست فامیلی تان خلیل را نمی شناختی و سه چار بار اسمش را غلط نوشتی و خبر نداشتی کارمند کدام شعبه بوده , گفتی کسی با او رابط جنسی داشته خانمش بد بود , خانمش طلاق گرفته , بعد کارمندان دوباره انان را به هم نزدیک کرده ...بعد صد هشتاد درجه تغیر جهت دادید خانم و خود اش را شریف معرفی کردید !! به هر حال .
تاجر پایتخت ربانی من فکر میکردم کاره یی بودی یی ولی اکنون صد فصید متیقن شدم که هر بی خردی که ترا در موقف مدیریت پنج قرار داده بود از تو بی خرد تر بوده.. هرگز درس های استخبارات را درست درک نکرده یی شاید فارسی ات در ان زمان ها ضعیف بوده .
اگر من جای تو بودم کاغذ باطله را نزد میگذاشتم اول اسم مدیر یت ها را مینوشتم باز میدیدم که چند تا رانوشته چند تا را فراموش و چند تا را اصلا خبر نداشته ام که اینک از دیگران اسم انرا شنیده ام .
باز اسم مدیران و معاونان انرا باز اسم کارمندان را بعدا خود قضاوت میکردم که هیچ کسی نمی تواند تمام کارمندان را به نام نشان بشناسند حتا کارمندان کادری و مدیریت سه چونکه استخبارات نه مثل اردو بود نه پولیس به سیستم شوروی قسمی عیار شده بود که یکنفر کارمند کادری سه چار شعبه را کارمیکرد دیگر اش چار پنج تا دیگر را مدیر یت سه هم همین قسم تشکیلات هم مخفی پس این امکان برای هیچ کس وجود نداشت حتا امروز معاون کادری انزمان نمی تواند تمام کارمندان را بشناسد و یا نام انان را بیاد بیاورد در ان زمان که معاون بر حال بود میتوانست از هر بخش لست کارمندان را جمع اوری نماید مرور کند نه حالا .
خصوصا که از جمع مدیریت های خارج از ریاست سه ان مخفی بود !!
بعد بخش را از نظر وظیفوی تقسیم میکردم و میدیدم که کدام بخش ها می تواند در باره همه از کدام نگاه معلومات داشته باشند . بعد فوکس خود را بالای یکی دوتا قرار میدادم تا هدف بدست می امد .
همچنان دوستان و دشمنانم را کته گوری بندی میکردی در باره هر کدام ان فکرم را متمرکز و تمام زوایا از حسادت تا نادانی از رقابت سالم تانا سالم همه وهمه اعمال خودم را نیز !! بررسی میکردم تا به نتیجه دلخواه نزدیک میشدم بخصوص که ادم ریش سفید و بیکار هم هستی وقت کافی نیز رزق و روزی راهم بگفته ماویستها و محمد زایی های ظاهر شاهی سویال میر ساند .
همچنان هم دوره های درس و کار در بخش ملکی محلی و غیر محلی و رفت و امد های فامیلی زنانه همه را ...
ولی حالا هوایی پیر میکنی .
در باره ارتباط یا رد و بدل کردن ایمیل: ما همه این را درک کردم که کابل پرس? کاری کرده تا کسی به کسی نتواند ارتباط بر قرار کنند یا کابل پرس را تخته خیز قرار ندهند . هیچ کسی نمی تواند تا به کسی دیکر از ادرس که از کابل پرس بدست میاورد ایمیل بفرست . اگر بی خرد نبودی در حالیکه دها ایمیل ادرس برایت درست کردی میرفتی در کتابخانه نزدیک منزلت در سویدن کابل پرس را باز کرد از کامپوتر انجا ازروی کابل پرس به ادرس که خودت نوشته یی پیامی میفرستادی بعد متوجه میشدی که ما راست میگویم و تو چون اکثر اوغان ها هر دو پا را به یک موزه .
رحمت اله روان من دو چیز را برایت گفتم اول عکس نمبر خانه ات ,اسناد ملکیت انرا از ناحیه شاورالی گرفته به سایت میگذارم .
دو بخاطر تهدید به مرگ که اینک باز انرا مرحله بندی کرده یی به پولیس اروپا شکایت میکنم چونکه در یک حماقت اوغانی راستی راستی با گله ات دنبال من افتاده یی !! از سوی هم تعجب میکنم که چند روز قبل بار ها تاکید کرده بودی که من در لندن هستم و مدتی در دنمارک هم بوده ام و اقارب نزدیکم با شما تماس دارد ... اما اینک !!!
ایا در این دو تصمیم میخواهی تحریکم کنی ؟
داکتر را نه من بلکه شما صحابی هایش ملا خطاب داده اید , از قول توخی ایشان در مرغانچه ملل متحد در همیشه ختم قران میکرده, روز میگرفته وپنج وقت نماز میخواند ه ما هم باور کردیم قرین به حقیقت است چونکه در گفتار هایش بعد ایانکه بر مسند خلافت نشت همیش حدیت و ایت قرائت میکرد خوبتر از برکت الله سلیم اینکه گپ بدی نیست این گفتار خوتان است ,"باری بی بی سی اوغانی گفت اوغان انا خرسه یی" هیچکدام تان اعتراض نکردید چونکه گوینده اش اوغان خودتان بود اگر که حالا من انرا تکرار کنم باید لت و کوب شوم , تهدید به مرگ شوم .
رحمت اله خان اگر که بعد یک سال به تثبیت هویت من پیروز شده باشید که نشده اید اینرا مثل نوش دارو و مرگ سهراب یا تیز اچول و بعد ان چار زانو نشستن و فکایی تجاوز طیاره فاکستان بر حریم هوایی داوودخانی و ظاهر خانی حسابش کن . یکسال بعد برای شاگرد کا جی بی!! یکسال برای مسوول صد دوصد نفر استخباراتچی !! در حالیکه هروز در سایت زیر نام های های گوناگون حضور نیز داشته یی !!
اما من طی دو سه روز هویت جعلی ات را تثبیت و ایمیل هایت را همه دریافتم چند نمونه ان <کریم یا هو داد کام >فهیم یا فهم یاهو داد کام , غورزنگ یا هو دادکام .........
تشویش نکن من خودم میتوانم با شما ارتباط بر قرار نمایم تلیفونی یا ایمیلی چونکه در سویدن کسانی را دارم که ترا میشناسند دار و دسته رفیق دیوانه و کریمه جان پرورشگاه وطن را نمی گویم
خان
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
غورزنگ بچیم هوش کو سرش او نخوری که قخ های چهارده ساله دوران کمونستی ات سرت تازه نشه. اگه بچه مرد هستی وخانمت را کدام مشاور روس در بحیره سیاه تا بیخ جای نکرده ادرس خود ودوستان کمونستت را که یک زمانی برعله غرب شعار میدادی وامروز زنها ودختران تان در همان هالند وجرمنی ودنمارک وسویدن ولندن رقص سترپ رتز میکنند بده تا به خدمت شما برسیم
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
دوستان ارجمند اینکه خودش اعتراف کرد که من خلیل هستم اضافتر ازاین چی تقضا از نزدش دارید باشد هر چی نوشته می کند فرق ندارد با یک شوب اب خوردن سګ اب کل دریا کثیف نه میګرددبعد ازاین رویش سیاه شد هویت شان شناخته شد.هدف ما هم همین قدربود وبس .
خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد
فارسی ات ضعیف است رحمت اله خان
بار دو و سوم بخوان تا درک کنی!! چار تا دوست و دشمن بلایت میخندد !! من که گفتم فرد که ترا به فلان مقامی مقرر کرده بود اشتباه کرده, ادم هفته فهم نمی تواند کارمند خوب استخبارات باشد .
باز هم تفسیر اوغانی .
خان