رفتن به محتوای اصلی
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

مسعود میراث هفتاد سال دولتداری افغانستان را غارت، ومدنیت کابلی را نابود نمود. اوطراح قتلعام افشار و عامل عمده ای ویرانی پایتخت افغانستان است. آیا هنوز می توان مسعود را قهرمان ملی خواند؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

چندی بعد سالگرد کشته شدن احمد شاه مسعود می رسد و نویسندگان شورای نظار خرمنی از دروغ وتحسین مبالغه آمیز را به خورد رسانه ها می دهند. به یقین می توان گفت، یکی از دروغهای شاخدار عصر ما اینستکه می گویند: احمدشاه مسعود قهرمان ملی است. به استثنای چند ولایت که جمعیت اسلامی در سه دهۀ گذشته در آنجا نفوذ نظامی داشته و مخالفانش را تصفیه نموده است، در بیشتر از بیست ولایت دیگر افغانستان، مسعود نه تنها قهرمان نیست و بلکه یک جنایتکار منفور شناخته میشود.

در سالهای حضور شوروی در افغانستان موقعیت استراژیک ویا به تعبیر درست تر، سر راه قرار گرفتن پنجشیر، توجۀ رسانه های غربی را به سوی مسعود جلب نمود. پنجشیر بر سر راه کابل - شمال واقع بود و آنچه اهمیت آنرا دو چند می ساخت فاصله نزدیک پنجشیر با میدان هوایی بگرام بود. غربی ها به تابعیت از برادر بزرگ شان_ امریکا آمدن روسها به افغانستان را فرصت طلایی برای انتقام ویتنام از شوروی می دانستند. تندروی و نادانی خلق وپرچم قشر سنتی و بیسواد جامعه را بیشتر از همه رنجانده بود. خیزش و مقاومتها سخت، اما کوچک افغانها ماموران استخباراتی امریکا و تعدادی از اعضای انتقام جو و ضد شوروی کنگرس امریکا را تا حد زیادی خوشبین و امیدوار ساخته بود. از همین رو، امریکا از طریق عربستان سعودی و پاکستان بر آتش جنگ افغانستان نفت و دالر می پاشید، روسها با قساوت کامل سرکوب می نمودند، و کل رسانه های غربی بر آن درامه خونین کف می زدند. جنگ جاهلانه ای که ما آنرا جهاد می خواندیم و شرکت کنندگان آنرا مجاهد صدا می کردیم. روزهای را به یاد آورید که مجاهدین، مثل طالبان، مکتب ها را به آتش می کشیدند، پلها را تخریب می نمودند، پایه های برق را منفجر می ساختند و در قریه های که تسلط داشتند سنگسار و اعدام می نمودند. دگروال یوسف، ریس سازمان استخباراتی پاکستان، در کتاب "تلک خرس"، اظهار تاسف میکند از اینکه هیچ قوماندان جهادی نتوانست تونل سالنگ را انفجار دهد. او می گوید هرکسی که می توانست این کار را بکند در تاریخ به عنوان یک قهرمان جاودانه می شد، زیرا توانسته بود راه اکمالاتی روسها را برای مدت طولانی ببندد. و مسعود در چنین روزگاری محبوب رسانه های غربی و مشهور به "شیر پنجشیر" میشود.

پس از ساخت وباخت نژادپرست های پرچم، و به ویژه جنرال نبی عظیمی با مسعود، بیشتر از نصف کابل به دست ملیشه های شورای نظار می افتد و در کمتر از بیست و چهار ساعت ادارت دولتی، بانکها، مکاتب، ترانسپورت دولتی وکل میراث هفتادساله دولتداری افغانستان غارت میشود. وحتی ملی بس های "تا تا"ی کابل نیز به پنجشیر برده میشوند. البته ملیشه های شورای نظار در اثر مقاومت داکترها و به دلیل حضور مریضها در بستر، قادر نمیشوند تا شفاخانه ها را نیز تاراج نمایند. غارت کابل توسط مجاهدین، و مخصوصا ملیشه های شورای نظار که اکثر مراکز عمده دولتی را اشغال نموده بودند، بزرگترین چپاول تاریخ افغانستان است. البته کابل در سده معاصر دوبار دیگر، یکبار توسط بچه سقو و بار دیگر توسط منگلی های لشکر نادرخان نیز مورد غارت قرار گرفته بود. اما کابلِ که شورای نظار به سرکردگی احمدشاه مسعود آنرا غارت نمود محصول هفتاد سال ساخت وساز و تلاش جمعی سیاستمداران، نهادهای تحصیلی، مدنی، هنری و تجاری بود که در دوره های شاهی، جمهوری و دولت کمونیستی ساخته شده بود. ولاکن، احمدشاه مسعود تنها به غارت کابل بسنده نمی کند. پس از چپاول، احمدشاه مسعود به فکر تصفیه کامل کابل از گروه ها و نژاد های مختلف برآمد و در نبرد که مهمترین عامل آن او بود، اکثریت پایتخت افغانستان کاملا ویران شد، و حداقل، شصد هزار کابلی کشته، چندین برابر آن معلول و معیوب، و از مجموع حدواد سه ملیون شهروند کابلی دو ملیون آنان مهاجر شدند. وبدینسان یکی از شهرهای کهن منطقه تخریب و مدنیت کابلی نابود شد.

امروز، کابل بار دیگر جان گرفته و چهار میلیون نفر در آن زندگی می کند. اما چگونه می توان آنرا با کابل متمدن ماقبل مجاهدین مقایسه نمود که طبقه بالای آنرا مافیای کرزی و رهبران جنایتکار جهادی، و طبقه متوسط آنرا قوماندانهای شورای نظار و گروه های همسو با آن تشکیل می دهد؟ کابل که اکثر مالکیت آن در دست مافیای کرزی، قسیم فهیم، عبدالرسول سیاف، برهان الدین ربانی و کریم خلیلی است بیشتر از آنکه یک شهر قانونمند و متمدن باشد، بازار مافیای تریاک و زمین است.

مقاومت مسعود در مقابل طالبان تحسین بسیاری را بر انگیخت و تا حدی بر سبعیت های او در کابل سایه افگند. اما اگر بار دیگر روزهای جنگ جبهه متحد و طالبان را به یاد آوریم، می بینیم که مسعود تا آخرین دم چگونه خودخواهانه و پیمان شکنانه عمل نموده است. در روزهای که طالبان از قندوز بر مزار حمله نموده بود، مسعود در تخار، آنسوی جبهه قندوز، آرام و ساکت می نشیند تا طالبان حزب وحدت و جنبش ملی را کاملا شکست دهد و بدینسان تنها یک قهرمان در مقابل طالبان بماند.

امروز پیمانی میان جنایتکاران جهادی امضا شده است که بر حسب آن رهبران مقتول همدیگر را قهرمان می خوانند وبجای نقد به ستایش همدیگر می پردازند. و بازار گرم جارچی های مسعود از همین پیمان مافیای پر رونق است. البته، برخی قهرمان سازی شورای نظار را نوعی واکنش در مقابل فاشیزم جنوب می داند. هیچ کسی منکر فاشیزم جنوب نیست، اما آیا رفتن به راه فاشیزم خود فاشیزم ساز نیست؟ امروز کمتر کسی در مقابل تمامیت خواهی ده سال گذشته شورای نظار، و تجاوز شورای نظار به موقعیت ها و فرصتهای سیاسی اقوام دیگر جدی سخن می گوید.

بهرحال، احمدشاه مسعود قهرمان ملی نیست، احمدشاه مسعود قهرمان اقوام محروم افغانستان نیز نیست، زیرا او در حیطه قدرت خود بی رحمانه تر از عبدالرحمان هزاره ها و ازبکها راقتلعام نموده است، احمدشاه مسعود قهرمان ملیت تاجیک نیز نیست. احمدشاه مسعود قهرمان شورای نظار و نیمچه روشنفکران به شدت نژادپرست است. اگر بازهم اصرار می کنید که مسعود قهرمان ملی است، ما به ناچار او را "قهرمان ُملی" می خوانیم.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

72 دیدگاه
یهود خان

احمدشاه مسعود قهرمان مولی

به دست آور دل عبدالجبار را - اگر خواهی که آرین زاد گردی

آنروز فراموش ناشدنی آفتاب میدرخشید و هوا گرم بود. در داخل گراچ نسبت نبودن کولر یا پادپکه حتی نفس کشیدن هم مشکل شده بود. گراچ استاد بزرگ عبدالجبار که اکنون به نام مرکز کمیتۀ شناسایی آریایی ها و خراسانیان یاد میشود هیچ کلکین هم ندارد از اینرو شرکت کنندگان جلسۀ تاریخی آنروز باید فقط از کتاب های که در بارۀ قهرمان جهان معاصر مسعود کبیر و مسعودیزم نگاشته شده است به حیث پکه کار گرفته تا بتوانند الی ختم جلسه طاقت کنند.

استاد عبدالجبار آریایی- خراسانی رئیس کمیته شناسایی آرین ها و خراسانیان در صدر مجلیس نشسته و استادان گرامی و پر افتخار خراسان عبدالخالق لعلزاد تاجیکزاد، استاد مجیب رحمن رحیمی آرین مرد، استاد نورالحق نسیمی خراسانی و استاد عبدالعلی فایق خراسانی - افغانستانی در حالیکه عرق از سر و رویشان جاری و با چشمان که از شدت فضای تنگ و بی هوای گراچ از حدقه بیرون گردیده بود به استاد عبدالجبار آریایی خراسانی چشم دوخته بودند.

استاد عبدالجبار خراسانی – آرین نژاد رشتۀ سخن را بدست گرفته خطاب به شرکت کنندگان جلسه چنین گفت:
" خراسانیان ، آرین نژادان بزرگ ! طوریکه میدانید من رئیس کمیته از مدت دو سال بدینسو مشغول آزمایشات جنیتیکی و معاینات خون برای تشخیص آرین نژادان و خراسانیان واقعی میباشم و در قدم اول خواستم تا اعضای اصلی این کمیته و فامیل های شانرا آزمایش کنم تا صاف بودن و پاک بودن خون شان به حیث آریایی ها و خراسانیان پاک نژاد ثابت گردد."

در این هنگام استاد عبدالعلی فایق خراسانی افغانستانی به عکس های رهبر خراسانیان و قهرمان جهان احمد شاه مسعود که در هر کنج و کنار اطاق آویزان بود نگاهی کرده و با تبسمی مملو از شادی و پیروزی سر خود را به نشانۀ تایید سخنان رئیس کمیته تکان داد.

استاد سخن عبدالجبار آریایی خراسانی ادامه داد : " امروز افتخار دارم که در حضور شما استادان گرامی نتایج کار خود را اعلان میکنم." . در این لحظه یگانه دروازۀ گراچ از بیرون باز گردید و دختران و پسران استاد عبدالجبار آریایی با پتنوس های پر از چای و چاکلیت در حالیکه واسکت های بزرگی بالای لباس های معمول شان پوشیده و دستمال های چهارخانه به گردن داشتند داخل اطاق گردیدند. بالای آن واسکت ها نوشته شده بود " ما پاک نژادیم ما آریایی های معاینه شده ایم " .

چنین معلوم میشد که این صحنه بر شرکت کنندگان جلسه خیلی تاثیر کرده و استاد عبدالخالق لعلزاد تاجیکزاد در حالیکه اطفال عبدالجبار را مورد ستایش قرار میداد با صدای آرام ولی با وقار گفت " احتمال دارد این واسکت های قدیمی در شمال خراسان بوسیله خراسانیان قرن 18 تولید شده باشد " .

استاد نورالحق نسیمی خراسانی در حالیکه بروتهای خود را تاب میداد به نشانۀ تایید ولی یک تصحیح گفت: " فکر کنم خراسانیان شمال شرقی هم در تولید آنها سهم داشته بوده باشند " .

استاد عبدالجبار آریایی شرکت کنندگان را به سوکت فرا خوانده و به حرفهای خویش ادامه داد : " تحقیقات و ارزیابی های دو سال اخیر من نشان میدهد که خوشبختانه من و تمام اعضای فامیل من کاملاً و صد فیصد آریایی استیم و خون ما پاک و هیچ قطرۀ از خون ازبک و پشتون در آن وجود ندارد. خون و DNA استاد بزرگ و خردمند محبیب الرحمن رحیمی خراسانی- آرین مرد و فامیل او همچنان نشان دهنده این حقیقت است که ایشان آریایی و از اجداد اجداد خراسانی و پاک نژاد اند. بدینترتیب پژوهش های بی بی سی را که تاجیکان را ازبک خواند مردود و بی اساس میشمارم .

در مورد شما استادان محترم و عالیقدر خراسان عبدالخالق لعلزاد تاجیکزاد و استاد نورالحق نسیمی خراسانی باید بگویم که خون و DNA شما و فامیل های شما نشان داده که تمام شما آریایی خراسانی اند به استشنای یک دختر شما دانشمند گرامی خراسان لعلزاد تاجیکزاد و یک پسر استاد گرامی و کبیر نسیمی خراسانی. توصیه ما این است که چون سن این دختر و پسر کم است , خون شان میتواند با زیارت مزار قهرمان جهان و انسانیت ، رهبر کبیر خراسان احمد شاه مسعود دوباره صفا و منزه گردد و پاکی آریایی – خراسانی شانرا دوباره بدست آورد. "

در این هنگام استاد کبیر لعلزاد تاجیکزاد که از شدت قهر و همچنان شرم مانند تنور داغ میسوخت با خود گفت " لعنت بر این چانس بد که در همسایگی ازبک خانه خریدیم . به احتمال قوی تاثیر همسایگی با ازبک های ترک نژاد است که در قرن 16 به خراسان شرقی مهاجرت کرده اند ".

استاد نسیمی خراسانی که معلوم بود بروت های خود را از فرط قهر و غضب میکند با صدای آرام و لرزان خطاب به رئیس کمیته ، استاد والا نشان عبدالجبار خراسانی - آریایی گفت: " آیا نمیشود آزمایش خون پسرم یکبار دیگر صورت گیرد ؟ چون من مطمئن ام ما هیچ قرابتی با پشتون های سلیمان کوهی نداشته ایم و خون ما صد در صد خراسانی است . " .

استاد محترم عبدالجبار خراسانی –آریایی که نگرانی او را درک کرده بود گفت : " این آزمایشات صد در صد اند و هیچگونه اشتباهی در آن صورت نگرفته ولی شما تشویش نکنید یک هفته زیارت مسعود بزرگ خون پسر شما را پاک میسازد. "

استاد مجیب رحمن رحیمی خراسانی آرین نژاد به نشانۀ تایید سر خود را تکان داده ضمن همدری با استاد نسیمی خراسانی فرمودند : " شما برادر خراسانی ما هستید من حاضرم خون فرزند خود را برای فرزند شما بدهم تا دیگر خبری از تاثیر لویه جرگه های سنتی در خون پسر شما نماند و مدرنیزه شود " .

استاد نسیمی که این اظهار همدردی را نوع از ریشخند زنی تلقی کرده بود با خود گفت: " کوسمادر لشموکه - نمیدانم چند تا ازبک سواری کدیش حالی بره ما خوده لشم لشم مسیازه " .
سکوت سنگین بر فضای گراچ حکمفرما گردیده بود، دیگر آن گرما و خفقان بی تاثیر شده و جای خود را به هیجانات مختلف داده بود. یگانه فردی که از همه بیشتر در این هیجان میسوخت استاد عبدالعلی فایق خراسانی – افغانستانی بود. او یگانه عضو کمیته بود که تا حالا نتیجه معاینات خون و DNA او اعلان نگردیده بود. مثل اینکه دیگر اعضا بخصوص استاد کبیر لعلزاد تاجیکزاد آرینزاد و استاد نسیمی خراسانی او را کاملاً فراموش کرده باشند.

استاد عبدالعلی فایق که دیگر نمیتوانست این حالت را تحمل کند از جایش بلند شد و رو به استاد عبدالجبار آریایی کرده و با متانت که خاص پکول پوشان خراسانی است گفت: " استاد ! مگر من و فامیل مرا فراموش کرده اید ؟ "

استاد عبدالجبار آریایی در حالیکه چهرۀ اندوه باری به خود گرفته بود و از حرکت سریع چشمانش چنین معلوم میشد که خبری ناگواری دارد رو به استاد عبدالعلی فایق افغانستانی – خراسانی کرده و همچو یک رهبر و یک دانشمند واقعی علم جنیتیک به او گفت: " نه فراموش نکرده ام .شما را هرگز فراموش نخواهم کرد . شما برای سالها ما را به نام خراسانی و آریایی فریب دادید. چگونه شما را فراموش خواهم کرد؟ "
چشمان خشمگین و از حدقه بیرون شده شرکت کنندگان جلسه یکبار همه به طرف استاد عبدالعلی فایق دوخته شد، گویی آنها میخواهند او را با نگاه هایشان تیر باران کنند.

استاد نورالحق نسیمی خراسانی که نصف از بروت های خود را تا این لحظه کنده بود فریاد زد : " منظورتان را واضح بسازید استاد جبار آریایی . آیا آزمایشات نشان داده که استاد عبدالعلی فایق خراسانی نیست ؟ "

استاد عبدالجبار خراسانی – آرین نژاد در حالیکه چشمانش را پردۀ از خشم فرا گرفته بود با مشت بر سر میز کوبیده و خطاب به استاد عبدالعلی فایق گفت: " 70 فیصد خون تو کاملاً مشابه به خون پشتون ها است و به همین شکل از اطفالت.
برعلاوه کله تو چپات است که نشاندهنده عدم رشد تو به سطح یک آریایی به شمار میرود. چگونه میتوانی ادعای خراسانی کنی ؟ "

خون در رگهای استاد فایق خراسانی – افغانستانی به طغیان آمد ، چشمانش تاریک شد ، جهان بالای سرش به گردش آمد . اصلاً باور نمیکرد چنین حرفی را بشنود. او فریاد زد : " ای خراسانیان و ای آرین نژادان ! من آریایی هستم، من خراسانیم ، من از خون پشتون نیستم . من پنجشیرم ، مسعودیم ، تاجیک نژادم . کلۀ اکثر مردم در پنجشیر چپات است مگر آنها همه آریایی نیستند ؟ من این معاینات را هرگز نمی پذیرم مگر اینکه در مقابل چشمانم عملی شوند" .

استاد عبدالجبار خراسانی – آرین نژاد که تلاش میکرد خونسردی خود را حفظ کند به استاد عبدالعلی فایق افغانستانی – خراسانی دستور داد که از گراچ خارج شود و برایش گفت که این معاینات بدون کدام غرض شخصی و سؤ نیت در برابر کسی صورت گرفته و کیفیت و اعتبار آن عالی است.

استاد فایق که از شدت قهر و غضب دنیا را نمیشناخت عینک های خود را به زمین زده و آنرا زیر بوتهایش خورد و خمیر کرده و به طرف دروازۀ گراچ به حرکت افتاد.

در این حال استاد بزرگ عبدالخالق لعلزاد تاجیکزاد آرین نژاد که از فرط حیرت و این همه اطلاعات نیک و بد گیچ و دچار تهوع شده بود با صدای آرام ولی طوریکه دیگران بشنود گفت " به احتمال قوی اجدادش از مناطق جنوب شرقی کوه های سلیمان در حوالی قرن 12 به پنجشیر مهاجرت کرده اند" .

استاد عبدالعلی فایق حین رسیدن به درب گراچ چون عینک های خود را از بین برده بود متوجه میخ بزرگ که در دروازه کوبیده شده بود نشده و پیشانی خود را زخمی کرد که خون از آن جاری شد.
او وقتی احساس کرد خون به رو و چشمانش جاری است آنرا با دستانش پاک کرده و دستان پوشیده با خونش را به اشتراک کنندگان جلسه نشان داده و فریاد زد : " این خون خون آریایی است ، خون خراسانی است ، خون تاجیک است " و با سرعت از گراچ بیرون شد.

در بیرون اطفال انگلیسی مشغول بازی و تفریح بودند . وقتی آنها چهره پرخون استاد عبدالعلی فایق خراسانی - افغانستانی را دیدند از ترس فریاد زده و به سوی خانه هایشان به دویدن آغاز کردند. سگ خانمی خود را از دست مالکش رها کرده و به استاد فایق حمله ور شده ، پاچه های پطلون او را با دندانهای خود پاره پاره کرد. خانم که نهایت خجالت زده و در عین حال ترسیده بود فریاد میزد " آرین ، آرین پطلون آغا را رها کن " . استاد فایق خراسانی – افغانستانی با شنیدن کلمۀ آرین برای لحظۀ گویی همه اخبار تلخ آنروز را به فراموشی سپرده ، با سرعت به صوب خانم دویده ، او را در آغوش گرفته و از فرط خوشحالی به انگلیسی فریاد زد: " بلی ، بلی من آرین ام . شما مرا شناخته اید ولی متاسفانه آریایی ها و خراسانیان خودم آرین بودنم را نمی پذیرند .... " .

متاسفانه استاد عبدالعلی فایق متوجه نشده بود که آرین نام سگ خانم بود .

یهود خان

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

او مردم بیخبر این عبدالمتین مبشر ، پنجشیری کله چپات نیست بلکه عبدالمتین اوغانی است .

عبدالمتین مبشرپنجشیری
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

جناب یهودخان کله کدو بنده عبدالمتین مبشرپنجشیری هستم امابرایم ولایات مطرح نیست به جزحدود اربعه افغایستان

محمدسالم سروش پنجشیری

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

اقای کوهستانی یامردباش ویاهم درخدمت مرد ایا انروزهارافراموش کردی که طالبان مردور دختران معصوم کوهستان زمین را درکاباره ها برای عیاشی به فروش رسانیدند وای برتو نمک نشناس حرامزاده اگرمسعودنبود حالاتوبالای دخترانت مورده گاوی میکردی

Afghan
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

احمد شاه مسعود تا زمان ترورش توسط تروریست های القاعده و یا شاید هم بوسیلۀ مزدوان قسیم فهیم، یك جاسوس چند جانبه بشمار میرفت. او در خدمت هر كشور خارجی كه بوی پول و قدرت عرضه میكرد، قرار میگرفت. حامیان احمد شاه مسعود مانند جریدۀ اجیر امید، سایت بی صاحب سرنوشت حامی جنایات ربانی )محترم ویس ناصری هویت فرد مسؤول را كشف كرده است( و سائر افغانستانی ها، جاهلانه سعی میورزند تا حقایق تاریخی را دگرگون جلوه داده و یا از آن انكار نمایند. در هر دو صورت، تا حال به جز سر شكستگی و سرافگندگی چیزی دیگری نصیب شان نشده است. نه دشنام به فامیل ها و نه اخطار های امینی میتواند ما را از مبارزه علیه خائنین باز دارد. اعمال زشتی كه از جانب قهرمان ساختگی شان به ارتباط خیانت بوطن سر زده است غیر قابل شمار است. ما در گذشته از همكاری احمد شاه مسعود با كی جی بی و سی آی ای صحبت كردیم. حالا روابط او را با آی اس آی پاكستان مطرح بحث قرار میدهیم.
جریانات سیاسی تاریخ كشور در ۳۰ سال اخیر ثابت میسازد كه او تا كدام اندازه با پاكستانی ها نزدیك بود و چه دساتیری را از جانب آی اس آی در تخریب افغانستان به مرحلۀ اجرا گذاشت. اگر تا اكنون زنده میبود و در رأس قدرت قرار میداشت، بدون تردید برای خوشنودی پاكستانی ها حتی معاهدۀ دیورند را هم به رسمیت می شناخت. احمد شاه مسعود مانند سیاف، ربانی، گلبدین، خلیلی، محقق، مزاری و دوستم و سائرین، یكی از مسببین اصلی بربادی ها و ویرانی های افغانستان است. درین راستا از هیچ عمل شنیع خوداری نكرد و از هیچگونه خیانت به كشور و فروش آن به دشمنان افغانستان ابا نورزید. جا دارد كه او را استورۀ خیانت و شقاوت بنامیم.
در سالهای ۱۹۷۳ ـ ۱۹۷۶ ریاست جمهوری مرحوم داود خان، مناسبات افغانستان و پاكستان رو به وخامت گذاشت و پاكستان برای بی ثبات ساختن افغانستان به اقداماتی متنوع دست زد. یكی از آن اقدامات استعمال افراد و گروه های اسلامی بود كه به پاكستان فرار نمودند و مستقیماً در خدمت آی اس آی یعنی سازمان جاسوسی پاكستان قرار گرفتند. افرادی مانند ربانی، احمد شاه مسعود، گلبدین حكمتیار و دگر همراهان، آموزش های تروریستی دیدند و توظیف شدند كه علیه كشور شان دست به فعالیت های تخریبی و تروریستی بزنند. درین جا بعضی كتب و اسناد قابل اعتبار را منحیث مأخذ مورد ارزیابی قرار داده و خواهیم دید كه احمد شاه مسعود برای بدست آوردن پول و غضب قدرت با دشمنان خارجی و داخلی افغانستان در معاملات علنی و یا مخفی داخل بود.
بعد از استقرار نظام جمهوری در افغانستان در سال ۱۹۷۳، روابط پاكستان و افغانستان رو به سردی رفت و پاكستان افغانستان را متهم به حمایت از جدائی طلبان بلوچ نمود. ذوالفقار علی بوتو صدراعظم وقت پاكستان تصمیم گرفت كه مرحوم محمد داوود را در تنگنا قرار داده و از وی انتقام بكشد و سر انجام نظام جمهوری را در افغانستان سقوط دهد.
نظر به گزارش” www.issi.org.pk/journal/2002 بین ۱۹۷۳ـ ۱۹۷۵، پاكستان ۵۰۰۰ اسلامیست ها را كه اكثر آنها جوانان مسلمان مخالف نظام جمهوری بودند، در اردوگاه های مخفی نظامی آموزش داد. در اواسط ۱۹۷۵، حملات مخالفین نظام جمهوری مورد حمایت پاكستان در شرق افغانستان اتفاق افتاد. معروفترین شورش مورد حمایت پاكستان علیه نظام داوود در روز ۲۱ جولای ۱۹۷۵ در پنجشیر صورت گرفت كه با خشونت سركوب گردید." سایت www.institute-for-afghan-studies.org همچنان گزارش داد كه "بعد از بقدرت رسیدن داوود در سال ۱۹۷۳، احمد شاه مسعود بسوی پاكستان فرار كرد. او در آنجا توسط حكومت ذوالفقارعلی بوتو منحیث خرابكار تربیه شد. در سال ۱۹۷۵، به هدایت آی اس آی برای تخریب حكومت داوود به پنجشیر برگشت. بعد از ناكامی، دوباره به پاكستان فرار نمود." این دو گزارش حقایق انكار ناپذیری را در مورد استخدام احمد شاه مسعود توسط سازمان جاسوسی پاكستان نشان میدهد و این هنوز آغاز كار است. كتب و اسناد بیشتر را موشكافی میكنیم.
حضرت عبدالحق مجددی در كتاب خود بنام افغانستان: از امیر كبیر تا رهبر كبیر هم پرده از خیانت های گروه فراری به پاكستان برداشته و افشاگری میكند. مجددی در صفحۀ ۵۷۱ كتاب خود می نویسد:

عبد الرشید

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

سلام به مدیران سایت وزین کابل پرس?.
من به شما تبریک می گویم. واقعا شما آزاد از هر نوع تعصب کار رسانه ای می کنید و به راستی که سایت کابل پرس پر بازدید ترین سایت افغانستان است .

اگر فارغ از تعصبات قومی و زبانی قضاوت کنیم با نگاه به پایان ننگین کارنامه احمد شاه مسعود، اورا نه قهرمان ملی بلکه یک روباه خائن و دذد ملی می توان نامید که زندگی آرام و با مدنیت شهروندان کابل را احمد شاه مسعود خائن و جنگ سالار ملی و سیاف و گلبدین و دیگر جنگ سالار از هر قوم و قبیله که بودند به خاک و خون کشیدند.

پس شعار همه مردم افغانستان این است که :
احمد شاه مسعود نه یک قهرمان ملی بلکه یک لوچک و چپاولگر ملی بود که با بی کفایتی و خودخواهی خود سرنوشت چند نسل آینده ای افغانستان را تیره و تاریک کرد.
مرگ بر جنگ سالاران وطن فروش
مرگ برخائنان ملی و جاسوسان و نوکران خارجی

زنده باد افغانستان و افغانان. قهرمان. مادر افغانستان قهرمان جنگ و غارت نمی خواهیم قهرمان صلح و دوستی می خواهیم.

پرویز بهمن
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

عبدالرشید عزیز ومحترم!
خدا کند که همیشه به این عقیده باقی بمانی که سایت کابل پرس? بدور ازتعصبات قومی وقبیلوی برای نظریات مختلف آماده شده است امیدوارم که دیگر همفکران تان نیز به این قناعت برسند که سایت کابل پرس انعکاس دهندهء نظریات مختلف میباشد نه ازیک جریان مشخص فکری. اما زمانیکه جنایتکاران تاریخی قبیله نظیر محمدگل مهمند ونادر وامان الله ملعون وفاشیست وخصر ملعونش طرزی زنباره زیر تیغ نقد قرار میگیرندامیدوارم آنوقت نیز به همین نظر باشی که کابل پرس تربیون همه است نه ازیک جریان مشخص فکری
برای شما مسعود یک جنایتکار ملی است ولی برای من امان الله زنباره محمدگل مهمند ایزک هاشم جلاد ونادر وتمام سلسلهء حاکمیت سدوزانی وباز‍کزایی ومحمدزایی همه جنایتکار ملی غارتگران هویت بومی سرزمین من میباشند
تو شعار میدهی که زنده باد افغانها من میگویم مرده باد قوم اوغان اشغالگر ؛ نابود باد افکار برتری طلبانه وسلطه جویانهء اوغان
بااحترام
پرویز بهمن

منیر
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

احمد شاه مسعود به هیج کس پوشیده نیست که قهرمان ملی افغانستان است. هرکس که منکر است که احمد شاه مسعود ابر قهرمان ملی افغانستان نیست حتما او از افغانستان نیست امروز احمد شاه مسعود در دل و جان هر کسی که به افغانستان زندگی می کند جای دارد و تا قیامت یاد احمد شاه مسعود از دلهای مردم ما پاک نمی شود
درود براحمد شاه مسعود
زنده باد احمد شاه مسعود
پیروز باد یاران احمد شاه مسعود

منیر

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

کسانی که نخوانده به قهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود بی ادبی کرده اند زندگینامه اش را بخوانند تا باور کنند که احمد شاه مسعود قهرمان ملی بود. باید آقای نویسنده این مقاله چشم شان را باز کند و بیببینید احمد شاه مسعود کی بود بعد در باره او چیزی بنویسید:
زندگینامه ابرقهرمان ملی افغانستان احمد شاه مسعود
زندگینامه ابرقهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود
احمدشاه مسعود از فرماندهان و مجاهدین قهرمان افغان بود که سالها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و درگیری‌های نظامی‌ای هم با گروه طالبان داشت. وی روز نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست عرب مرتبط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، در خواجه بهاوالدين ولايت تخار به شهادت رسید یا د این قهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود بزرگ گرامی و جاوید باد
دوران کودکی و نوجوانی احمد شاه مسعود
احمدشاه مسعود فرزند دگروال (سرهنگ) دوست محمد خان در ۱۱ سنبله (۱۱ شهریور) سال ۱۳۳۲ هجری شمسی مطابق به ۲ سپتامبر ۱۹۵۳ میلادی در قریهٔ جنگلک ولايت پنجشیر زاده شد. که بعد ها احمد شاه مسعود لقب شیر پنجشیر گرفت.
تصویر بالا آمرصاحب احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان را در حال فوتبال نشان می دهد برای دیدن عکسهای زیباتر از قهرمان ملی احمد شاه مسعود به صفحه اول وبلاگ مراجعه نمایید و یا عنوان عکسهای احمد شاه مسعود را از فهرست وبلاگ انتخاب نمایید.
پدر احمد شاه مسعود
پدر احمد شاه مسعود دگروال دوست محمد از افسران ارتش افغانستان در دوران سلطنت محمد ظاهر شاه بود. پدر بزرگش یحیی خان یکی از بزرگان مردم پنجشیر به حساب می‌رفت که در دوران پادشاهی امان الله خان به عنوان کارمند و مامور رسمی دولت وظیفهٔ خزانه‌دار نقدی را به عهده داشت. او همچنان در تشویق و جمع‌آوری مجاهدان و مبارزان از زادگاه خود، وادی پنجشیر برای کسب استقلال از استعمار بریتانیا در سلطنت شاه امان الله شخص فعال و پر تحرک محسوب می‌شد. دگروال دوست محمد مانند بسیاری از افسران ارتش و کارمندان دولت در سالهای کار رسمی بعد از هر چند سالی محل کار و وظیفه اش تغییر میافت. و از یک ولایت به ولایت دیگر مؤظف می‌گردید. از این رو پدر احمد شاه مسعود در سالهای کارش به حیث افسر ارتش یا صاحب منصب اردو در ولایات: ننگرهار، بدخشان، بغلان، غزنی، هرات و کابل وظایفی را به عهده داشته‌است.
پدر قهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود علاوه بر کار در ارتش که مربوط وزارت دفاع می‌شد گاهی در وزارت داخله (کشور) نیز وظایف رسمی را به سر رسانیده‌است. آنچنانکه او در هرات چندسالی در بخش وزارت داخله سمت فرماندهی یا قوماندانی ژاندارم و پلیس هرات را به دوش داشت. بنابر این احمدشاه مسعود همراه با پدر و خانواده به ولایات مختلف رفت و دوران کودکی و نوجوانی را در مکاتب و مدارس بیرون از زادگاهش سپری نمود.
احمد شاه مسعود سالهای آغاز کودکی را در زادگاهش دره پنجشیر گذراند. در پنج سالگی شامل صنف اول مکتب (مدرسه) بازارک گردید. قبل از آنکه صنف اول را به پایان برساند با خانواده به کابل رفت و در مکتب شاه دوشمشیره شامل شد. اما اندکی بعد پدرش در سمت قوماندان ژندارم و پولیس هرات به ولایت هرات رفت و احمدشاه مسعود صنوف دوم، سوم و چهارم را در مکتب مؤفق شهر هرات به درس و تعلیم ادامه داد. در همینجا بود که علوم دینی و مذهبی را نزد مدرس مدرسه جامع هرات فرا گرفت .در پایان صنف چهارم با پدرش که از هرات به کابل تبدیل گردید دوباره به شهر کابل بازگشت.
دوران متوسطه و لیسه را در لیسه استقلال کابل به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ با شرکت در امتحان کانکور وارد دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک گردید.
احمد شاه مسعود در نوجوانی علاقه زیادی به ادامهٔ تحصیل در حربی پوهنتون(دانشگاه نظامی) از خود نشان می‌دهد. اما به توصیه دوستان پدرش که دل ناخوش از نظام عسکری و نارضایتی از عدم کفاف معاش و شکایت از روزگار داشتند، تشویق به ادامهٔ تحصیل در دانشکده‌های طب یا انجنیری (مهندسی) می‌گردد. و زمانی که یکی از دوستان جوانش عمارت زیبای پولیتخنیک کابل را نشانش می‌دهد، علاقمندی ورودش را به آن دانشگاه کتمان نمی‌کند و به این ترتیب وارد دانشکده مهندسی پولیتکنیک کابل می‌شود.
احمد شاه مسعود این شیر پنجشیر همزمان با ورود به دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک کابل در سال ۱۳۵۲ رسماً عضویت نهضت اسلامی افغانستان را می‌پذیرد. و در تابستان سال ۱۳۵۴ رهبری مبارزه در نخستین قیام پنجشیر در برابر حکومت وقت را به عهده می‌گیرد، قیام ناکام می‌گردد و همکاران مسعود تعدادی از جمله شاه ابدال دستگیر و سپس اعدام می‌شوند. مسعود که تحت تعقیب دولت است به پاکستان می‌رود، آن قیام را اشتباه محض می‌داند و از همانجا راه خود را با گلبدالدین حکمتیار جدا می‌نماید.۳
آمر صاحب احمد شاه مسعوددوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ
با وقوع کودتای کمونیستی ۷ ثور(اردیبهشت) ۱۳۵۷ و آغاز جهاد احمد شاه مسعود به نورستان و کنر می‌رود و با رهبری دسته‌های کوچک مجاهدین، عملاً در رهبری مبارزه علیه رژیم کمونیستی وابسته به شوروی شرکت می‌جوید. مسعود در جوزای(خرداد) ۱۳۵۸ در رأس یک قطعه از چریک‌های مجاهد نورستان وارد پنجشیر می‌گردد و در ۱۷ سرطان(تیر) ۱۳۵۸ اولین دسته‌های منظم چریکی را در درهٔ پنجشیر ایجاد می‌نماید.
احمد شاه مسعود قهرمان ملی بعد از سه سال نبرد با روسها در سال ۱۳۶۱ درپی شکست کامل شش تهاجم گسترده ارتش اتحاد شوروی سابق در پنجشیر، فرمانده کل نظامی روس‌ها در افغانستان برای توافق آتش بس با احمد شاه مسعود وارد مذاکره گردیده و به مدت دو سال، این توافق به امضاء می‌رسد(۱۹۸۲)، که در واقع روس‌ها با این توافق، مجاهدین را برای اولین بار به عنوان یک طرف سیاسی به رسمیت می‌شناسند.۲ ژنرال گروموف فرمانده سپاه چهلم شوروی در افغانستان در بارهٔ این قرارداد می‌نویسد: «مسعود از آرامش پدید آمده [ یعنی آتش بس ۱۹۸۲]، فعالانه برای نیل به اهداف خود سود جست».۴
احمد شاه مسعود از فرصت به دست آمده حداکثر استفاده را کرده و به سازماندهی نیروهای مقاومت علیه اشغال افغانستان در خارج از درهٔ پنجشیر اقدام می‌کند. در همین راستا با ایجاد شورای نظار یکی ار منظمترین تشکل‌های نظامی و چریکی علیه اشغال شوروی و مقابله با رژیم کمونیستی را پایه‌گذاری می‌نماید. شورای نظار در ابتدا متشکل از احزاب و گروه‌های مختلف در ۹ ولایت شمالی افغانستان ایجاد می‌گردد.
از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷هشت از برکت شجاعتهای احمد شاه مسعود حمله ارتش متجاوزین اتحاد شوروی سابق در پنجشیر به شکست کامل می‌انجامد و بدین ترتیب از سال ۱۳۶۷ به بعد پنجشیر همچون دژی تسخیر نا پذیر باقی می‌ماند.
به دنبال خروج آخرین سرباز اتحاد شوروی از خاک افغانستان در تاریخ ۱۳ میزان ۱۳۶۹ (۱۴ فبروری ۱۹۸۹)، به ابتکار احمد شاه مسعود شورای عالی فرماندهان ارشد جهادی افغانستان در شاه سلیم ولایت بدخشان به تاریخ ۹ اکتوبر ۱۹۹۰ دایر می‌گردد در این اجلاس اکثر فرماندهان معروف مجاهدین از جمله نماینده‌ای از امیر اسماعیل خان نیز حضور داشتند. فرماندهان در این نشست استراتژی مبارزه علیه رژیم کمونیستی افغانستان را تعیین می‌کنند.
در پی برگزاری اجلاس شاه سلیم در عقرب ۱۳۶۹ لوی درستیز (رییس ستاد ارتش) پاکستان احمد شاه مسعود را به پاکستان دعوت می‌کند. بدین ترتیب احمدشاه مسعود سفری کوتاه به پاکستان انجام می‌دهد و در ضمن دیدار با مقامات پاکستان و سران مجاهدین مستقر در پاکستان استراتژی مستقل فرماندهان مجاهدین در مبارزه علیه رژیم کمونیستی را به اطلاع آنها می‌رساند و مواضع فرماندهان را در دیدارهای مختلف به آنها تبیین می‌نماید.
احمد شاه مسعود پس از سقوط رژیم کمونیستی
رژیم کمونیستی افغانستان که از اختلافات داخلی رنج می‌برد با پیوستن نیروهای عبدالرشید دوستم به احمدشاه مسعود عملا در آستانهٔ سقوط قرار می‌گیرد. احمد شاه مسعود میدان هوایی(فرودگاه)مهم نظامی بگرام را در ۲۵ حمل سال ۱۳۷۱ و شهر جبل السراج را که در شمال کابل موقعیت دارد به کنترل در می‌آورد و نیروهایش را برای تصرف شهر کابل آرایش می‌دهد. در ۲۷ حمل ۱۳۷۱عبدالوکیل وزیر خارجهٔ دولت کمونیستی افغانستان با پیشنهادی نزد احمدشاه مسعود می‌آید. پیشنهاد وی تشکیل دولت ائتلافی با مجاهدین و ایستادگی در مقابل حکمتیار است. مسعود این پیشنهاد را رد می‌کند. وکیل برای بار دوم با تسلیمی بدون قید شرط دولت نزد مسعود می‌رود. مسعود به وکیل می‌گوید موضوع را باید با سران مجاهدین از جمله حکمتیار در میان بگذارد.
۲۳ اپریل ۱۹۹۲ هنگامی که احمدشاه مسعود نیروهایش پایتخت را در محاصره دارند با حکمتیار که قاضی حسین احمد رهبر جماعت اسلامی پاکستان نیز در نزدیکی کابل در شهر چهار آسیاب همراه وی است در خصوص تسلیمی بدون قید و شرط دولت نجیب الله گفتگویی مخابروی انجام می‌دهد. احمدشاه مسعود در این گفتگو از حکمتیار می‌خواهد که مجاهدین با جنگ وارد کابل نگردند. وی استدلال می‌کند که رژیم کمونیستی سقوط کرده‌است و مجاهدین باید ابتدا دولتی تشکیل دهند تا بتوانند با مشارکت همهٔ طرفها قدرت را در دست بگیرند. احمدشاه مسعود می‌گوید ورود قطعات نظامی مجاهدین از چهار گوشهٔ شهر موجب هرج و مرج و درگیری در شهر خواهد شد. حکمتیار در همین گفتگو به مسعود پیشنهاد تشکیل دولت از سوی حزب اسلامی و جمعیت اسلامی افغانستان را می‌نماید که مسعود آن را رد می‌کند و خواهان مشارکت دیگر جناح‌ها در دولت می‌گردد.۵
مسعود: عبدالوکیل ...[خواهان] تسلیمی بدون قید و شرط دولت به مجاهدین بود، مشروط بر اینکه مجاهدین عفو عمومی اعلان کنند و اعضای حزب و ناموس شان صدمه نبینند، من با این طرح موافقت کردم، رهبران[ مجاهدین] نیز در پشاور موافق این طرح هستند. بنا بر این وقتی خود آنها دولت را تسلیم می‌کنند ضرورتی به جنگ نیست.
حکمتیار: نخیر، در کابل تمام قدرت در دست نبی عظیمی است، همین لحظه او با قوتهای ما می‌جنگد. میدان هوایی به دست او و قوتهای دوستم و بابه جان است. ما باید با فتح و ظفر وارد [کابل] گردیم.
احمد شاه مسعود: تا جایی که من اطلاع دارم در حال تدارک حمله به کابل هستی. این حمله با چه هدف و منظوری است؟روسها که رفتند، حکومت نجیب[ الله] سقوط کرد، قرار است که قدرت به رهبران مجاهدین انتقال یابد، شما رهبران، بین خود به توافق برسید. در این صورت ضرورت حمله به کابل چیست که در حال تدارک آن هستی؟
حکمتیار: من سرگرم تدارک حمله به کابل هستم، چون در کابل کمونیست‌ها و بقایای رژیم کمونیستی سابق است و من قادر به تحمل آنها در پایتخت نیستم.۵
نیروهای حکمتیار غیر مسلح وارد کابل می‌گردند و از طریق جناح «خلق» حزب دموکراتیک خلق افغانستان در داخل شهر، در وزارت داخله (کشور) مسلح می‌گردند. با این رویداد احمدشاه مسعود نیروهایش را به کمک جناح «پرچم» حزب دموکراتیک خلق افغانستان وارد شهر می‌نماید و مناطق حساس دولتی را در کنترل می‌گیرد. بدین ترتیب دسته‌های مختلف مجاهدین از احزاب مختلف قسمتهایی از شهر و حومهٔ آن را را متصرف می‌شوند. از جمله حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری مناطق غرب کابل و حزب اتحاد اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرسول سیاف ناحیه پغمان را در کنترل خویش می‌گیرند.۶
احمد شاه مسعود در آغاز جنگ‌های داخلی
بعد از سقوط دولت دکتر نجیب الله، دسته‌های مختلف مجاهدین که وارد کابل شده‌اند برای تثبیت موقعیت خود وارد نبرد شدند. گلبدین حکمتیار بارها به خاطر خودخواهی و تمامیت خواهی که داشت بر نیروهای قهرمان ملی احمد شاه مسعود حمله کرد و پاسخ کوبنده شنید دیگر مجاهدینی هم که با احمدشاه مسعود درگیر شدند شکست خوردند
ترور قهرمان ملی افغانستان احمدشاه مسعود
"فرمانده احمد شاه مسعود، پس از سالها مقاومت در برابر اشغال کشورش توسط ارتش شوروی سابق و نبرد با گروه طالبان، در نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، در اثر انفجار انتحاری دو مرد عرب که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند و از سوی طالبان و گلبدین برای شان نقشه کشیده شده بود، به شهادت رسید
خبر شهادت قهرمان ملی احمد شاه مسعود که می‌توانست به کاهش روحیه هم رزمانش در جبهه ضد طالبان بینجامد، با چند روز تاخیر اعلام گردید.
محمد قسیم فهیم که از همرزمان احمد شاه مسعود بود، پس از مسعود، توسط برهان الدین ربانی به جانشینی وی منصوب شد. آقای فهیم، پس از سقوط طالبان وزیر دفاع افغانستان و معاون اول رییس دولت، در دولتهای موقت و انتقالی شد.
لویه جرگه اضطراری افغانستان که در پایان دولت موقت تشکیل شد، به احمد شاه مسعود لقب قهرمان ملی داد و نه سپتامبر سالروز [ترور] شدن وی، در افغانستان «روز شهید» و تعطیل رسمی اعلام گردید".
این مقاله از ویکیپیدیا در باره قهرمان ملی احمد شاه مسعود گرفته شده است
کرزی به قاتلان قهرمان ملی احمد شاه مسعود دالر جایزه می دهد
تصاویر ماندگار از قهرمان ملی کشور احمد شاه مسعود بزرگ

ناشناس
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

خواندم و او را یک اخوانی متعصب و درمان ناپذیر یافتم.

ناشناس
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

تمام تنظیم های جهادی بلا استثنا غارتگر و ضد منافع ملی عمل نموده وبه اسیاب پاکستان اب مراد ریخته اند. اینها بشمول مسعود جنایتکارانی بیش نیستند که به موقع مورد محاکمه مردمی قرار خواهند گرفت.

رفعت

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

دوستان عزیز
اگر تاجکها احمدشاه مسعودراقهرمان ملی ساختند . به زبان مادری خویش درباره کاروزارش نوشتندهرقوم وملتیکه میخواهد حرفهای توهین وتحقیر نثاریک شخصیت جهانی کند بایدبه زبان مادری خودش بنویسد تامعلوم گرددکدام فرهنگ بالاتر وبرتراست. همه شماهایکه دیده ندارید وبادیده درایی هرسه ماه یک شخصیت عزیزکشوررامورد ندامت قرارمیدهید آیاوزن خودرادرترازوی عدالت وانسانیت سنجیده اید؟ کابل پرس? یگانه رسانه الکترونیکی تفرقه اندازاست که مردم راباهم درگیرمیسازدوخودش افتخاربراین دارد که مثل دایره شیطان دلهای انسان هاراجریحه دارکرده است. من مرگ بربی فرهنگی وپسمانی خودمان میفرستم

آنلاین : ندارم

سباون

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

اینجا هرکس آمده از یک احمق یا به حیث قهرمان ملی افغانستان یا به حیث خائن ملی افغانستان یاد نموده است.
یک عده احمد شاه مسعود را قهرمان ملی افغانستان جور کرده اند
یک عده هم احمد شاه مسعود را خائن ملی افغانستان و مزدور بیگانه جور کرده اند
نتیجه این می شود که ا و یک قهرمان دذدی و چور و چپاول است و بس

به نظر من احمد شاه مسعود نه قهرمان ملی بود و نه خائن ملی بلکه یک احمق و لوده تفنگ به دست بود که از موقعیت خوبی که برایش پیش آمد استفاده نتوانست و افغانستان را به ویرانی داد

آنلاین : پس از این نام اصلی Ù...

میرگل

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

مگراحمدشاه مسعود زماپه زره کی یوه مُهر دقهرمانی پریشودله، احمدشاه مسعودزما لپاره یو افغان زمری وزیژوی، احمدشاه مسعود یوافغان قهرمان وه چه امیر کرور به د7 قرن کی دده صفت داسی کری دی :
زه یم زمری پر دی نری، له ما اتل نسته
په هند و سند و پر تخار او پر کابل نسته
بل به زابل نسته له ما اتل نسته
غشی د من می حی بریشنا پر میرحمنو باندی
په ژوبله یو نم یرغالم پر تشتیدونو باندی
په ماتیدونو باندی له ما اتل نسته
زما د توری تر شپول لاندی دی هرات او جروم
غرج و بامیان و تخار بولی نوم زماپه اودوم
زه پیژندو یم په روم له ما اتل نسته
احمدشاه مسعود زمونژ افغانانو لپاره وجنگیدی، زموژلپاره ئی قربانیانی ورکری، او زموژلپاره شهید شو. احمدشاه مسعود ولاری، مگر ژوندی دی په زروکی دتولو افغانانو. احمدشاه مسعود ولاری مگر روح ئی اوس هم پرافغانستان او افغانانو باندی راگرخی . احمد شاه مسعود ولاری، مگرموژته یی دآزادی دروازه خلاصه کره، موژ ته ئی دامید سرک جورکری چه یوه ورح موژ توله افغانان په اتفاق اوآزاد افغانستان کی په آرامی او صلح کی ژوند وکرو،
دغه دی زما او ستاسو تولو ارتباط داحمدشاه مسعودسره
اگرچه زبان چتل پشتو لیاقت گرفتن نام احمد شاه مسعود به این نام را نداشت اما برای اینکه به قبیله های وحشی فهمانده باشم که احمد شاه مسعود کی بود کامنت پشتو گذاشتم

پښتون هوتک

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

سلام ګرانو دوستانو.
مهربانی اوګړي دهغه سایت نور مه راڅی چی دا د هر افغان قوم بد نام کوي او زما په ګمان چی دا سایت د پاکستانیانو له خواه جوړ شوی دي. صرف کنړ ته یو نظر واچوی چی د کنړ اوبو ته یی سترګي پټی کړي دي.
سلام دوستان عزیز.
لطفآ از بدنامی قوم خود صر نظر نموده به این ویب لاک که مهیشه که بد نامی قوم افغان را میخواهد لطفآ اجتناب کنید این ویب لاک شما را گمرا می کند بجای بی عزتی قوم های خود در باره کنر کمی فکر کنید که چشم به آب کنر دوخته.

ناشناس

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

تا بکوه سنگر گزیدی٬ قله ها رام تو بود
کز بزرگی و شهامت٬ پخته ها خام تو بود
تا که جان و سر فدای دین و میهن کردی تو
لرزه در کاخ دل بیگانه ها ٬ نام تو بود

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 72 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس