رفتن به محتوای اصلی
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

مسعود میراث هفتاد سال دولتداری افغانستان را غارت، ومدنیت کابلی را نابود نمود. اوطراح قتلعام افشار و عامل عمده ای ویرانی پایتخت افغانستان است. آیا هنوز می توان مسعود را قهرمان ملی خواند؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

چندی بعد سالگرد کشته شدن احمد شاه مسعود می رسد و نویسندگان شورای نظار خرمنی از دروغ وتحسین مبالغه آمیز را به خورد رسانه ها می دهند. به یقین می توان گفت، یکی از دروغهای شاخدار عصر ما اینستکه می گویند: احمدشاه مسعود قهرمان ملی است. به استثنای چند ولایت که جمعیت اسلامی در سه دهۀ گذشته در آنجا نفوذ نظامی داشته و مخالفانش را تصفیه نموده است، در بیشتر از بیست ولایت دیگر افغانستان، مسعود نه تنها قهرمان نیست و بلکه یک جنایتکار منفور شناخته میشود.

در سالهای حضور شوروی در افغانستان موقعیت استراژیک ویا به تعبیر درست تر، سر راه قرار گرفتن پنجشیر، توجۀ رسانه های غربی را به سوی مسعود جلب نمود. پنجشیر بر سر راه کابل - شمال واقع بود و آنچه اهمیت آنرا دو چند می ساخت فاصله نزدیک پنجشیر با میدان هوایی بگرام بود. غربی ها به تابعیت از برادر بزرگ شان_ امریکا آمدن روسها به افغانستان را فرصت طلایی برای انتقام ویتنام از شوروی می دانستند. تندروی و نادانی خلق وپرچم قشر سنتی و بیسواد جامعه را بیشتر از همه رنجانده بود. خیزش و مقاومتها سخت، اما کوچک افغانها ماموران استخباراتی امریکا و تعدادی از اعضای انتقام جو و ضد شوروی کنگرس امریکا را تا حد زیادی خوشبین و امیدوار ساخته بود. از همین رو، امریکا از طریق عربستان سعودی و پاکستان بر آتش جنگ افغانستان نفت و دالر می پاشید، روسها با قساوت کامل سرکوب می نمودند، و کل رسانه های غربی بر آن درامه خونین کف می زدند. جنگ جاهلانه ای که ما آنرا جهاد می خواندیم و شرکت کنندگان آنرا مجاهد صدا می کردیم. روزهای را به یاد آورید که مجاهدین، مثل طالبان، مکتب ها را به آتش می کشیدند، پلها را تخریب می نمودند، پایه های برق را منفجر می ساختند و در قریه های که تسلط داشتند سنگسار و اعدام می نمودند. دگروال یوسف، ریس سازمان استخباراتی پاکستان، در کتاب "تلک خرس"، اظهار تاسف میکند از اینکه هیچ قوماندان جهادی نتوانست تونل سالنگ را انفجار دهد. او می گوید هرکسی که می توانست این کار را بکند در تاریخ به عنوان یک قهرمان جاودانه می شد، زیرا توانسته بود راه اکمالاتی روسها را برای مدت طولانی ببندد. و مسعود در چنین روزگاری محبوب رسانه های غربی و مشهور به "شیر پنجشیر" میشود.

پس از ساخت وباخت نژادپرست های پرچم، و به ویژه جنرال نبی عظیمی با مسعود، بیشتر از نصف کابل به دست ملیشه های شورای نظار می افتد و در کمتر از بیست و چهار ساعت ادارت دولتی، بانکها، مکاتب، ترانسپورت دولتی وکل میراث هفتادساله دولتداری افغانستان غارت میشود. وحتی ملی بس های "تا تا"ی کابل نیز به پنجشیر برده میشوند. البته ملیشه های شورای نظار در اثر مقاومت داکترها و به دلیل حضور مریضها در بستر، قادر نمیشوند تا شفاخانه ها را نیز تاراج نمایند. غارت کابل توسط مجاهدین، و مخصوصا ملیشه های شورای نظار که اکثر مراکز عمده دولتی را اشغال نموده بودند، بزرگترین چپاول تاریخ افغانستان است. البته کابل در سده معاصر دوبار دیگر، یکبار توسط بچه سقو و بار دیگر توسط منگلی های لشکر نادرخان نیز مورد غارت قرار گرفته بود. اما کابلِ که شورای نظار به سرکردگی احمدشاه مسعود آنرا غارت نمود محصول هفتاد سال ساخت وساز و تلاش جمعی سیاستمداران، نهادهای تحصیلی، مدنی، هنری و تجاری بود که در دوره های شاهی، جمهوری و دولت کمونیستی ساخته شده بود. ولاکن، احمدشاه مسعود تنها به غارت کابل بسنده نمی کند. پس از چپاول، احمدشاه مسعود به فکر تصفیه کامل کابل از گروه ها و نژاد های مختلف برآمد و در نبرد که مهمترین عامل آن او بود، اکثریت پایتخت افغانستان کاملا ویران شد، و حداقل، شصد هزار کابلی کشته، چندین برابر آن معلول و معیوب، و از مجموع حدواد سه ملیون شهروند کابلی دو ملیون آنان مهاجر شدند. وبدینسان یکی از شهرهای کهن منطقه تخریب و مدنیت کابلی نابود شد.

امروز، کابل بار دیگر جان گرفته و چهار میلیون نفر در آن زندگی می کند. اما چگونه می توان آنرا با کابل متمدن ماقبل مجاهدین مقایسه نمود که طبقه بالای آنرا مافیای کرزی و رهبران جنایتکار جهادی، و طبقه متوسط آنرا قوماندانهای شورای نظار و گروه های همسو با آن تشکیل می دهد؟ کابل که اکثر مالکیت آن در دست مافیای کرزی، قسیم فهیم، عبدالرسول سیاف، برهان الدین ربانی و کریم خلیلی است بیشتر از آنکه یک شهر قانونمند و متمدن باشد، بازار مافیای تریاک و زمین است.

مقاومت مسعود در مقابل طالبان تحسین بسیاری را بر انگیخت و تا حدی بر سبعیت های او در کابل سایه افگند. اما اگر بار دیگر روزهای جنگ جبهه متحد و طالبان را به یاد آوریم، می بینیم که مسعود تا آخرین دم چگونه خودخواهانه و پیمان شکنانه عمل نموده است. در روزهای که طالبان از قندوز بر مزار حمله نموده بود، مسعود در تخار، آنسوی جبهه قندوز، آرام و ساکت می نشیند تا طالبان حزب وحدت و جنبش ملی را کاملا شکست دهد و بدینسان تنها یک قهرمان در مقابل طالبان بماند.

امروز پیمانی میان جنایتکاران جهادی امضا شده است که بر حسب آن رهبران مقتول همدیگر را قهرمان می خوانند وبجای نقد به ستایش همدیگر می پردازند. و بازار گرم جارچی های مسعود از همین پیمان مافیای پر رونق است. البته، برخی قهرمان سازی شورای نظار را نوعی واکنش در مقابل فاشیزم جنوب می داند. هیچ کسی منکر فاشیزم جنوب نیست، اما آیا رفتن به راه فاشیزم خود فاشیزم ساز نیست؟ امروز کمتر کسی در مقابل تمامیت خواهی ده سال گذشته شورای نظار، و تجاوز شورای نظار به موقعیت ها و فرصتهای سیاسی اقوام دیگر جدی سخن می گوید.

بهرحال، احمدشاه مسعود قهرمان ملی نیست، احمدشاه مسعود قهرمان اقوام محروم افغانستان نیز نیست، زیرا او در حیطه قدرت خود بی رحمانه تر از عبدالرحمان هزاره ها و ازبکها راقتلعام نموده است، احمدشاه مسعود قهرمان ملیت تاجیک نیز نیست. احمدشاه مسعود قهرمان شورای نظار و نیمچه روشنفکران به شدت نژادپرست است. اگر بازهم اصرار می کنید که مسعود قهرمان ملی است، ما به ناچار او را "قهرمان ُملی" می خوانیم.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

72 دیدگاه
سید جعفر امیری

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

سلام به نوسینده محترم
کارنامه های قهرمان ملی در سه دهه اخیرافغانستان به تمام مردم افغانستان وجهان روشن است.که جایگای شان در قلب هرافغان به خظ زرین حک گردیده ، روح شان شاد باد راه شان برای همیش سبز و خرم باد
گفتنی من فقد برای شما دعا می کنم که خدوند شما را هدایت کنند.
وسلام سید جعفر امیری

آنلاین : http://www.yahoo

خاین شناس ازقره باغ کابل

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

با عرض سلام خدمت کسانیکه پیرو هدایت هستند وکشورشانرا دوست دارند نه ان خاینینی که درلباس افغانها درامده اند امابرای بربادی این ملت قهرمان بنفع گماشتگان خودکمر بی غیرتی بسته اند: درزمان تجاوزروسها درافغاستان مردم پنجشیر مانند سایرملت افغانستان کمرمبارزه رابرضداشغالگران بستند ودرمدت 2-3 سال اول کارنامه های خوبی از خود بجا گذاشتند که مورد تحسین همگان قرار گرفت تا جاییکه مامردم قره باغ از طریق راههای صعب العبوردرزمان محاصره پنجشیرتوسط روسها مواد خوراکی ارسال کردیم . اما بعد از خاتمه ان محاصره باگذشت زمان متوجه شدیم که دیگر جبهه پنجشیر در رفاه واسایش کامل بسر میبردوهرکس درجای خود نشسته دیگر صدای بم وتوپ خاموش شده وروسها با خیال راحت از شاهراه کابل سالنگ تردد میکنند درحالیکه دیگرنقاط کشورزیرضربات انواع اسلحه های شوروی به یک جهنم کامل تبدیل شده بودوهرروزشاهد شهادت عزیزان مان بودیم درحالیکه پنجشیر ودیگر همپیمانان شان درهر نقطه ای که بودند با عقد پروتوکول با قوای اشغالگر که میتوان انرا بعنوان خیانت به جهاد وخون شهدای افغانستان تلقی کرد درناز ونعمت زندگی میکردند وباخیال راحت به تاراج سنگهای قیمتی که مال همه ملت بود پرداختند . به این میگویید قهرمانی؟؟؟ درپهلوی مسعود کسی بنام داکتر عبدالرحمن که همه کاره احمدشای مسعود بودحضورداشت . یک شعله یی بود که تمام افکار واندیشه هایش بر ضد دین ومذهب ملت افغانستان بودوحضور این شخص درپهلوی احمد شاه مسعود حتی سبب طعنه خوری ربانی از طرف دیگر گروهای جهادی شده بود وربانی همواره از مسعود خواهش میکرد که این شخص را از کنار خود دور کند اما بی اثر بود تا اینکه داکتر عبدالرحمن به مسعود پیشنهاد تاسیس شورای نظاررا نمود تا بدینوسیله ربانی ودیگررقبای خود را بترسانند ودست از سر داکتر عبدالرحمن بردارند که این امر به سود مسعود ودیگرشعله یی ها گردیدبعد ازاین سناریو ها روسها با داشتن دوستی مانند مسعود در افغانستان وشکست شان از ملت افغانستان با خیال راحت کشورمارا ترک کردند . ناگفته نماند طوریکه اسناد ومدارک افشا شده تمامی عملیاتهای قوای شوروی بالای مناطق حزب اسلامی ازطرف وبه خواهش احمدشاه مسعود صورت میگرفت واین موضوع کاملاثابت شده است چون همه مناطق حزب اسلامی زیر ضربات قوای شوروی قرار داشت اما درمناطقیکه مربوط به جمعیت بود حتی یک مرمی توپ هم فیر نمیکردند . بعداز 5 سال حکومت نجیب داکترنجیب تصمیم گرفت که قدرت را به سازمان ملل تحویل بدهد وخودش برود به کشورهندوستان دراین زمان میتوان حکومت نجیب را سقوط کرده خواند چون همه گروها با سازمان ملل دراین پروسه همنظربودند چرا مسعود اقدام کرد وحکومت سرنگون شده را سرنگون کردونگذاشت که همان پروسه سازمان ملل تطبیق شود؟؟؟ چون روسها منافع خودرا درخطر میدیدند که مبادا در انتخابات مسلمانان بقدرت برسندوبا کشورمتجاوز روسیه از طریق دادگاههای جهانی تصفیه حساب را شروع نکنند واز طرف دیگراز گروهای اسلامی اسیای میانه پشتیبانی نکنند لهذابه مسعود دوستم وجنرال مومن دستور اقدام صادر کردکه منجر به تباهی افغانستان گردید چون گفته اند باری که کج باشد به منزل نمیرسد. وهمه شاهد بودیم که با امدن ملیشه های روسی درلباس مجاهدچه بلاهایی نبود که بر سرملت ما نیاوردند؟؟؟ دزدی قتل تاراج بیت المال تجاوز به ناموس مردم وووووو همه به رسمیت شناخته میشد وجزء قانون مسعودربانی رسمیت یافته بود اگر باور ندارید بگویید دربین این همه دزد چند نفررا ربانی ومسعودمجازات کردند؟؟؟؟ وقتیکه طالبان ظهورکردند اولین کسیکه نوکری طالبان راپذیرفت همین ربانی ومسعود بودندکه توسط یونس قانونی وسید اسحق گیلانی شاید صدیق چکری مبلغ 21 هزار لک را برای طالبان درقندهار فرستادند از کیسه این ملت بیچاره وهمینطورپشتیبانی های نظامیشان از طالبان تا امدن انها به کابل ادامه داشت . یک سوال از کاسه لیسان مسعود ربانی دارم . بن لادن را چه کسی ازسودان به کابل انتقال داد وبه تمامی عربهای تحت فرمان بن لادن تذکره افغانی داد؟؟؟؟ بلی همه میدانیم که این جنایت بزرگ راهم مسعود وربانی مرتکب شدند . بعد ازبه هلاکت رسیدن مسعودوسرنگونی طالبان امریکا به افغانستان امدچه کسانی نوکر یهود ونصارا شدند؟؟؟؟ بله همان تعلیم یافتگان مکتب شروفسادکه معلم شان مسعود وربانی بود. حالا با این همه تفصیلات وحقایق لقب قهرمان قهرمانان را میدهم اما دررشته خیانت به ملت دزدی تاراج بیت المال تجاوز به ملک وناموس مردم واستاد وطنفروشان. نا گفته نماند که دیگررهبران نیز خالی از جنایات نیستند شاید به استثنی پیر سد احمد گیلانی که تا حالا ادعای چوکی نکرده . امیدوارم که همه خاینین ملی به جزای اعمالشان برسند . والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته .

گلبدین شناس
احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

جناب محترم گلبدن خان ویا بچه بیرش محترم شان!
امیدوارم که درد تان را به قراری بخورید وبالای چشم مردم خاک نپاشانید؛ ازحوادثی که جناب عالی داد سخن داده اید؛ همهء شاهدان آن حوادث همین اکنون درقید حیات بسر می برند وهمه زنده وسلامت همهء آن حوادث را مانند دیروز بیاد دارند وهیچکس هم حافظهء خویش را از دست نداده است.
اول اینکه : ازهمان اولین روزهای آغازجهاد رقابت میان این دوتنظیم ( جمعیت وحزب اسلامی) بحدی بود که نمیتوان آنرا رقابت بلکه دشمنی تمام عیار توصیف کرد؛ هیچگاهی میان این دوحزب کمک وتعاون وارسال مواد خوراکی به منطقهء یکدیگر نه صورت گرفته ونه آن را کسی تاکنون بیاد دارد؛ هروقتیکه قوای شوروی مناطق اشرار گلبدین را زیر بمبارد میگرفت ؛ مجاهدین جمعیت با خیال راحت تماشاچی باقی می ماند وهر وقتیکه مناطق جمعیت را قوای شوروی زیر بمبارد قرار میداد؛ اشرار گلبدینی آنرا نظاره گر می بودند. ازکدام کمک مواد خوراکی به مردم پنجشیرصحبت میکنی؟ درکجا؟ نشود که این موضوع را درخواب دیده باشی؟ مجاهدین حزب گلبدین آنهم ازقره باغ شمالی به مجاهدین پنجشیر مواد ارتزاقی فرستاده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟! هههههههههه!
همان مجاهدین قره باغی که درسایهء یک قوماندان جمعیتی درقره باغ میخ می کوبید وحتی خود او وفامیلش را از دم تیغ کشیده است ولی به مردم پنجشیر مواد ارتزاقی کمک کرده است آیا این طنز نیست؟ خوب بیاد دارم وتاکنون اسناد آن دوران نیز حالا درآرشیف نشرات جمعیت هم موجود است وهم اشخاص بیطرف ومسلمانی که حوادث آن دوران را بیاد دارند همه میدانند وسند دارند که گلبدین درنخستین سالهای آغاز جهاد به تمام فرماندهان تحت امرش دستور اکید صادر کرده بود که هروقتی که قوای شوروی با تنظیم جمعیت اسلامی درگیر میشود؛ شما کاملا حالت بیطرفی خویش حفظ کنید. کاپی این فرمان حتی به خاد رژیم نیز رسیده بود وآنرا ازطریق روزنامهء انیس نیز دولت وقت نشر نموده بود.
دوم اینکه: هرقوماندان حزب اسلامی که بدون اجازهء رهبری حزب یعنی بچه بیریش صوفی کرینکار( گلبدین خان) با مسعود میخواست مذاکره نماید مورد خشم رهبری قرار میگرفت وبجای وی فرد دیگری گماشته میشد؛ نشیب وفرازها در روابط میان مسعود واستاد فرید را تاهنوز همه بیاد دارند که مجال پرداختن به یکایک آن حالا نیست. ترور سیدمنصور حسینیار یکی ازقوماندانان گلبدینی دراندراب که درپشاور توسط گلبدین به شهادت رسید تاهنوز ازحافظهء تاریخ زدوده نشده است که بجرم ارتباط ومذاکرات خودسرانه با مسعود ازبین رفت.
سوم اینکه جیزهای عجیب وغریب را دربارهء سقوط دولت نجیب ذکرکرده اید که فقط به خنده می ارزد ببنید که چه نوشته اید:
(بعداز 5 سال حکومت نجیب داکترنجیب تصمیم گرفت که قدرت را به سازمان ملل تحویل بدهد وخودش برود به کشورهندوستان دراین زمان میتوان حکومت نجیب را سقوط کرده خواند چون همه گروها با سازمان ملل دراین پروسه همنظربودند چرا مسعود اقدام کرد وحکومت سرنگون شده را سرنگون کردونگذاشت که همان پروسه سازمان ملل تطبیق شود؟؟؟ چون روسها منافع خودرا درخطر میدیدند که مبادا در انتخابات مسلمانان بقدرت برسندوبا کشورمتجاوز روسیه از طریق دادگاههای جهانی تصفیه حساب را شروع نکنند واز طرف دیگراز گروهای اسلامی اسیای میانه پشتیبانی نکنند لهذابه مسعود دوستم وجنرال مومن دستور اقدام صادر کردکه منجر به تباهی افغانستان گردید چون گفته اند باری که کج باشد به منزل نمیرسد. وهمه شاهد بودیم که با امدن ملیشه های روسی درلباس مجاهدچه بلاهایی نبود که بر سرملت ما نیاوردند؟؟؟ دزدی قتل تاراج بیت المال تجاوز به ناموس مردم وووووو همه به رسمیت شناخته میشد وجزء قانون مسعودربانی رسمیت یافته بود اگر باور ندارید بگویید دربین این همه دزد چند نفررا ربانی ومسعودمجازات کردند؟؟؟؟ )
واه واه واه به این تاریخ نویسی. اگر رژیم نجیب میخواست که صادقانه قدرت را به سازمان ملل متحد تحویل دهد؛ جنرال رفیع را چرا به ملاقات گلبدین به چهارآسیاب وعبدالوکیل وزیر خارجه را برای ملاقات با مسعود به چاریکار فرستاد؟ مگر نجیب نمیدانست که رهبران مجاهدین وقوماندانهای جهادی باطرح سازمان ملل متحد مخالف اند؟
عبارت (سرنگون نمودن حکومت سرنگون شده) را ازکی یاد گرفته ایی؟ مثل اینکه جنابعالی هنوز درخواب خرگوش قرار دارید که مردم هنوز مکالمهء مسعود وگلبدین را ازطریق دستگاه بی سیم بیاد دارند وعبارت سرنگون نمودن حاکمیت سرنگون شده را جه کسی بکار برده است؟
این عبارت را برای اولین بار مسعود بکار برده که به گلبدین گفت که رژیم تسلیمی اش را به دولت موقت مجاهدین اعلان کرده ودرمذاکرات من وعبدالوکیل وزیر خارجه این موضوع تصریح شد که حزب حاکم ورژیم حاکم؛ میخواهد قدرت را به دولت موقت مجاهدین بلا قید وشرط تسلیم نماید. دولت موقت مجاهدین که ریاست آنرا صبغت الله مجددی بعهده داشت رسما قدرت را از صدراعظم خالقیار ودو معاون ریاست جمهوری وقت و دورئیس مجلیسین شورای ملی و سنای وقت نجیب بدست گرفت .
طرح سازمان ملل متحد درآن وقت نه تنها مورد قبول مسعود نبود که گلبدین حکمتیار بیشترازدیگران با آن سرمخالفت نشان میداد. هیچ رهبر جهادی ازطرح سازمان ملل متحد پشتیبانی نکرده است. گلبدین خان درآن وقت درمکالمهء مخابراتی اش اصرار داشت که وی میخواهد با نعره های تکبیر وبا زور وارد کابل شود وحکومت سرنگون شده را سرنگون نماید ولی این مسعود بود که بخاطر جلوگیری ازهرج ومرج داخلی به گلبدین میگفت که دولت سقوط کرده حاجت به سقوط دادن دوبارهء ندارد. شما بحیث یک رهبر جهادی بروید مشکل تان را با بقیهء رهبران جهادی درزمینهء انتخابات ونوع نظام حل کنید؛ وازتهدید وهوشدار دادن ها جلوگیری نمائی درغیر آن من خودم را مکلف میدانم که قوای تان را باوجودیکه یک حزب جهادی است آنقدر از ازکابل بیرون برانم که کابل ازساحتهء تیررس راکتهای تان درامان بماند . ولی گلبدین خان میگفت که نخیر! من با مجاهدین پنجشیر وبدخشان جنگ ندارم؛ قدرت هنوز به دست ملیشه های گلیم جم است وبدست پرچمی هاست تا وقتیکه آنها برسر قدرت اند او هرگز چنین طرح خاینانه نمی پذیرد. ولی روزی رسید که باهمان پرچمی ها وباهمان ملیشه های گلیم جم علیه حاکمیت مجاهدین خودش؛ ائتلاف کرد ودمار ازروزگار مردم بیچاره وغریب کابل برآورد. چطور است؟ آیا میخواهی که بیشتر به شرح حوادث گذشته بپردازم یا اینکه به این بسنده نمایم. دربارهء دکتور عبدالرحمن و اسامه بن لادن وانتقال او وافراد وی ازسودان به کابل نیز سخنهای مستند دارم که اگر مایل بودید صرف بمن اشاره برسانید همه اش را درخدمت تان میگذارم

خاین شناس

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

باعرض سلام : تنها کسانی از جنایتکاران مانند احمدشای ملعون ربانی که مرتد شده بود ودرحال ارتداد ازدنیا رفت فهیم مرتد عبدالله مرتد قانونی مرتد بسم الله مرتد خلیلی مرتد محقق مرتد سیاف مرتد گلبدین ظالم وملاعمر ظالم چون اینها مرتد نشدند اما ظالم هستند . کسانی از اینها دفاع میکنند که از همین گروه ها ی مفسد هستند ما فارسها بخود ننگ میدانیم که مشتی از کافر شدگان را که نوکر یهود ونصارا شده اند پیشوا ورهبر خود بدانیم شما پشتونها هم کرزی نوکر کفاررا ودیگر خاینین ملی را وهزاره ها هم مرتدین را پیشواورهبر خود حساب نکنید . اینها مطابق فرمایشات قران کریم کافر شده اند دراین هیچ جای شک نیست به ملت افغانستان از هرقومی که باشند شرم آوراست که مرتدین وظالمین را رهبر خود بدانند . بلی احمد شای ملعون قهرمان قهرمانان است اما دررشته وطنفروشی نوکری روسها دردی قتل تاراج تجاوز به ناموس مردم وهزاران نوع فتنه وفساد دیگر درکشور . لعنت خدا باد بر منافقین ومرتدین درلباس مجاهد .

گلبدینی شناس

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

پیرو پیشیمان شدهء گلبدین خان!
ازطرز خرامت معلوم است که از راه وروش قبلی ات برگشته ایی که حالا گلبدین وملاعمر را درجملهء ظالمان حساب کرده ایی، زنده باشی که خوب اعتراف کرده اییء واما این را نمیدانمی که جزای انسان ظالم در اسلام بدتر از جزای انسان مرتد وکافر می باشد، حدیث پیامبر اسلام را بخوان که چه خوب میفرماید: الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم پادشاهی وحکومت کافر دوام پیدا میکند ولی پادشاهی وحاکمیت ظالم هرگز دوام پیدا نمیکند. ظلم درقرآن ازمصادیق کفر است، خداوند هرجزای که به کافر وعده داده به انسان ظالم نیز همان وعده را داده است.
اما آمدیم درباره فرق میان گلبدین وملاعمر واحمدشاه مسعود که کدام یک مستحق دوزخ است وکدام یک مستحق بهشت. درین زمینه نه تو تصمیم گرفته میتوانی ونه هم من. ولی آنچه که ازعملکردهای ظاهری این افراد بجا مانده وتاکنون هم ملاحظه میشود ملاعمر وگلبدبین ضمن ظالم بودن شان هردو حتی بی ناموس هم استند، زیرا آنها حلقهء غلامی غلامهای یهود ونصارا را برگردن آویخته اند وزن ودختران جوان شان پیش افسران آی اس آی اسیر استند، وهمان افسران جوان ازطرف روز زبان اردو وانگلیسی را برای شان یاد میدهند ولی ازطرف شب پاهای شانرا بلند نموده وتا صبح با آنها عشق اسلامی میکنند ولی این بی غیرتها خودشان دم ازغیرت واز ایمانداری میزنند. گلبدین ازین هم بدتر یک جرم دیگر نیز دارد وآن اینکه سوراخ مقعد خویش را درایام جوانی حفظ کرده نتوانسته است وآنرا فدای سوتهء محترم صوفی کرینکار نموده است پس او دین وایمان و وطن خودرا چگونه حفظ خواهد کرد

میاخیل

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

از طرز برخورد هواداران بی بندوبار و اوباش این قهرمان کاذب چنین بر میآید که اینها پایبند به هیچ اصول و یک قانون نیستند

دختر افغان

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

اين اولين باريست که در اين ويبسايت چنين يک مطلبی خوبی را ميخوانم که حقايق جامعه ما را بيان کرده و مردم را به سوی حقيقت و روشنی هدايت ميکند. مسعود يک چهره منفور جامعه افغانيست و اين حقيقت يک روزی به مظهر عام امدنيست. در اصل من به صفت يک فرد افغان که در جامعه افغانی
زنده گی دارم، به خود جای شرم ميدانم که در باره خاينی مثل مسعود بحث نمايم. او قهرمان ملی نه بلکه شرم ملي است، خاين ملي است. قسميکه يک آقا فرموده اند که( به لق لق سگ دريا مردار نميشود)، اين ضرب المثل را ميتوان به معنای متضاد ان هم تعبير کرد. به قهرمان گفتن، خاين قهرمان نميشود. چهره های مثل مسعود، کارمل و بچه سقاو داغ های سياه به تاريخ افغانستان اند و به قلم سياه در آن نوشته خواهند شد. يکی از برادرانی که نظر خود را ارائه کرده اند، مردم افغان را افغانستانی ناميده است. سوال من از اين آقا اينست که اگر خود را افغان نميدانی، پس چرا در کشوری که مربوط افغانها است زنده گی داری و يا دعوای تابعيتش را داری؟ اگر نداری، با کدام حق در باره افراد و مردم آن کشور نظر دهی ميکنی؟

ناشناس

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

نشود بعوض دختر افغان همان ‍‍‍ ‍بیدار قره باغ ویاهمان ‍جلال بایانی معروف به ..........بدنام وبی آبرو نباشی که همان چرندیات همیشگی ات را تکرار کره ایی

lnino

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

ننتونو گاییدم با این وب سایت کیری تون اخه آبه کون این مطبه نوشتی همه کستو گاییدم مرده زنده هاتو گاییدم با این مطلبت . کوس ننه اگه این نبود که مادرت گاییده شده بود حالا میای در مورد این حرف میزنید در حد سگ در خونشم نیستید . کیرم تو این مملکت که یه نفر با جهان جنگید بخاطرش حالا بیان بعد شهادتش پشت سر شحرف بزنن .

agmal

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

کار خوب نمیکند که در میان افغانها تفریقه می اندازید

محمدلطف الحق مسلم

احمدشاه مسعود قهرمان ملی و یا جنایتکار پرآوازه؟

احمدشاه مسعود زنده باد

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 72 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس