رفتن به محتوای اصلی
تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

چندی ائتلاف نامقدس بابک سلیمانی دربخش سخنگاه سایت کابل پرس? با تفاهم هم یا بی تفاهم هم یک لست ازسوالها وپرسشها را ازمن مطرح کردند که باهم شبیه بوده و جواب دادن بهریک آنها وقت زیادی را افتضا می نمود. اما این به معنای آن نیست که من ازجواب دادن به سوالهای آنها طفره میروم بلکه دریک وقت مناسب من به سروقت آن ها خواهم رسید وامادرین مقالهء کوتاه راجع به یکی از خصوصیتهای بشری پشتونها یعنی میزان وطن دوستی پشتونها دربرابر خاک ومیهن به شهادت موسیقی میخواهم نکات را به عرض رسانده ویک پارچه موسیقی حماسی که انعکاس دهندهء خصوصیات روحی وروانی پشتونهاست پیشکش حضورخواننده گان وشنونده گان کنم.

ازنظربعضی خصوصیت های ایتنولوژیکی میخواهم بگویم که پشتونها با سایر اقوام عزیز هموطن من فرق دارند. شاید مبالغه نباشد اگربگویم غیرت وشهامت واحساس نوع پروری وحب وطن در وجود پشتونها ازآغازین روزهای پیدایش آنها در رحم مادرحلول میکند وبامکیدن شیر مادر این احساسات درعروق وشراین بدن یک پشتون چه مرد وچه زن مانند خون به حرکت میاید. تجلی این احساسات وعواطف را میتوان درموسیقی پشتو ملاحظه کرد. موسیقی پشتو باتمام موسیقی های دنیا فرق میکند. زیرا احساس وعواطف پشتونها با موسیقی شان چنان عجین شده است که جلوه های احساسات وعواطف که قبلا یاد شد میتواند درموسیقی به شکلی ازاشکال انعکاس یابد.

درکنارصدها ترانه وموسیقی حماسی که من تاکنون شنیده ام مشت نمونه خروار ازسایت یوتوب موسیقی ترانهء میهنی مرحوم استاد اولمیررا بزگزیدم تا جوابی باشد به یک تعداد منکران حقایق تاریخ.

ترانه های وطنی مرحوم استاد اولمیر خصوصا این ترانه مشهور او که ای وطن من ای گنجینهء خزانه های لعل من! ای سازندهء غیرت وهویت پشتونی من وای زادگاه نیاکان من بدان که درهرکوه ودرهء تو نشانه های شمشیرمن باقی مانده است! این ترانه ازمشهورترین ترانه هایست که احساس عمیق وطندوستی پشتونها را درقبال وطن شان منعکس میسازد.

(شاعرنظربه احساس پشتونوالی که در وجودش موج میزند به وطن ندا میزند که ای وطن! اگرتو عزت نداشته باشی من خواب وراحت را چکنم؟ اگرسرت پائین باشد من عزت وشوکت را چه کنم اگرترا بی عزت ببینم وغمازان را چهارطرف مانند گرگان پس بدان ای وطن که بار دیگر خاک را از خون خویش مست مبسازم من آن پشتونی هستم که افسانه ام یادت مانده است).

حماس واحساس که ازسرائیدن این شعر واین موسیقی برای یک پشتون دست میدهد برای یک غیرپشتون بی خبرازفرهنگ پشتونوالی کاملابی مفهوم است

آنهایکه معتقد اند که این غرب است که به افغانستان دموکراسی وپیشرفت را میاورند وباید مفاهیم آنهارا دزدیده وبدون درنظرگرفتن شرایط عینی وذهنی یک جامعه باید آنرا کاپی کرد سخت دراشتباه اند. برای پشتونها قبل از دموکراسی ، حفظ مقدسات دینی ، عزت وشرافت واستقلال وآزادی مهم است بناء هروقتیکه این مفاهیم زیرسوال رفت دیگر نه دموکرایی معنی دارد ونه هم پیشرفت وترقی. اشارهء من به اقایان سلیمان وبابک است که هردو طرفداران نظامهای دموکرات اند که درآن بی دین وبادین ازحقوق یکسان برخوردارباشند. کاپی نمودن مفاهیم غربی درجامعهء قبیلوی افغانستان کاریست بغایت خطا ودرخور سرزنش. اگرچنین پندارهای واهی را در ذهن خویش هرروز پرورش دهیم پس آنروز دور نخواهد بود که سرنوشت دموکراسی وارادتی مانند کمونیزم به موزیم تاریخ سپرده شود.

فایل‌های پیوست

شبیر « کاکر»

شبیر « کاکر»

فارغ ليسه مجاهد در پشاور واسلاميك ينورستي در اسلام آباد

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
jalaludinbaiany

تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

مــوی بــشــــکافی به عـيـب ديـگران + چـو به عـيـب خـود رســی کـوری از آن
جــوخـداران ارتجاع :
مزاری ، سـهراب به به ســـپهر چه ســپهر ؟! ، روشن ، نادر و Bina شما ممکن
است گلی را زير پا لگدمال کنيد ، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو ســــازيد!
اينکه شما وظيفه گرفتيد ، مسوليت داريد ، رسالت بر دوش داريد شفاف گاه هذيان گونه ، گاه به صورت مذمت و گاه در همپايگی بيگانه کهن ونوشـــــــخوار وار عليه مليت پشتون ، زبان پشتو ، کلتور و فرهنگ پشتون ، لباس ، رقص ، اتن ، نيزه بازی پشتون ها که اکثرأ با ساير مليت های ديگر کشور مخلوط و هم تبار هم اتنيک شدند ، و جدای گوشت و ناخون ناممکن است از بدگوی وسرزنش ، تحقير و توهين پرداز ابا طيل ، سردادن جفنگ وچرند سايت خوش نام [ کابل پرس? ] را به مرکز اختلالگران وحدت ملی
مبدل و شــما با تصور اينکه با نام [ زير چادری ] عليه مقدسات ملی هرچه وظيفه سپردند عليه يگانه مليت که مانع الحاق ، تجزيه ميگردنند و آن پشتون اصيل و وارث حقيقی اين مرزبوم ميباشند نوشت و گفت !!!
نخير اقايان منحيث هم وطن تاجک از ولايت باستان پروان به شــما عرض دارم اميد بدون تعصب ، اختصام ، احتجاج با ابهت نام بزرگ افــــــــغـــــان بپذيريد و گوش فراه دهند . اين سلاح کهنه و اين پيمانه شکسته ، و آن ســــبو ديگر باقی نه مانده است .
( آدمی فربه شود از راه گوش + جانور فربه شود از حلق ونوش )
بيا برادر گوش کنيد !
[ آفت ادراک آن حال است و قال + خون به خون شـــــســــتن محال است ومحال ]
بيايد برحرف بزرگان عمل کنيم :
« پا تهی گشــــتن به ســــت از کفش تنگ » انکه اين کفش را در پای پدرام ، کامجو ، کاويانی ، بيژند پور ، رهين ، بهأ ، افضلی ، قوی کوشان ، روان فرهادی نموده بسيار تنگ است که انقريب خواهم لنگيدند !!!
با سر دادن اراجيف شما جوخداران بيسواد ، کم دانش ، اهل کوچه وبازار ، مذمت گويان انترنيت انتظار داريد از خانه کدام پـــشــــــتـون اســــتخوان بيرون انداخته ميشود و شما
و يا « تو » با تبديل برقه ، خان ، مزاری ، روشن ، بينا ، نابينا سهراب سپهر ، عطاخيل وووو به استخوان حمله تا زمانی انرا جويده تا پارچه پارچه گردد و انگاست لب نان چرب از انطرف مرز ها برای ارباب های بزرگ شما سرازير گرديده و لبکی به شما ميرسد .
و اما !
تاريخ ، حافظه ، ارشيف ها ، ارگانهای مسول هر حرکت را ياداشت با تک تک تجزيه طلبان ، اختلال گران ، مزدوران بيگانه ،و با پارس گران برای بيگانه محاسبه خواهم نمود .
ببينيد خود را اگاهانه به تجاهل نه زنيد ، تجسس بيجا نه کنيد ، خود را وطن دوست ، زبان شناس ، تاريخ دان ، وارث ، بومی مجسم نه کنيد . در اين وطن عرب ، عجم ، ترک ، تاتار ، قرغز وقزاق ، هندو و گجراتی بنام « گجرهای کنر ، يونانی نژاد که عبارات از نورستانی ، پنجشيری ، شتلی ، از ديگر سرزمين ها مسکن گزين اين خاک شدند همه يا خراسانی و يا افغانی ياد ميشوند . ولی دشمنی حلقه خاص ، مشکوک ، وظيفدار تنها وتنها با پشتون ها قابل بررسی ، غور ، بوده يا اين اذی های کثيف شناخته و در رسانه های کشوری معرفی و علت تمام دشمنی ها شفاف گردد .
اقای گربوز خان يک مراتبه به اين جوخداران بگويد که با چنان وچنين ارتجال ، اراذل و تناقص با يک قوم ، قبيله ، تبار و مليت که وارث حقيقی اين خاک ميباشند چرا به مخالفت برخواسته که حال بر موسقی انها نيز انگشت گذاشته و موسقی مضحک فارسی تهرانی زيباست !!
[ رنج غربت بــه که اندر خانه جنگ است ]
دوستان منبعد !!
[ صورت زيبا نمی آيد به کار + حرفی از معنی اگر داری بيار ]
در غير تا صبح صادق روزه و قوله بکش + حرف شما ...... خر .

مزاری
پیشنهاد سرگشاده به برسدار بزرگ بایانی !

برسدار صیب ! ازینکه ندانسته با شما روی بعضی موضوحاتی که برای شما قابل هضم نیست ، گفتمانی را براه انداخته بودم ، معذرت میخواهم !

پیشنهاد من برایتان اینست : اگر در حرم مبارک شما مادینۀ تا هنوز مانده و نگریخته باشد ، هرچی عاجل همسایه و یا پختونی را در گوشه و بیشه سویدن سراغ نموده از نطفۀ او در بطنش تخمۀ نجسی مانند خود را القا نمائید که از برکتش در سفرۀ شبیر و تنویر غذای لذیذ میل نمائید . فقط همین !

Roshan
قابل توجه اقای مزاری !

اقای مزاری. من اقای بایانی را حق میدهم که در مورد موسیقی هم ابراز نظر کند. در اصل این بایانی صاحب از وقت که غذای مفت (سوسیال) نصیبش شده نخواسته که مانند پارازیت تنها بخورد وبخوابد بنا وی گاه گاهی به انترنت سر میزند ودر مورد بحث های مخلتف ابراز نظر میکند واین مهم نیست که گفته هایش از مغز کله اش است ویا مغز روده اش.

میماند بحث اقای بایانی درمورد موسیقی! اقای بایانی درمورد موسیقی معلومات کافی دارند زیرا جد ارشد شان در پهلوی دلاکی موسیقی دان هم بودند زیرا در گذشته ها تنها دلاکان موسیقی میدانستند بنا هرچه که بایانی صاحب گفته برایم قابل قبول است. این تها چیزی است که بایانی صاحب واقعا معلومات دارد. همچنان اگر در مورد فعل همجنسگرایی وانفعالیت کدام مطلبی به نشر رسید لطفا با بایانی جر وبجث نکنید زیرا وی در این رشته هم تخصص دارد.

وسلام

بابک روشن ضمیر
تجلی احساس وطندوستی پشتونها،خدمت همه دوستان و آقای کاکر!

سلام خدمت همه دوستان گرامی تقدیم میدارم!
در نوشته های قبلی بی بنیاد و بی اساس بودن ادعا های آقای کاکردر موضوعات مختلف به اثبات رسانیده شد.و این هم به اثبات رسید که نظریات آقای کاکر اکثرآ زاده اوهام و تخیلات و عصبانیت و تعصبات شان است تا متکی برمبنای علمی و یا یک برخورد عقلانی و واقعبینانه و صادقانه.نوشته فوق نیزمطابق همان شیوه سابق تحریر یافته است و به مشکل میتوان در آن ادعایی را یافت که درست و حقیقی باشند. یکی از ادعا های شان قرار ذیل است:" ازنظربعضی خصوصیت های ایتنولوژیکی میخواهم بگویم که پشتونها با سایر اقوام عزیز هموطن من فرق دارند."
وحال میبینیم که این فرق از نظر کاکر صاحب در چه میباشد:
" شاید مبالغه نباشد اگربگویم غیرت وشهامت واحساس نوع پروری وحب وطن در وجود پشتونها ازآغازین روزهای پیدایش آنها در رحم مادرحلول میکند وبامکیدن شیر مادر این احساسات درعروق وشراین بدن یک پشتون چه مرد وچه زن مانند خون به حرکت میاید. تجلی این احساسات وعواطف را میتوان درموسیقی پشتو ملاحظه کرد."
دوستان گرامی! از این پاراگراف چه نتیجه میتوان بدست آورد؟ آیا آقای کاکر میخواهند بگویند که پشتونها دارای غیرت و شهامت و احساس نوع پروری و حب وطن و... از آغازین روز پیدایش شان بوده و سایر اقوام عزیز هموطن شان فاقد آن اند؟ اگر هدف شان این نیست پس چرا اول ازموجودیت فرق صحبت کرده اند و بعد تحریر کرده اند که یک قوم این و آن صفت را دارد.پس معنی نهفته در عقب این جمله آنست که این صفات را دیگران ندارند؟اگر هدف شان این نیست ،پس چرا صفات فوق را برای همه باشندگان افغانستان قائیل نشده اند؟
این جمله غیر از مشکل فوق، مشکلات علمی بزرگ دیگری را نیز دارا میباشد.
اصطلاح حلول و به حرکت آمدن غیرت وشهامت واحساس نوع پروری وحب وطن در وجود پشتونها( و یا هر انسان دیگر) ازآغازین روزهای پیدایش شان در رحم مادر با مکیدن شیر ،یک ادعای پوچ و بی اساس غیر علمی است که نه با یافته های علم بیولوژی مطابقت دارد و نه با یافته های علم روانشناسی و تعلیم و تربیه ( پیداگوژی) .این یک لاف بی اساس و یک خیال باطل میباشد که چکیده ذهن ناهنجار یک فرد میتواند باشد و بس.اگر ادعای اقای کاکر واقعیت میداشت ،باید پشتونها در تمام اکناف دنیا از نگاه تمام صفات فوق کاملآ با هم شبیه میبودند.تفاوتهایی که در بین اعضای سایر اقوام وجود دارد،میتواند در بین قوم پشتون نیز وجود داشته باشد.این تفاوتها در لباس پشتونها،در خوراک،رعایت اداب و معاشرت، و صد ها خصوصیات دیگر انها به شمول " غیرت و شهامت و..." به وضوح به مشاهده میرسد.
نه تنها تفاوتهای فردی و شخصی عمیقی بین اعضا و افراد، در بین یک اجتماع موجود میباشد،بلکه در یک محیط کوچکتر مثل یک خانواده نیز علیرغم آنکه همه برادران و خواهران از یک پدر و مادر بدنیا آمده اند ، تفاوتهای عظیمی در سلوک، طرز تفکر،استعدادها، توانایی دماغی و جسمی وغیره موجود میباشد.پس ردیف کردن تمام قوم پشتون و یا یک قوم دیگر در یک صف نیز کار درستی نخواهد بود.در بین قوم پشتون ،مثل سایر اقوام ،مردمان شریف، صادق ،دانشمند،هنرمند،و یا برعکس متقلب،نادان،دروغگو،سارق،کاذب و هتاک ،قاتل وغیره یافت میشود.صفاتی که آقای کاکر در فوق از آن نام برده اند ،بیشتر محصول تربیه انسانها بوده و تابع محیط شان میباشد تا فطرت ایشان .اگر سه طفل پشتون را در سنین یک یا دو سالگی بعد از آنکه به قول آقای کاکر به قدر کافی شیر مادر را هم نوشیده باشند به سه خانواده باا دیان و زبانهای مختلف در سه کشور جداگانه، برای پرورش داده شود،هر یک از این اطفال میتواند زبان،کلتور،عنعنات و رواجها وسایر ارزشهای خانوادگی و اجتماعی به شمول دین همان خانواده و همان کشور را پذیرفته و از گذشته خود و از حلول غیرت و شهامت واز شیر مادر ...چیزی را بخاطر نیاورد.نه تنها مثال فوق بلکه همین لحظه در عمل ما شاهد هستیم که فرزندان افغانها به شمول پشتونها ، در بیرون از افغانستان با زبان و کلتور کشور میزبان عادت کرده و آنرا تا یکی یا دونسل دیگرجاگزین زبان و ارزشهای پذیرفته شده ابایی خویش خواهند نمود. پس ثابت میگردد که این نوع ادعا های جناب کاکر، فاقد بنیاد علمی و تجربی میباشند.
تعلیم و تربیه و شرایط محیطی از قبیل محیط خانواده،اجتماع وغیره بالای طرز قضاوت انسانها موثرمی باشند.پشتونهای مسلمان سنی مذهب وجود دارند،پشتونهای شیعه مذهب وجود دارند،کمونیست های پشتون،ماتریالیست های پشتون،پشتونهایی که عیسوی شده اند،پشتونهایی که معتقد به دیموکراسی و برابری حقوق انسانها اند،پشتونهایی که قتل و ترور سایر اقوام را تیوریزه میکنند( مثلآ آقای روستار)،پشتونهایی که موسیقی مینوازند و به موسیقی و سایر هنر ها عشق میورزند و یا آنهایی که موسیقی را گناه و ضد اسلام میدانند.آنهایی که در چند سال به مسجد نمیروند و یا آنهایی که یومیه به عبادت میپردازند.پشتونهایی که مخالف کار کردن خانم هایشان هستند و یا خانم های پشتون که تا سطح دوکتورا تحصیلات دارند و یا تا پست وزارت و وکالت رسیده اند با همدیگر فرق دارند.من نمیدانم که چرا آقای کاکر میخواهند تمام افراد و اعضای یک جامعه و یا یک قوم را که از هم فرق دارند، مثل مرغهای کلون شده در یک ردیف قرار بدهند؟همین فرقها در تمام اقوام و در تمام کشور ها وجود دارد.ما نباید در این قسمت از تعصب کار بگیریم.
موجودیت و پذیرش اجتماعی یک سلسله ارزشها در تمام دنیا و در بین همه اقوام و کشور ها وجود دارد.این ارزشها مطلق نه بلکه نسبی میباشند و در حالت تغییر هستند.تغییرات در شیوه زیست و شرایط اقتصادی،شهرنشین شدن و آموختن علوم معاصر،تماس با سایر فرهنگها و ارزشها،و متباقی عوامل موثره ،ارزشهای پذیرفته شده یک قوم و یا یک کشور را میتواند تغییر بدهد.این تغییرات به آهستگی و نسل در نسل صورت میپذیرد.ارزشهایی که در بین قوم پشتون وجود دارد نیز به آهستگی جایش را به ارزشهای جدید تر و مدرنتری ولو به بسیار کندی هم که باشد ،خالی نموده و خالی خواهد نمود.
آقای کاکر! نسل های شما و نسل های من و نسل های ما با همه خوبی ها و یا بدی هایشان ،به آهستگی بطرف نقطه پایانی خود نزدیکتر میشوند،نسل های جدید،با ارزشهای مربوط به خود شان جا های خالی ما را پر میسازند.مطمئن باشید نسل های جدید تر نظر به پیشرفت های علمی و صنعتی و پیشرفت تمدن بشری،به طرف یک زندگی بهتر و صلح آمیز تر در حرکت خواهند شد.مطمئن باشید که این کینه توزی های که شما با آن سروکار دارید،جایش را به محبت و زندگی مسالمت آمیز و احترام به حقوق بشروسایر افراد و برابری حقوقی انسانها خالی خواهد نمود.من مطمئن هستم که روزی با ارتقای سطح علم و دانش و جاگزین شدن منطق بر زورگویی ها ، در بین همه اقوام به شمول پشتونها، روزی خواهد رسید که اعمال محمدگل مهمند لعین مورد نکوهش تمامی ملت و تمامی قوم پشتون قرار خواهد گرفت.من مطمئن هستم که روزی زن های پشتون حقوق شانرا با مردان پشتون و سایر هموطنان خویش برابر خواهند نمود.و این نسل ها همه در مجموع به افکار و تعصبات هم تبار شان (آقای کاکر) به سختی خواهند خندید.اینها افکار و خود جناب کاکر را مربوط به عصر عتیق و دوره نامتمدن بشری و دوره آقای کاکر و خرم ها و سایر متعصبین را بنام بخش هایی از تاریخ تاریک کشور افغانستان خواهند نامید.به امید چنین روزی!
(بقیه نوشته تان نیز مطلقا نادرست میباشد،مخصوصآ در مورد دیموکراسی. در باره آنها در آینده بحث خواهیم نمود.)
با احترام روشنضمیر!

Bina

تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

اقاى روشن شما كه جند بار كلمه دلاك را با حقارت ياد كرديد و هم نوشتيد كه در سابق موسيقى را تنها انها مينواختند.
خودت ميدانى كه نوا ختن موسيقى كار هر نامرد نيست.اين افراد راكه شما از انها نام برديد,خيلى افراد با دانش زحمتكش ,شريف و نجيب اند, انها خوشى خود را در خوشى ديكران ميبينند.خيلى اوستادان بزرك از همين طرق به موزيك و هنر دسترسى بيداكردند.اينجا درين كشور عقب ماند كدام مكتبى نبود كه كسى جيزى را فراميكرفت.صد افرين به انانيكه علم را فرا كرفتند.ومن علمنى حرفا فهوه مولايي.خودت اولاد هيرويين و از قبيله فرهنك ستيز جاهل و اجدادت جاهل و خر كزشته است حق دارى به انانيكه بدر هنر درين كشور عقب مانده هستند توهين كنى و از ان عزيزان به حقارت ياد كنى.من حقير كه كه در راه موسيقى هم بى نبردم ولى ديدم دربيش جشمم ان فرهاد درياى غزيزالقدر ان موسيقى را از دوكان سلمانى اموخت كه امروز تاج سر ماست و ما به او افتخار ميكنيم.از بزركى فرهاد عزيز جيزى كم نشد كه جندى قبيل خودش كفت كه من مو سيقى را از دوكان سلمانى اموختم.نى,بلكه ان فرهاد عزيز را به نظر ما عزيزتر و زيباتر ساخت.طلا در خاك است كو ان جشمى كه انرا ببيند.قدر زر را زركر ميداند و قدر على را قمبر.تو نه اين هستى ونه ان ان كودن محض بى فرهنك و فرهنك ستيز مانند اجداد مزخرفت بايد به هنر و هنرمند تحقير كنى .

Roshan
تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

اقای بینا. از این که من به حرفه اجدادتان توهین کردم قلبا معذرت میخواهم. هدفم بایانی بود نه شما وبازهم معذرت میخواهم زیرا اجداد شما واقعا برای مردم این کشور خدمت کردند واگر انها نمیبودند باز مردم مجبور بود که برای اصلاح سر خود یک دیگر را موی کنک کنند.

بااحترام

omar

تجلی احساس وطندوستی پشتونها درموسیقی

بینا تو چقدر بیشرم بودی بچیش ادم یک ذره کم لاف میزنه

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس