رفتن به محتوای اصلی
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

جناب عالیقدر رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان آقای محمد اشرف غنی! :

اینجانب ... یکی از تحصیل کرده های ولایت بغلان به نمایندگی از مردم خود از نیت نیک و کار کرد های جناب شما اظهار سپاس نموده پیروزی هر چه بیشتر شما را خواهانم.

در ضمن موضوع بسیار مهم بخاطر معلومات بیشتر شما که برای مردم مظلوم ما مشکل ساز و خطرناک است، تقدیم نمایم این موضوع، موجودیت سید منصور نادری و خانواده اش در کنار شما میباشد. که از سالها است بیداد میکند و هیچکس جلو شانرا گرفته نمی گیرد. سید منصور فرد بسیار خطر ناک است. زیرا او در همه رژیم ها بجز از دوران طالب همه اعمال تروریستی و غیره مظالم نا جوان مردانه خود را علیه مردم ما با بسیار مهارت انجام داده است. قراریکه در صفحات فیس بوک، سایت ها و رسانه های اجتماعی مراجعه شود همه جنایات خاندان سید منصور به موقع افشا شده است.

این شخص فرد بی نهایت "متخصص" در نیرنگ و فریب است.که در جای از جامه به دروغ روحانیت (در حالیکه یک آدم دایم الخمر است)، در جای از موقف سیاست و حزب و قدرت، در جای از سیستم جاسوسی، در جای از رشوت و اعمال دیگر و در جای از ترور و وحشت در همکاری و استفاده از افرادیکه در داخل دستگاه های امنیتی با ایشان شریک است، فعالیت می کند. همچنان در همکاری مستقیم با دستگاه های جاسوسی خارجی و داخلی افراد خدمت گذار به مردم را به طور زنجیره یی از بین میبرند که به صد ها نفر میرسد.

جناب رییس جمهور:!

سید منصور و افرادش در این روزهای نزدیک محترم فقیرشاه خان کاندید شورای ولایتی بغلان را با یک نیرنگ ماهرانه به شهادت رساند. (اناالله و انا الیه راجعون). و فقط به جرم اینکه بدون اجازه اش درمقابل ناظرش سمیع الدین

خود را کاندید کرده بود.
قرار معلومات مردم در این اواخر صد ها میل سلاح را به خاطر بد امن کردن منطقه توزیع نموده که چندین واقعه ولی متاسفانه با بسیار افتخار مجرمین را از قید دولت رها نموده و به صراحت بدون هراس این افراد را مربوط به خود قلم داد نموده اند.
در خاتمه به جناب عالی شما صدای خفه شده و خاموش صدها انسان مظلوم را فقط از همین طریق رسانیده آرزو مندیم که جلو این تروریست خطرناک را بگیرید. و مانند حبیب استالف، ریس خدایداد و جنایات کاران به محاکمه بکشانید تا مردم مظلوم نجات پیدا کنند. در غیر آن شاهد ده ها حادثه دیگر خواهیم بود.

معلومات دقیقاً جمع آوری شده شبکه تروریستی سید منصور نادری و خانواده اش از منابع داخل مردم ذیلاً به شما ارایه میگردد:
سید منصور نادری وکیل در پارلمان وخانواده اش در همکاری با قوماندانان غیر مسوول خویش و عده از افراد فاسد دولتی بار دیگر به اساس عمل کرد های معامله گرانه دولت سابق و سلسله از ترورها، تهدید، زور گویی، قطاع الطریقی، سرقت های مسلحانه، اختطاف، ایجاد تفریقه در بین مردم، ایجاد بد امنی، افراز کمین در مسیر سرکها و شاهراه ها برای تعداد از افراد و قوماندانان خویش در ولسوالی های دوشی، تاله وبرفک و دهنه غوری ولایت بغلان سلاحهای مختلف النوع توزیع نموده است. قرار معلومات ابتدایی از مردم، در ولایات سمنگان، کندز وبلخ نیز پلان توزیع سلاح را دارد.
درین صورت این حرکتهای ماجرا جویانه منصور خطر جدی برای همه مردم مسلمان و متدین ما لست که خلاف اعمال غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر اسلامی میباشد.
به همین دلیل میخواهم وظایف ایمانی و انسانی خود را ادا نموده و معلومات را که از مردم دریافت نموده ایم به دولت، شما جوانان و مردم خیر اندیش شریک نمایم.

تعداد سلاحهای توزیع شده قرار ذیل است!
1. برای قوماندان عزیز مسکونه باغ داوود قریه کیان ولسوالی دوشی یک میل کرینکوف.
2. برای رحیم داد مسکونه قریه چارباغ ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف.
3. برای عبدالصمد ولد ارباب گلمیر مسکونه قریه کلانگذر ولسوالی دوشی یک میل سلاح کلاشینکوف.
4. برای رحم علی مسکونه قریه باکس ولسوالی دوشی چند میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا. شخص متذکره افسر اردو ملی بود که الزامیت کافی در قاچاق سلاح ، مواد مخدر و قتل در ادارات کشفی و امنیتی دولت دارد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی یعنی گجر ها و غیره نیز ارتباط نزدیک داشته، و اکثریت پلانهای شوم از همین طریق اجرا میگردد.
5. برای قوماندان روزی الدین مسکونه قریه خلر ولسوالی تاله و برفک به تعداد یک میل سلاح کلاشینکوف.
6. برای چند نفر قوماندانان از قوم علی جم مسکونه قریه خلر و قریه های دیگر ولسوالی تاله و برفک به تعداد نامعلوم سلاح کلاشینکوف توزیع شده است که در آینده نزدیک به شما معلومات داده خواهید شد.
7. برای قوماندان صمد مشهور به چرسی مسکونه قریه بابای پایین ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز.
8. برای سید شاه مسکونه قریه تلخیان مربوط منطقه کوبند ولسوالی دوشی به تعداد 18میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا.
9. توزیع مخفی سلاح های که برای افراد جنایت کارخویش نموده است بیش تراز تعداد افشاء میباشد.

بعداً شخصی سید شاه به هدایت مستقیم سید منصور نادری وفامیلش به تعداد 30 میل سلاح دیگر مختلف النوع خریداری که پولش از طرف سید منصور پرداخته شده است، که جمعاً 50 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد. این افراد اکثراً به سرقتهای مسلحانه مبادرت میورزد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی و تاله و برفک و گجرها وغیره نیز ارتباط نزدیک دارد، و اکثراً پلان ها نیز از همین طریق اجرا میگردد.
جمعاً این افراد دارای 63 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد و به هرکدام ماهانه مبلغ 10 هزار الی 15 هزار افغانی از طریق سید منصور پرداخته میشود.(ارایه معلومات ادامه دارد.)
با احترام

امضا محفوظ است

"امضا محفوظ است" برای کسانی ایجاد شده که نمی خواهند هویت و نام آنان در کابل پرس? افشا شود. "امضا محفوظ است" مربوط به یک نویسنده نمی باشد و ممکن است نویسندگان زیادی از این امضا استفاده کنند. تشخیص اینکه چه کسانی می توانند از "امضا محفوظ است" استفاده کنند، پس از درخواست نویسنده، بر عهده کابل پرس است.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

25 دیدگاه
ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

Mehrpour Faizabadi ·
من این پیام را دوباره می نویسم به این جهت که مطمین نیستم درست مخابره شده باشد .
مرحوم سید احمد برخوردار مسکونه ای دوشی و استاد فاکولته ای حقوق دانشگاه کابل از زمان دهه ای دیموکراسی تحت نام جوانان دوشی علیه ظلم و ناروایی های فامیل سید کیان و خصوصا سید منصور نادری مبارزه می کرد و مقالات این گروه را می توان در نشرات ان دوره یافت. . وقتی ببرک به قدرت رسید سید منصور نادری در دستگاه خاد مسوولیتی به دست اورد او با استفاده از این موقف کسی را از بهر ترور استاد برخوردار به منزلش در خوشحال خان مینه فرستاد . او ترور شد ولی بعدا قاتل استاد و قاتل قاتل استاد نیز ترور شدند تا این دسیسه کاملا مدفون شود. اقای استاد غلام محمد ییلاقی از دوستان مرحوم استاد برخوردار و یا هم رزمان او در ولسوالی دوشی
از این موضوع اگاهی کامل دارند . شما می توانید با تماس با این منابع از یکی از جنایات این خاین پرده بردارید. اطلاعات من از این جنایت همین قدر بود که عرض کردم . مرحوم استاد برخوردار یکی از جوانان منور قوم هزاره بود و برای استحقاق حقوق این قوم مبارزه می کرد .

سید منیرشاه

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

هیولایی درقالب انسان

بگویم شمه ازکارهای منصورکیان ........---- هیولایی بودامروزمگردرقالب انسان .....
شوی آگاه اگرازفعل شوم نادرست او.......--- یقین دارم که میگویی برابرهست بامروان
اگرچه خلق میداندازان اعمال زشت او.....---- ترورُقتلُ کشتارش بودمشهوردربغلان....
شده مشهوربه خان آغاهمین دجال امروزی---- دوچشما نش شده اعمازامرحضرت سبحان
به ناحق سرپرست گویدکجااست امرُفرمانش---- الف تا یا نمیداند برای مردم است اعیان
نه تهمت است نه بهتانی جماعت جمله میداند---- نداردعلمُ عرفانی بود او بیسواد ناخوان
قلم دردست میگیرد نمیداند چه بنویسد ......---- نشیند برسر کرسی مثال بُت بامیان......
به کرسی پارلمان بینی فقط دستهای اوبالا ---- نمیفهمد سخن گوید به پیش جمله حاضران
زمان فرقه هشتاد بکرد اوکُشتُ کشتاری .----- تباه بنمود جماعت را بنام (سید کیان)....
به صد ها فامیلی بینی که ازغم زارمینالد ----- زدست ظلم این شداد بی غیرت بی وجدان
بکشت آن نامداران جماعت رااین احمق .----- برای مردمش آشکار نه بیتوان کردوراپنهان
جماعت خوب میداندازان قتلُ تُرورهایش ----- بدورش جمع گردیده ست چندتن جمله نادان
هنوزهم خواب می بیندزمان فرقه هشتاد .----- نه آن غندُ نه آن لوا نه آن قلابی جنرالان
ازین خواب ضلالت بارنخواهدشداو بیدار ----- احاطه کرده هست اوراکثیری جمله اوباشان
برادرها خطاب میکرد خودرا رهنما رهبر----- عجاییب رهنمای کرد به لندن بوداوپنهان..
درین اوقات بیابنگردیگر چالُ فریب او .. ----- کند عوام فریبی او به قرآن عظیم الشان .
هزارُچارصدسال است که حاکم است درعالم---- نباشد ابتکارنوهویدا هست به دانایان .....
دیگرنیرنگُ چال اونباشد کارگر امروز ... ----- درین ایام ساینسُ کمپیوتر دسترسی برآن
کنیددست دُعا بالا به پیشگاه امام وقت ..... ----- بسوزدخانمان اوشودباخاکُ گل یکسان..
ازان بیدادیُ ظلمش نگفتم ذرّۀ اینجا .......----- توخواهی گفت شرف داردیزیدُشمرُبوسفیان
ندارد چشم بینا را شناسد امرُ فرمان را...------ منافق گشته همکارش مثال (مولوی افغان).
بود دجال صفت دورش مثال بازکُ عوض---- نماید قلدوری پیشش بیگیرد پول از اوآسان
زرنگُ صورتش پیداست بودویسکی برگهایش--- تکبُرُ غرورهمراه نداردفرق از حیوان ..
خطابش میکند رهبربرابر هست با رهزن .------- نه بینی رهبری براوبود اورهبر دزدان.
نباشد خصلت انسان نه درمنصورنه درجعفر----- شرافت راوداع گفته رضالت سرزندازآن
درین اوقات می بینم اضافه گشته دو احمق.. ---- کندیاوه سرایی اویکی عمران دیگرطغیان
کندتوصیف آن ملعون وراگوید(پور حیدر) ..----- بودلعنت به این مرتدنهاده اسم خودعمران
چه گویم ای برادرهابه دورش این چنین احمق---- نماید رهبری برآن برای همچو دلالان ...
ضلالت پیشه اش گشته نداردعزتُ آبرو .....----- ملامت گرشودصدبارنداردفرق برایشان.
بوددرخون آغشته همیش دست های ناپاکش----- اللهی سرنگون گردان خودش باجمله خانمان
نداردفرق به گوش کرصدای (بلبُلُ قمری) ----- ز بینایی شده محروم که بیند خورشید تابان
دو دست او شده کوتاه زفرمان امام وقت ..----- نماید هرطرف حمله شده بیچارهُ حیران ...
شدی ای منصورکیان مثال جمله دجالان ..----- به دست خود برفتی تو به سوی آتش سوزان

آنلاین : http://kabulpress.com

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

سید منصور نادری نه تنها قاتل سید احمد برخوردار ومحمد ابراهیم آرزو توطس نظر دیوانه که در روز روشن در شهر کابل ترور کرد بلکه ترورمحبوب فرزند یوسف ازموسیفیدان دره صوف روستای سرسنگ، غلام علی ذوالفقار یکی از افشاه گران جنایت سید منصور دو نوجوان از نیک پی بنام نائب و گلیساه خریطه به کیان آمده بودند تا با هم ازدواج کند. اما توسط سید منصور هرکشته شده پشت خانه سید شجاع الدین انداخته شد تا اورا بنام قاتل در بند کند واما بعد ثبوت شد که قاتل سید منصور نلدری بود. همچنان او قاتل سید مراد یکی از شجاع ترین فرزندان پیش گامن فدائیان الموت بود ودر دشت خواجه الوانتوسط دریور به ماشین باربری کاماز تصادم داد واز میان برداشت. همچنان قوماندان شاه قدم را با رسول پهلوان وچند فردیگر به بهانه که سید نیز با آنان میروند به هیلوپر نشانده وزمانیکه هیلوکپتر پر واز میکند سید منصور سرو کله نشان میدهد ومیگوید که بعداً خواهد اما درزیر هیلوگپنر بمب گذاری کرده همه را منفجر نمود. وقاتل قوماندان حاجی نواب وجوره پسر سرفراز یکی از قوندانها پوسته مربوط به فرقه هشتاد در جنگ بین حزب وحدت محاصره شد وآنان میتوانست با فیر دهشکه از آنان دفاع و آب وغذا ومهمات برساند. بر خلاف کوچک ترین کمی را نکردند بعد از دوروز مقاومت از نداشتن آبا ودفاع تنها که سایر همسنگرانش کشته شده بود. از نداشتن آب ومرمی به سنگر تکیه کرده وکلاشنکوف به دستش بشهادت رسید. سید منصور قاتل، فاسد الخلاق توطسه گر ونادان وجاه طلب است.

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

با پوزش از حوانندگان اشعار باهم کخلوط شده بود وبرای روشن شدناعمال کاذبان دیانت ودزدان افکارو وجیب مردم خواستم ت ترتیب اشعاد تغییر ایجاد کنم.

سیدنادر شاه کیانی
دوچهره در یک تصویر

خاندان شاه صالح که اصلا از مهاجرین اهل سنت ایران بوده، زمان پیروزی صفویان در ایران زمینه زندگی برای اهل سنت را با برسمیت ساختن کیش شیعه دوازده امامی بجای کیش اهل سنت، مشکل شد. دولت صفوی تعداد ازپیشوایان اهل سنت وپیروانش را مورد پیگرد قرارداده، زندانی وبه مرگ محکوم نمودند. تعداد رامجبور به ترک ایران نمودند. شاه صالح به افغانستان مهاجرت نموده ازطریق قندهار به مرکز هزاره جات انتقال ومدتی را بادادن تعویذ، دَم ،کُف و شویست باعث ایجاد اختلاف میان زن وشوهر فضای خانواده ها را برهم زده وچنان بحرانی نموده که بلاخره مردم عادی بر او شوریدند. شاه صالح مجبور ازآنجا گریخته به درة کیان پناه می برد. سیدنادرشاه در کتاب غریب چنین آورده است:« مردم بسیارهستند که حال برای آنها معتقد ومرید می باشند از قرارگفتار خود این مردم که خوارق وکرامات بسیار ازآن بزرگوار مشاهده شده بود. حال اکثر همه اهل سنت وجماعت می باشند خود را مرید ابدالی میگویند جهت آنکه کدام جای چیز کرامات از شاه صالح دیدند جادوگرگفته سید را دنبال می کنند وشاه صالح مجبور شده روبگریز نهاده نزدیک بوده است که مردم آنرا دستیگر نمایند ناگاه دیوار خرابة در عرض راه مشاهده میشود چون اجل نرسیده بود ممکن که دیوار روان گردیده باشد.» نادر شاه که به این معجزه باور ندارد و نسل ششم این دیوار سوارو شخصیت والا گوهر همردیف باپیامبر اسلام که او سوار بر براق به عالم بالا رفت ولی شاه صالح فوق تر از پیامبر بوده که دیوار بی جان به کرامت او به حرکت افتیده( بدون اعضای زنده ومحرک) واز دست مردم که از تعویض وفتنه انگیزی او بجان آمده بودند نجات میآبد.
سید نادرشاه کیانی وارث این دیوار سواران در اخیر عمر پیشة فقیری یا به اصطلاح دیگر صوفی گری را اختیار کرد وخواست با این عمل به مردم نشان دهد که او در پی پاک کردن گناهان وگذشتة ننگین خاندان شاه صالح وخود که رهبری اسماعیلیان را تصاحب کرده بودند،است. سید نادرشاه کیانی درعین حال نویسنده وشاعر وفردی با دانش این خاندان محسوب بوده و۵۳ اثر ورساله! به رشته تحریر به گفتة خاندانش درآورده که مشتمل برتحلیل تاریخی، تصوف واشعار عشقی است. ولی متأ سفانه نسل بعدی در نشر فراورده های فکری او تعلل ورزیده وآنرا چاپ نکرده
است. صرف در برخی موارد ازآن یاد میکند. دو اثر مربوط به سیدنادرشاه کیانی که در زمان خودش در بمبئی هند چاپ شده میتواند ملاک شخصیت وتوانایی فکری او باشد. تاریخ غریب همانطور که از نامش پیداست معرف چهرة واقعی خود سید نادرشاه وخاندانش است. همچنان نقد را که ازجنایات خاندانش دراین کتاب کرده تا بدان جا شهرت وکارکرد های ننگین این خاندان را شرح میدهدکه خود به این نتیجه میرسدکه:
بس گناه پنداند ملحدان عبادت را
نا سیـــد دارنــد دعوی سیادت را تاریخ غریب ص ۱۷۸
او منتقد ازکردار ننگین نسل گذشته وحال خویش است. ولی خود چون داعی(رهنما)!!! است به گفتة خودش ازگناه وخطا پاک است!!! وجواز دارد و میخواهد بگوید:اکثر کاملان جسم را پرورش نمیدهند وجسم را خورد وضعیف نگاه میدارند که نفس سرکش ونافرمانی نباشد چونکه داعی بمعرفت حجت عارف شده باشد بمنزلت پیر است بعمل پیر نظرکردن وپیر را امتحان کردن خیلی جهالت ونادانی میباشد.
گــــرمرید امتحان رهبرت
میکنی بهتر بود از توخرت همانجا، ص ۱۵۵
دیگرجای برای پرسش از انحرافات علمی واخلاقی برای خاندان سیدنادرشاه که رهبر ومکی کابل است، این مقام توسط جناب شان به حجت ارتقا یافته است. پس هر جنایت ازین خاندان عبادت است. وهرکه بخواهد امتحان کند در جمله خران اند!!!!
سید نادرشاه با خیال راحت زمینه تجاوز جنسی به ناموس مردم و زنان هرکاره همخوابه شدن وزندگی را به عیش وعشرت وبا پول های بادآورده برای خاندانش هموارکرده وادامه میدهد. سید نادرشاه کیانی دارایی یک دیوان کوچک بوده که مجموعی اشعارش عشقی ودر مدح پادشاهان وخاندان آل یحیی سروده، اوعاشق دل باختة و دیوانة است که نه از بدنامی می هراسد ونه از عشق ووصلت معشوق دست می کشد. شاعرهم از زیبارویان سیمین تن وایاز خاص شکوة از وصلت حقیقی دارد، دیگر داعی ومکی نزد اوکار بی خردان است. .حاضراست همه را با تقرب به معشوقه در قدم مهرویان و وایاز خاص بریزد:
دلارفیق سفـــرکـــرده بــاز میــرســـــدم
عـــزیـــزمــن چــو زراهِ دراز میرســدم
هــــزارجـــان چومــن خسته باد قـربانش
بنــــاز و عشـــوه بُتِ دلنـــواز میرســدم
زهجر جان به لب آمد وصال یارکجاست
بـــرای خاطـــر محمـــود ایاز میـرسـدم
زســوی کیست بمــا میـرسد نسیم شمـال
سحـر چـه مـژده دهی سرو ناز میـرسـدم
زشــوق می پرد هـر لحضه ام کبوتــر دل
شکار مـــرغ دلـــم شاهبـــاز میـرســدم
فــراق بــرده زمن برگ و ساز را ای گل
بچوپ خشک کنون برگ وتاز میرسدم
زمــن بخاطــرش آیا رسیده خـواهد بـود
ســوار ناز چنین تــرک وتــاز میـرسـدم
که بـی رخ تــو بـود روزِ روشنم شب تار
ســـرِ نیـــاز بنــــه شمــــع راز میـرسدم
بیــا بیـــا ســـرِ نادر فـــدای هــر قدمـت
بلـــی به عشــق حقیقت مجــاز میــرسـدم دیوان ۸۶
سید نادرشاه کیانی از جمله همجنس گرایان بوده و با بچة زیبایی بنام سید محمود جان ازخاندانش روابط جنسی داشت وتمام جماعت اسماعیلیه همان زمان که فعلا در قید حیات است از آن خبر دارند. این درفش پر افتخار!! سید نادرشاه کیانی را برخی از نسل بعد دوام دادندکه مشهور عام وخاص در شرایط فعلی جامعه افغانی است. به گفته سید نادرشاه این ناسیدان دعوی پاکی تقوا و سیادت!!!! نیز دارند.
رباعی
شیرین پسری که رفت ز آغوشم دی
یک باره برفت طاقت وهوشم دی
گویا که بعشق بازی شـــرمنده شـــدم
آن شـوخ برید گوش تا گوشم دی همانجا ۱۴۶
شعر
پســـری بــود عـــارضش چـــون ماه
بلکه مـــه را نمـــوده نامـــه سیــاه
چهــره اش ســرخ چـون گل سوری
ســوری از فـــرقتش کشد صـد آه
خــطِ ســبزش چـــو سنبلــی چینــی
که میـــان هـــم چــوگـردن مینـاه
میــرســـد در خیـــال خاطـــرمـــــن
نیست همــــتای او دگـــر حـاشـاه
ســــاغر مـــی بــدست رنگیــــــنش
گفت بـــدهـــم تـــرا بیــا این جاه
دادآن شـــــوخ جـــــام مـی بکفــم
شــدم از هـوش خوردم این صهباه
زان سپس خاطـــرم پـــریشــان شــد
در دلـــم ســـاخت ولـــربا مهــواه
آهـــــوان خـــتن دلــــــش افســــرد
تاکـــــه یـــارم نمــود گــشته نگاه
نـــادربــــر رخش تمـــاشــــاکـــــن
کـــه چــــه صورت بـدو بداده خـداه رویه ۱۰۴
شعر
دل زمن برد چشم مستِ کسی
مژهش گشت دل نشستِ کسی
قـدِمــوزون وخـط مشکیـنش
سخت گردیده پای بست کسی
آنچـــه تیــر نگاهِ او بکـــــند
نکند هیـــچ تیــر دسـتِ کسـی
تُــرکِ بیـباک زادة بد کیش
دایمـــا بود بـــر شکستِ کسـی
نادرا سـجده بــر جبینش کــن
بوسه زن لعل می پرستِ کسی دیوان ۱۰۷
رباعی
ای شوخ پسر بمــانداری تو نظــر
دل برده تراگمان من جای دیگر
من عاشقم وبعاشقت لطفت نیست
بینم بــرقیب مــرتــرا شیــروشکر دیوان ۱۳۳
رباعی
ای شــوخ پسر تو نومسلمان شدة
درخوبی ودلبری چه طوفان شدة
مارا بدوچشم خود بر همن کردی
اسلام تــــرا بــود پیشمــان شـدة همانجا ۱۴۴
این چند نمونه ازهمجسنگرایی شیخ وفقیر سید نادرشاه کیانی از دیوان اوسراپا از عشق مه رویان وبچه زیبای کیان سخن گفته است. هرگاه با ادعا وسادات بودن خویش که رهبری یک کیش با تقوا را مدت یک وشصت سال رهبری نمودند بی نهایت شرم آور وننگین برای نسل بعدی که هنوز از اعتباراسماعیلیان استفاده نامعقول برده وبا در نظر داشت شرایط واوضاع پیش آمده به تجارت انسان وکلاه برداری مشغول اند. جای سخت تأ سف وننگین است که چنین افراد در رهبری مردم بی سواد وبی دفاع قرار گیرند. عنقریب هردوکتاب سید نادرشاه کیانی برای استفاده وقضاوت مردم به صفحة انترنیت غرض آگاهی علاقه مندان تاریخ خاندان شاه صالح گذاشته خواهد شد.
آدم حسیب

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

سید نادر خان کیانی غالباً دعوی داعی گری داشته و خودرا متصف به آن می دانسته است، بدون اینکه ذرۀ از علم، دانش، اخلاق و صفات داعی در وجودش دیده میشد. برای معلومات خوانندگان وجه تسمیه ووظیفه داعی ذیلاً آورده می شود:
داعی
داعی لغت عربی است و معنای دعوت کننده را میدهد، و در اصطلاح مذهبی فردی که مردم را بسوی خدامیخواند و دعوت میکند. داعی در سلسله مراتب حدود دعوت دارای مرتبت بلندی بوده است. داعیان معمولاً در راس سازمانهای منطقه ای دعوت قرار داشتند، وظیفه داعیان را نظارت و بر رسی بر امور تبلیغات و دعوت، توضیح و تشریح حقایق و اصول بنیادی اسماعلیت، حفظ و حراست از امور دعوت در مقابل معاندین و دعوت مردم در حلقۀ دعوت، تشکیل می داده. سید صادق گوهرین در کتاب پر محتوای " حجت الحق بوعلی سینا " صفحه 200 مینویسد :" داعیان به کلیه علوم ومعارف اسلامی آراسته و به دانش و حکمت زمان تسلط و احاطۀ کامل داشتند... بدین قرار، داعیان نه فقط ادیب، دانشمند و مبلغ بودند، بلکه جامعه شناسان ماهر، روان شناسان مجرب و اداره کنندگان مدبر و با کفایت نیز بودند. داعیان غالباً به مبا حثه، گفتگو، جدل و مناظره با دانشمندان، علما و متکلمین سایر فرق اسلامی نیز می پرداختند؛ و با مردمان با حجت و استدلال، منطق و برهان قوی رو برو میشدند، راه راستی را پیش پای آنان می گذاشتند. رسیدن بمرحله داعی در میان اسماعیلیه کاری بوده صعب و دشوار، و راۀ تحصیل آن مقام فقط کسب دانش بوده و تفرس در امور دینی و فلسفی و روحی." در بارۀ استعدادها،تواناهیها، علم و تدبیرو اخلاص و عمل کرد داعی کتاب تحت عنوان رسالة الموجزة الکا فیّه فی ادب الدعاة از داعی احمد بن ابراهیم نیشابوری است که در آن اصول اخلاقی دعوت و صفات لازم برای داعیان رابطورمؤجز تشریح داشته فردی که به عنوان داعی معیین می شد میبایستی آنرا که دستور العمل داعی بود در اختیار خود میداشت و بر طبق آن عمل می کرد. هر دستور با این عبارت شروع میشود: " وظیفۀ داعی است که..." بناءً برای خود داعی سه تا از مهم ترین شروط که هریک خود شروط بسیار دیگری را در بر دارند، عبارت بودند از تقوی، سیاست و علم. این شرط های اصلی مر بوط به همۀ داعیان صرف نظر از مرتبۀ خاص آنها در سلسلۀ مراتب دعوت است.

تقوی
بنا بر گفتۀ داعی نیشابوری کلمۀ تقوی" یعنی دانستن و عمل کردن از روی ایمان." تقوی همچنین به معنای داشتن همۀ فضایل و دوری از همۀ رذایل" بنا بر این داعی باید به تمرین خو یشتنداری بپردازد. با خویشتن داری وی نخست نفس شخص خودرا به نظام می آورد و آنرا تحت انظباط در می آورد و آماده برای جهاد علیه شرور و تمایلات جسمانی میکند.( رسالۀ۱۹) داعی نیشابوری مستقیماً به داعی زنهار میدهدکه ؛ اگر تو خود شخصیت آراسته و به نظامی نداشته باشی و مستجیب از بی نصیبی و محرومیت تو... صدمه ببیند هیچ کس جز تو بار مسؤ لیت را نخواهد کشید."
سیا ست
به اعتقاد داعی نیشابوری داعی برای ورزیدن تقوای خود به معنای درست آن باید صاحب رأی و عقل بحد اعلا باشد.(رسالۀ ۳۰) گذشته ازین، وی باید دارای سه گونه سیاست باشد: سیاست الخاصه نسبت به خویشتن، سیاست الحامه، نسبت به خانه و خانوادۀ خود وسیاست العامه نسبت به فضای عمومی. در بارۀ سیاست عامه، داعی نیشابوری از داعیان میخواهد که داعی کار های کسانی را که رهبری می کند چنان تر تیب دهد که به نفع آنها تمام شود، آنهارا با روحیۀ قانون دینی تربیت کند و بپرورد، و آنهارااز رذایل به دور دارد و به آنها تلقین کند که به پرورش فضایل خود بپردازد...باید وقتی منازعه و کشمکش( بین مستجبان) پیش می آید بی طرف باشد، و از اشاعۀ نفرت پرهیز کند. هر اقدامی که صورت می گیرد باید کلاً از مد نظر گذرانیده شده باشد، زیرا صدمه ای که وی میتواند به دعوت بزند میتواند مصیبت بار و در نهایت قابل تر میم نباشد.(رسالۀ ۳۲)
علم
مبنای کار تعلیمی و تبلیغی موفق در جامعه و بیرون جامعۀ یک داعی علم و دانش است. صرف نظر از علم به موضوعات و مسایل دینی- همچون قرآن، تفسیر قرآن، احادیث نبوی و قصص انبیاء وتاویل اسماعیلی این نوشته ها- از داعی انتظار میرود که تقریباً فرهنگی جامع و دایرت المعارف گونه باشد: منطق، فلسفه، تاریخ و جغرافیا بطور یکسان باید از جملۀ کمالات او باشد تا بهر حجتی پاسخ گو ید ودر هر زمینۀ از علم و دانش شکست نا پذیر باشد.(رسالۀ۱۴ و بعد)
در وجود سید نادر خان این مدعی داعی گری نه تقوی وجودداشت، نه سیاست یا اداره امور ونه هم علم. واین جامعه نا آگاه و بی سواد جامعه اسماعیلیه بود که تا امروز تاوان جهالت، فضاحت، بلاهت و فسق و فجور او واخلاف نالایق و فاسدش را می پردازند.

گل احمد

حمید

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

آقای حسیب !
وظیفه انسانی هر با خرد ومتعقلی است تا با جهل و خرافه ونیرنگ وریا با هر نام و به هر شکلی که بود وهست مبارزه کند، هر چند این نبرد بر گروه های هیپنو تیز شده که مقدسات کذائی شان هر چند پوشالی اما پیوسته با عصبیت های عمیق می باشد، گران آید و سخت پذیر باشد، اما وظیفه هر عنصر خرد گرا ومتعقل که در جهت روشنگری این گونه انسانها گام بر می دارد که افشاگر و آگاهی بخش باشد قابل تقدیر است. تا باشد افراد که پشت سرِ انسانهای شیفته ومجذوب قدرت که از هیچ گونه دنائت و پستی در راه حصول قدرت و سروری پوشالی کوتاه نمی آید ودرین راه از معامله گری به آدرس مردم نا آگاه و بیسواد استفاده سؤ کرده و بی محابا وبدون در نظرداشت عواقب و پی آمدهای آن به شخص بی ادب، متعصب و نژاد پرست لقب " سپهسالار فکری وسیاسی " پیشکش میکند و به خورد مردم نا آگاه و بیسوادش میدهد، بخود آیند ومتوجه شوند که از آدرس این بی خبران چگونه معامله گری های رذیلانه صورت میگیرد، و جامعه بیخبر را همچون گذشته آلوده می سازد، لذا مدت های زیادی بکار است تا این آلودگی از دامان جامعه زدوده شود.

jamal

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

شما لوجكهاي بي همه جيز قوم بهسود ونيك بي هاي حرامي هستيد كه بجز از دو ودشنام وبهتان كار نداريد .لعنتي هاي مردار خور

آنلاین : Jamal

Doshi wal

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

برادران محترم !هرانچه دوستان و معلومات پردازان نوشتند ,واقعیت داشته این خاندان پلیت جز شرم , خجلت و بی ناموسی کاری دیگری نداشته اند .سیدکیان فقط سواد ملایی داشت و اشعار راکه بنام خویش قلم زده است همه کاپی دیوان حافظ شیرازی و سعدی بوده .که فقط یک سلسله تغییرات درکلمات آورده و همه را بنام خویش رقم زده است .وطنداران مطلع هستند که دروقت سید کیان کس حق نداشت کتاب حافظ و سعدی را بخواند ویا با خود داشته باشد و بعوض آن میگفت که کتابهای مرا بخوانید .
خود سیدکیان لواط کار بود و دامادش بنام محمود جان را اول خودش لواط میکرد و پسان مجبور شد که دخترش جمیله را بوی بدهد وبه سیدکیان اخطار دادوقتی این فعل را با من کردی وحال چه کنم , سیدکیان مجبور شد که پیشنهادوی را پذیرفت و به همه گان معلوم است که مردم از دست وی به تکلیف بود که شبانه دربستر مردم محمود داخل میشد ومیگفت که این فعل بد را با من انجام بده.
این فامیل جز میگساری و استفاده از موقف اکت رهبری اسمعیلیه درافغانستان استفاده سئو کرده اند .درحیات اینها منحیث مسوول کلوخی را بالای کلوخ نگذاشتند .اینها چگونه وجدان دارند که امروز جماعت خانه ها در همه جا میدرخشت و مردم باید مراسم دینی و مذهبی شانرا بخوبی انجام دهند روی همین ملحوظ اینها مردم را نمیگذارند به جماعت خانه بروند ومردم را همین لحظه هم با افراد مسلح غیر مسوول شان تهدید مینماید .اینها به حاضر امام که همه دار و ندار شان بوی متعلق است اعتبار که دربین مردم پیدا کرده بودند بی احترامی و بی اطاعتی مینمایند منتظر خجلت و رسوایی زیاد باید باشند .این حرکتهای دلقک بازی شان که درکمپاینها انجام داد هیچ جای را نمی گیرند .ادم روحانی مثل گاو پیر ازپشت ماده گاو باع باع کرده نمیرود ,بل خود درجای سنگین مینشیند و مردم باید بوی مراجعه نماید .
هرقدر در افشای چهره های نادان و بیسوادان کوشش نمایند اجر و ثواب عظیم را کمایی مینمایند

حمید

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

جمال جان کمی مؤدب باش و بدون چاشنی کردن نا سزا وهتاکی، آزادانه قلم بردار وآنچه از نوشته های بالا را نسبت به آغازادگانت دوو دشنام و بهتان تلقی میداری، در رد آن مستند به قلم آور و اگر درکلۀ خودت چیزی نیست از آغا زادگانت یاری بخواه تا اگر آنان نوشته های بالا را تهمت می پندارند از خود دفاع کنند و در غیر آن چنین معلوم خواهد شد که ایشان حاملین جهل و ریاکاری فسق و فجور و عاملین عقب ماندگی مادی ومعنوی جامعه بوده اند. و جهت رسیدن به اهداف پلید وآلوده به سؤنیت و خیانت، به حال وآینده جامعه نا آگاه اسماعیلیه دست به خشونت زده ومرتکب قتل اشخاص و افرادمخالف کیش شخصیت خویش شده اند.
اینکه تو وامثال تو دوست دارید که یک آدم زنباره و فاسد وقاتل مثل سید منصور را پرستش کنی، دلیل نمی شود که دیگران هم مانند تو بوی کرنش کنند و " خان آغا صاجب " بگویند. زیراشرایط کنونی با دوران فرقه 80فرق فاحش دارد و بی محابا رسواساختن دروغ گویان و عوام فریبان و ریاکاران روحانی نمای متقلب که از هیچ نوع معامله گری و بیع و شری به آدرس مردم نا آگاه باک وپروا ندارد، وظیفۀ هر انسان آگاه و باخرد است، در واقع راه حقیقی رستگاری در میان گمراهان نیست.

jamal

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

نويسنده هاي بي أدب ودور از تربيت فاميلي اين سيد بزرك را همه ميداند كه بدور از اعمال رشت.بود وأين دسائس شما بر ميكردد به مادران تان كه همين سيد منصور ممكن اكر مادران خود سؤال كنيد شما نيز از نسل همين سيد منصور باشيد كه با عقده مندي انهارا بد ورد كفته ميرويد زيرا دادن مادران تان به اين شخص يك افتخار بود واست خصوصا مادر صاحب داد مهري در لنك اين سيد بود

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 25 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس