رفتن به محتوای اصلی
بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

جناب عالیقدر رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان آقای محمد اشرف غنی! :

اینجانب ... یکی از تحصیل کرده های ولایت بغلان به نمایندگی از مردم خود از نیت نیک و کار کرد های جناب شما اظهار سپاس نموده پیروزی هر چه بیشتر شما را خواهانم.

در ضمن موضوع بسیار مهم بخاطر معلومات بیشتر شما که برای مردم مظلوم ما مشکل ساز و خطرناک است، تقدیم نمایم این موضوع، موجودیت سید منصور نادری و خانواده اش در کنار شما میباشد. که از سالها است بیداد میکند و هیچکس جلو شانرا گرفته نمی گیرد. سید منصور فرد بسیار خطر ناک است. زیرا او در همه رژیم ها بجز از دوران طالب همه اعمال تروریستی و غیره مظالم نا جوان مردانه خود را علیه مردم ما با بسیار مهارت انجام داده است. قراریکه در صفحات فیس بوک، سایت ها و رسانه های اجتماعی مراجعه شود همه جنایات خاندان سید منصور به موقع افشا شده است.

این شخص فرد بی نهایت "متخصص" در نیرنگ و فریب است.که در جای از جامه به دروغ روحانیت (در حالیکه یک آدم دایم الخمر است)، در جای از موقف سیاست و حزب و قدرت، در جای از سیستم جاسوسی، در جای از رشوت و اعمال دیگر و در جای از ترور و وحشت در همکاری و استفاده از افرادیکه در داخل دستگاه های امنیتی با ایشان شریک است، فعالیت می کند. همچنان در همکاری مستقیم با دستگاه های جاسوسی خارجی و داخلی افراد خدمت گذار به مردم را به طور زنجیره یی از بین میبرند که به صد ها نفر میرسد.

جناب رییس جمهور:!

سید منصور و افرادش در این روزهای نزدیک محترم فقیرشاه خان کاندید شورای ولایتی بغلان را با یک نیرنگ ماهرانه به شهادت رساند. (اناالله و انا الیه راجعون). و فقط به جرم اینکه بدون اجازه اش درمقابل ناظرش سمیع الدین

خود را کاندید کرده بود.
قرار معلومات مردم در این اواخر صد ها میل سلاح را به خاطر بد امن کردن منطقه توزیع نموده که چندین واقعه ولی متاسفانه با بسیار افتخار مجرمین را از قید دولت رها نموده و به صراحت بدون هراس این افراد را مربوط به خود قلم داد نموده اند.
در خاتمه به جناب عالی شما صدای خفه شده و خاموش صدها انسان مظلوم را فقط از همین طریق رسانیده آرزو مندیم که جلو این تروریست خطرناک را بگیرید. و مانند حبیب استالف، ریس خدایداد و جنایات کاران به محاکمه بکشانید تا مردم مظلوم نجات پیدا کنند. در غیر آن شاهد ده ها حادثه دیگر خواهیم بود.

معلومات دقیقاً جمع آوری شده شبکه تروریستی سید منصور نادری و خانواده اش از منابع داخل مردم ذیلاً به شما ارایه میگردد:
سید منصور نادری وکیل در پارلمان وخانواده اش در همکاری با قوماندانان غیر مسوول خویش و عده از افراد فاسد دولتی بار دیگر به اساس عمل کرد های معامله گرانه دولت سابق و سلسله از ترورها، تهدید، زور گویی، قطاع الطریقی، سرقت های مسلحانه، اختطاف، ایجاد تفریقه در بین مردم، ایجاد بد امنی، افراز کمین در مسیر سرکها و شاهراه ها برای تعداد از افراد و قوماندانان خویش در ولسوالی های دوشی، تاله وبرفک و دهنه غوری ولایت بغلان سلاحهای مختلف النوع توزیع نموده است. قرار معلومات ابتدایی از مردم، در ولایات سمنگان، کندز وبلخ نیز پلان توزیع سلاح را دارد.
درین صورت این حرکتهای ماجرا جویانه منصور خطر جدی برای همه مردم مسلمان و متدین ما لست که خلاف اعمال غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر اسلامی میباشد.
به همین دلیل میخواهم وظایف ایمانی و انسانی خود را ادا نموده و معلومات را که از مردم دریافت نموده ایم به دولت، شما جوانان و مردم خیر اندیش شریک نمایم.

تعداد سلاحهای توزیع شده قرار ذیل است!
1. برای قوماندان عزیز مسکونه باغ داوود قریه کیان ولسوالی دوشی یک میل کرینکوف.
2. برای رحیم داد مسکونه قریه چارباغ ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف.
3. برای عبدالصمد ولد ارباب گلمیر مسکونه قریه کلانگذر ولسوالی دوشی یک میل سلاح کلاشینکوف.
4. برای رحم علی مسکونه قریه باکس ولسوالی دوشی چند میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا. شخص متذکره افسر اردو ملی بود که الزامیت کافی در قاچاق سلاح ، مواد مخدر و قتل در ادارات کشفی و امنیتی دولت دارد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی یعنی گجر ها و غیره نیز ارتباط نزدیک داشته، و اکثریت پلانهای شوم از همین طریق اجرا میگردد.
5. برای قوماندان روزی الدین مسکونه قریه خلر ولسوالی تاله و برفک به تعداد یک میل سلاح کلاشینکوف.
6. برای چند نفر قوماندانان از قوم علی جم مسکونه قریه خلر و قریه های دیگر ولسوالی تاله و برفک به تعداد نامعلوم سلاح کلاشینکوف توزیع شده است که در آینده نزدیک به شما معلومات داده خواهید شد.
7. برای قوماندان صمد مشهور به چرسی مسکونه قریه بابای پایین ولسوالی دوشی به تعداد سه میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز.
8. برای سید شاه مسکونه قریه تلخیان مربوط منطقه کوبند ولسوالی دوشی به تعداد 18میل سلاح کلاشینکوف، یک قبضه راکت انداز و یک میل پیکا.
9. توزیع مخفی سلاح های که برای افراد جنایت کارخویش نموده است بیش تراز تعداد افشاء میباشد.

بعداً شخصی سید شاه به هدایت مستقیم سید منصور نادری وفامیلش به تعداد 30 میل سلاح دیگر مختلف النوع خریداری که پولش از طرف سید منصور پرداخته شده است، که جمعاً 50 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد. این افراد اکثراً به سرقتهای مسلحانه مبادرت میورزد و همچنان با طالبان ولسوالی دوشی و تاله و برفک و گجرها وغیره نیز ارتباط نزدیک دارد، و اکثراً پلان ها نیز از همین طریق اجرا میگردد.
جمعاً این افراد دارای 63 میل سلاح مختلف النوع در اختیار دارد و به هرکدام ماهانه مبلغ 10 هزار الی 15 هزار افغانی از طریق سید منصور پرداخته میشود.(ارایه معلومات ادامه دارد.)
با احترام

امضا محفوظ است

"امضا محفوظ است" برای کسانی ایجاد شده که نمی خواهند هویت و نام آنان در کابل پرس? افشا شود. "امضا محفوظ است" مربوط به یک نویسنده نمی باشد و ممکن است نویسندگان زیادی از این امضا استفاده کنند. تشخیص اینکه چه کسانی می توانند از "امضا محفوظ است" استفاده کنند، پس از درخواست نویسنده، بر عهده کابل پرس است.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

25 دیدگاه
jamal

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

زيرا من ميدانم همين كل احمد نام صاحب داد مهري است .

سید منیرشاه

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

( دجال امروزی)
سيد منصور بود مانند دجال. زدست او جماعت است به جنجال
ندارد او شعور و علم و عرفان. بكارد تخم كينه را به هر سال...
ندارد اعتبار در دين و مذهب. نموده اتكا در قدرت و مال،،،،،
جماعت را نمايد پارچه پارچه. شودتاصاحب آن جاه واجلال
بود او منكر امر امامت ،،،،،،،. شده مجذوب آن چندروزه اموال
فراموش كرده است اجداد خودرا. ترور و قتل وغارت گشته اعمال
شده فرعون صفت جوياي قدرت. زموسي منكر است باجمله تمثال
شب و روز فكر او در جيب مردم. بجويد هر دري مانند اشغا ل،،،
شده مروان صفت رهبر به مردم. نمايد چرب زباني مثل دلال ،،،،
بود هميار او چند لا وبا لي ،،،،،. كه تا با او رسد چند دانه دال ،،
به ساز او برقصد چند سالي ،،،. ورا آخر نمايد بي پرو بال ،،،،،،
احاطه كرده اورا چند احمق ،،،،. اورا توصيف كند مانند صلصال
بود روباه صفت در مكرو حيله ،،،. نشيند خانه او در سرنهد شال،،
به مكرو حيله و تذوير و نيرنگ،،،،. نمايد قتل و غارت او به اشكال
ندارد او دريغ از از هيچ كاري ،،،،. ترور باشد برايش جز اعمال...
شده ماند نمرود منكر حق ،،،،،. به حق گفتن زبانش گشته است لال
كند او جست و خيز مانند خرگوش. كه تا گيرد عقاب اورا به چنگال،،
زآه و ناله هاي آن جماعت ،،،،،. شود رويش سياه گردد لگد مال

آنلاین : http://kabulpress,com

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

آقای جمال !
کشف خوبی است و یقیناً تو که "میدانی همین گل احمد نام صاحب داد مهری است" بما نیز آدرس ونشانی اورا بگو تا در صورت امکان به خدمت برسیم و اورا وارنینگ دهیم که مواظب خود باشد وخود را از تیر رس تروریستان سید منصور مخفی نگدارد زیرا سید منصور با افشاگران مر جعیت قلابی اش میانه خوبی ندارد، چنانچه در مورد سید احمد برخوردار استاد فاکولته حقوق و علوم سیاسی ونیز ابراهیم آرزو که برای اولین بار رسوائی های مکتوم و نا گفته این خانوادۀ روحانی نمای متقلب را در محضر ملت افغانستان کشاند، بیرحمانه ترور شدند، دیده شد. حیف است که صاحب داد مهری نیز که اسناد قابل توجهی در مورد این خانواده دارد، سرنوشت آن دوتن و بقیه قلم بدستان ونام داران ومعززین دوشی و دیگر جاها را تجربه کند.
گل احمد

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

به تأید نوشتۀ آقای آدم حسیب در مورد سید نادر خان کیانی، از سید نادر خان کیانی کتابی بنام "تاریخ غریب" در نثر ونیز چند ورق پاره در نظم دردسترس است، از بر رسی و تحقیق آثار منظوم و منثور مز بور چنین معلوم میشود که وی تحصیل منظم نداشته، فقط مقداری خواند ن ونوشتن را در حد معمولی بلد بوده است. زیرا نوشته های منثورش از نظر املا و عبارت غلطی های فاحشی داشته و از نگاه قواعد و دستورزبانی یکسره تهی است. نثرش بر مبنا ء محاوره وگفتگوی عامیانۀ سمت شمال تدوین یافته و به کاتب یا میرزا بنویس نیمه سواد خوان خود دیکته کرده و او هم عین گفته های بی سرو ته اورا به تحریر در آورده است. اگر از روی دقت بدان نگریسته شود بجز از یاوه سرائی چیزی دیگری نیست و نمی توان نام "نوشته" یا "اثر" را بر آن نهاد.
در مورد شعر و شاعری، موصوف تا اندازۀ قریحۀ شاعری داشته ، ولی چون فاقد تحصیلات مرتب بوده و ضمناً در عرصۀ ادبیات پربار وغنی فارسی مطالعه و معلومات نداشته است، لذا اشعاری را که انشأ داشته غالباً سفیهانه و فاقد محتواست. چه، الفاظش نا هموار و قافیه هایش نا استوار و پایه های آن نا مطبوع است.اشعارش از صداقت بری و از حسن و هنر شعری تهی، زیرا هیچ چیز تازه و بدیع دران دیده نمی شود. نه دارای هدف و رسالت بیداری مردم است و نه هم دارای مفهوم علمی، فلسفی و یا محتوای اخلا قی. بجز از آنچه از دواوین شعرای سلف بعاریه گرفته ویا بعبارت ادبی "سرقت" نموده و در هم آمیخته، بقیه همه با ترهات باطل و بلا هت آلوده شده است. یک بخش از اشعارش گفتار صاحب دعوتان سلف این مذهب مخصوصاً ناصر خسرو است که به نحو مغلوط و بی سرو ته به نظم آورده است.
از نگاه علوم ومعارف دینی، تاریخ و فرهنگ اسلام، معتقدات مذاهب، آراء و نظریات نحله های فلسفی، تاریخ و اصول عقاید اسماعیلیه و نیز تصوف و عرفان در حد یک فرد سواد خوان عادی بوده ، با الخاصه در زمینۀ تاریخ وعقاید اسماعیلیه چنان رأی سخیفی را اظهار می دارد که انسان در سلامت فکری او دچار تر دید میشود.
گل احمد

ناشناس

بخشی از جنایات سید منصور نادری در نامه سرگشاده به اشرف غنی احمدزی

یک شاعر مردمی متخلص به" دروازی" در حدود هفت سال در جزو تام های فرقۀ 80 سید منصور تا سقوط قول اردوی نمبر 6او ایفای وظیفه کرد،او شاهد بود که چگونه سید منصورایندشمن علم وعالم به اتکاء فرقۀ آلوده اش روشنفکران، تحصیل کردگان، شخصیت های مردمی ونامدار ولایت بغلان و نیزباقی ساحات تحت نفوذعقیدتی خودساخته اش را بیرحمانه کشت، نابود کرد، کمین زد ودر زدو بند های کثیف با باند های خون آشام ودستگاهای جاسوسی خارجی شرکت جست. موصوف بخش کوچکی از آن جنایات را در قالب شعر ساده و عام فهم انشاداشته است، درینجا ابیات چندی ازان شعر طویل آورده میشود:
ای سید منصور بگو که شوکت و شانت چه شد ـ ـ ـ قول اردو فرقۀ هشـتاد غـنـدِ کیانت چه شد
میزدی چوب ستـــم بر پیـکر اهــل خــرد ـ ـ ـ دیو اندر کرسی والی بدورانت چه شد
مزد کار افسرانت جز دوو دشنام چی بود ـ ـ ـ مشت و سیلیهای آن جاوید بد نامت چه شد
مال مردم را چپُ راست میزدی در جیب خود ـ ـ ـ اینقدر گو در دل کوه از طلا، کانت چه شد
پول نامشروع ترا کی از کفت بیرون شود ـ ـ دذدی و رشوه گری قاچاق کاروانت چه شد
در حریم جنگلستان دلقکانت بود پلنگ ـ ـ ضرب و قضیه فکان، معراج و افغانت چه شد
در کمینگاه بود نشسته گرگ کفتاران دیگر ـ ـ بازک و پاینده و ناظر قربانت چه شد
آنکه تورا شهره و مشهور عالم ساختن ـ ـ حقبین آزاده بود یار نگهبانت چه شد
در همه سختی سپر بود در همه خوشی گهر ـ ـ آن هژبر پردلان و آن قوماندانت چه شد
در همه جا گفته بودی افتخارم حقبین است ـ ـ افتخار و آبروی مرد میدانت چه شد
حقبین اندر راه حق، حق با حقبین بود ـ ـ دُرّه زن بی شخصیت دوکتور حیوانت چه شد
میل داشتی جاگزین ناصر خسرو شوی ـ ـ میدیدی بالا زحد آن راه عرفانت چه شد
از حسن ابن صباح کم نمی گفتی خودت ـ ـ آن خیال پردازیهای بی بر و بارت چه شد
از جناب خود کُش بیگانه پروراین سوال ـ ـ دشمنی با پور حیدر(ع) صدق و ایمانت چه شد
خود گزیدی حزب سادات بر دفاع خویشتن ـ ـ از تعصب بر جماعت صدق و ایمانت چه شد
آیت الکرسی به حق که خوانده نتوانی درست ـ ـ در ردیف فیلسوفان نام و عنوانت چه شد
با همین دستخوان پهنت خُرد گردیدی چرا ـ ـ رنگ رنگ ویسکی و ودکا از سر خوانت چه شد
میزدی لاف دیگر از طالبان گیرم دمار ـ ـ جنگ ناکرده گریزان توپ و هاوانت چه شد
شیر برفی یا عقاب آهنی چادر بودی ـ ـ کمتر از روباه شمارش شیر مردانت چه شد
تایمنی تپه نشاط و طمطراقت تا بکی ـ ـ هریکی از گوشۀ مدح و غزلخوانت چه شد
تحصیلُ دانش بدرگاهت حقیرُ بی صفت ـ ـ بیسوادُ بی خـدا افراد نادانـت چه شد
دلقکان گویند خداوند گاه امام روز گار ـ ـ پهلوی فرعون جایت گو که یزدانت چه شد
مینمودی ازغضب یارانت راهستان گور ـ ـ سید مرادُ سید احمد اهل دوستانت چه شد
ازقفا تیر جفا بر سینۀ قیوم زدی ـ ـ مرغ وحشت جاگزین بام آشیانت چه شد
طرحریزی بر ترور شاه قدم تکرارها ـ ـ گشت افشا بمگذاری راز پنهانت چه شد
خان محمد قاتلش افغانُ دستورش زتو ـ ـ نابودی اقوام پشتون راه سلطانت چه شد
برسر دسترخوان خود تور را کردی ترور ـ ـ هم طبق همسایگی با قوم بغلانت چه شد
مولاداد آگاه چگونه قتل در فرمان تو ـ ـ زیر پا مشت لگد احساس انسانت چه شد
در سراغ آرزو نور محمد خان شبر ـ ـ جاهلُ پستُ رذیل خاینُ غولانت چه شد
شاد میگشتی بحرف دشمن دنیاودین ـ ـ دلگیر بالا نشین پر شورُ پترامت چه شد
در صف تاریخ بنویشتم و ماند یاد گار ـ ـ الفتُ جاویدُ جعفر می پرستانت چه شد
میکند سربازی این دروازی از گفتار خود ـ ـ میخلد مانند نی خار مغیلانت چه شد
عرض خلق از ظلم تو در دفتر سیما سمر ـ ـ از گلو گیرد ترا گوید بدورانت چه شد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 25 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس