صفحه نخست > دیدگاه > خودمختاری و جدا شدن از قبایل بدوی اکنون در روح و روان غیر پشتون ها دمیده شده (...)

خودمختاری و جدا شدن از قبایل بدوی اکنون در روح و روان غیر پشتون ها دمیده شده است

سه شنبه 12 می 2020

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

پدران و برادران تروریزم افغانی و طالبان ماده و عروسک های استخباراتی سر در چند آخور برآمده از پیشاور نمی توانند مقابل روند خودمختاری بیاستند. خودمختاری و جدا شدن از قبایل بدوی اکنون در روح و روان غیر پشتون ها دمیده شده و آنان دیر یا زود حق خود و کشور خود را که عاری از وحشت و دهشت قبایلی باشد پس می گیرند.

کابل پرس: در دوزخی که قبایل بدوی افغان ساخته اند، نه تنها دیگران آرامشی نخواهند داشت، بلکه به دلیل حکومت طالبانیزم، جهان قرون وسطایی قبایلی، کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر و سیاستمداران و نخبگان غرق در لجنزار برتری قومی، مردم خود قبایلی نیز روی آرامش را نمی بینند. نمود طالبانیزم تنها در وجود آن افغان خودترقان پشتون که به کمر و خشتک و دستار خود بمب می بنند دیده نمی شود بلکه خیل زیادی از نخبگان و روشنفکران قبایلی را نیز شامل می شود که مستقیم و غیر مستقیم، پیدا و پنهان، علیه حقوق ملیت های غیر پشتون می تازند و هرگونه تلاش آنان را برای خودمختاری، فدرالیسم و حتا تجزیه، مساوی با خیانت ملی در جایی می دانند که ملی گرایی و اتحاد ملی از هنگام برسر قدرت آمدن قبایل مهاجم، تنها برتری قومی و قبیله ای آنان معنا داشته است و تلاش برای بدست آوردن حق توسط غیر پشتون جرم نابخشودنی.

از جمله این نخبگان اشرف غنی احمدزی معروف به پدر اختلاس و تقلب و طالبانیزم، حامد کرزی برادر ملاعمر که بصورت خانوادگی در تولید و قاچاق مواد مخدر دست دارند، حنیف اتمر و معصوم استانکزی معروف به پدران داعش، زلمی خلیل زاد حامی بین المللی تروریست های طالب به دلیل اشتراک قومی و ده ها نخبه ی کوچک و بزرگ این جماعت می باشند. برادری، همراهی و همفکری و همکاری این جماعت با ترویزم چنان آشکار است که در آن دوزخ فغانستانی، بر همه جز قبایل افغانی که خود را برتر می دانند آشکار است. این جماعت تا جایی که توانسته اند روابط بین المللی و اقتصاد را در قبضه ی خود درآورده اند و دزدی، جنایت و چپاول و اختلاس خود را وسیله ای برای گرفتن پول بیشتر برای مبارزه با اختلاس می کنند.
از میان خیلی جهادی ها آنان نیز کسانی مانند حکمتیار است که قصاب کابل معروف می باشد که قصه ی جنایت آنان زبانزد خاص و عام است.

میان این جماعت طالب گروه های پیشاوری مانند راوا که به طالبان ماده مشهورند و حزب همبستگی و عروسک های جاسوس و دست پرورده مانند سیلی غفار هم شامل می باشند که سر در چند آخور دارند و مانند غن چیق، برای گزیدن آنانی که دیگر تحمل وحشت قبایل افغان را ندارند آماده می باشند. چند رویی و نفاق و فرصت طلبی آمیخته در بطن آنان چنان است که با کردهای عراق برای خودمختاری اعلام همبستگی می کنند و همزمان علیه فدرال خواهان و تجزیه طالبان این سوی می تازند. آنان با داشتن روابط استخباراتی، معاش زیر نام های مختلف از سفارتخانه ها دریافت می کنند و از سوی دیگر داعیه ی چپ دارند و از گروه های سیاسی چپ در اروپا و استرالیا و آمریکا پول می گیرند و خروجی آنان حمله به فدرال خواهان می باشد.
تروریزم قبایلی افغان را می توان همچنین در وجود کوچی هایی نیز دید که بخش عمده ای از نیروی خودترقان طالب را تشکیل می دهند و با امتیازات غیر انسانی و بدست آورده به دلیل پشتون بودن، در به اصطلاح پارلمان برای خودترقانی اعلام آمادگی می کنند.
در هر جای جهان که باشد، مردم دیگر تحمل این همه ظلم و ستم را ندارند و به هیچ عنوان حاضر نمی شوند با آنانی که از جهان قرون وسطایی عبور نکرده اند از بینی خود آنسوی تر را نمی بینند یکجای شوند.
پدران و برادران تروریزم افغانی و طالبان ماده و عروسک های استخباراتی سر در چند آخور برآمده از پیشاور نمی توانند مقابل روند خودمختاری بیاستند. خودمختاری و جدا شدن از قبایل بدوی اکنون در روح و روان غیر پشتون ها دمیده شده و آنان دیر یا زود حق خود و کشور خود را که عاری از وحشت و دهشت قبایلی باشد پس می گیرند.

loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس