" بی گمان اگر بی مایگانی، بدون جذب کامل مدخل، قصد کنند تا به این مبانی نگاه کج قوم پرستانه و متعصبانه بیاندازند، جز امحاء آبروی فرهنگی خویش حاصلی نخواهند برد. زیرا عمق این داده ها به میزانی است که بدون آموزش ملاحی استادانه ورود به آن با غرق کامل برابر می شود" «پورپیرار»
اسلوب این بررسی ها بر دو پایه قرار دارد :
بررسی نقادانۀ هر مدخل، بر اساس فرض های موجود
بررسی ماهوی و نهائی هر مدخل ، بر اساس برداشت های جدید
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
بخش دوم یادداشت بی بدیل: منظور من از ارائه ی این چند نمونه ازگنجینه ی از پاپیروس نوشته های مصر، توجه دادن به نوع نوشتار خط عرب، حتی در میان دارندگان کفایت نگارش، در فاصله ی دراز قرن دوم تا ششم هجری بوده است. کشیدگی بشقاب وار حرف نون، شباهت کامل قاف های آخر با حرف واو کنونی، نمایش د و ذ و ر و ز به صورت یکسان و فقط با رسم یک خط شبه عمود، فرم انتهایی حرف یای آخر و بسیاری علل و عوارض دیگر، تفهیم می کند که نگارش به خط عرب، تا شش قرن پس از طلوع اسلام، هنوز اسلوب معینی نداشته، تغییر واضحی نکرده و در حد نیازهای محلی متوقف مانده است. اگر کاتب دستگاه استیفای خراج به قرن ششم هجری در مصر اسلامی نیز به شمایل سند شماره ی ۷ قلم زده است، پس واضح می شود که خط عرب تا آن زمان خود را نیازمند مکتبی در تسهیل قرائت و انضباط نگارش نمی دیده که نخستین ابزار کتاب نویسی، گسترش فرهنگ اسلامی و توزیع مکتوب فرامین قرآن در خارج از حوزه ی زیستی اعراب بوده است! با این اشاره، ادراک مسائل فرهنگی در قرون نخست اسلامی بر پایه ی قطوری قرار می گیرد که توجه می دهد گستردگی نگارش و آماده سازی خط عرب برای عرضه ی کتاب، به صورتی که هر مسلمانی در هر حوزه ی جغرافیایی، به خصوص شرق جهان اسلام، توان قرائت خط عرب و برداشت از آن را داشته باشد، به زمانی بس دورتر از روزگار ابن مقله و ابن بواب ناشناسی قرار می گیرد که امروز بر آن ها باور داریم و می گویند در قرن چهارم خط نسخ ساخته اند. حاصل ثانوی که از غور در این گفتار برداشت می شود، این که مسلمین تا قرون متمادی، به استعانت و بهره گیری از قرآن بسنده کرده و غث و ثمین خود را تنها در آن متن تا ابد کامل و شامل جسته اند.
اگر در جهان عرب نیز نوع نگارش حروف تا قرن ششم هجری به وجهی است که در نمونه های این پاپیروس ها می بینیم، آیا چه گونه ایرانیان این همه تاریخ و تفسیر و سیره و مغازی در قرون نخست اسلامی نوشته اند؟ به راستی اگر عرب در قرن ششم و آن هم در مرکز مصر و در میان صاحبان فن و فرهنگ و افزارمندان رسمی حکومت، هنوز برای کاف و قاف و نون و واو خود اسلوب واحد و امروزین نگارش را ندارد، پس مسلّم است فارسیان که وام دار خط و حرف نویسی عرب اند، اگر در قرن چهارم هجری شاهنامه داشته اند پس باید از حروف بومی و سنتی بی علامت و بدون نقطه و نظم عرب بهره برده باشند، که برای غیر عرب و آن فارس های ادعا شده ی شاه نامه خواه و آن شاعر فردوسی نام شاه نامه سرا، قابل استفاده و ادراک نبوده است!!! این مطلب صراحتا بدان معنی است که قلم به دست فارس، ابتدا باید منتظر این تحول در نحوه ی نگارش عرب می ماند، تا بداند بر دندانه ای، نقطه ب و ت و ث را در کجا و به چه تعداد بگذارد، سپس نگارش به خط فارسی را آغاز کند که گرده برداری از خط و حرف عرب است. با این نگاه ادعای وجود خط و زبان فارسی، لااقل تا قرن هفتم هجری، به شوخی دل خراشی بدل می شود و این برداشت سالم را بدیهی می کند که زبان فارسی همراه مهاجرانی صفوی نام گرفته، به ایران رسیده است، زیرا هیچ زبان واقعا مستقری قادر نیست نگارش به لفظ خود را تا زمان دریافت الفبا از همسایگان خود متوقف کند و به تعویق اندازد! مختصر این که ایستایی فن و فقدان نمایشات تکامل خط، در این نمونه های پاپیروسی و نیز نحوه نگارش در سکه های اسلامی اعلام می کند که تا قرن ششم هجری، کاتب دولتی مصر و سر سکه ساز خلیفه، هنوز با اسلوب خط نسخ و رقاع و غیره آشنا نبوده، بدون شک قرآنی نگاشته با شیوه نسخ را ندیده و حروف نگاری با علامت گذاری و هویت کامل کنونی را نمی شناخته و این نشانه ی روشنی است که تاریخ تدوین خط بالغ شده عرب را، لااقل به قرن هفتم هجری منتقل و امکان کتاب نویسی به زبان فارسی و عرب را قرون قابل توجهی به زمان ما نزدیک تر می کند.
سند ۸. پشت و روی یک سکه اموی از اواخر قرن اول هجری. برگرفته از ص ۲۰۱ کتاب نخستین سکه های امپراطوری اسلام .
سند ۸. پشت و روی سکه المستظهر بالله از سنه عشرین و خمسه مائه، قرن ششم هجری. برگرفته ازص ۴۱۹ کتاب گنجینه ی سکه های نیشابور.
آیا چه تفاوت میان حروف و الگوی نگارش این دو سکه، با چهار صد و چهل سال فاصله ی زمان می بینید؟ به طور اصولی هیچ!!! آیا آن پاپیروس ها و این سکه ها از توقف بلوغ در خط عرب، در اندازه ی همان مقیاس فرهنگ بومی خبر نمی دهد، که بدون شک ما را در قبول نگارش این همه کتاب، به خط و زبان اعراب و فارسیان، در قرون اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم، که منبع اصلی اختلاف و فرقه سازی در میان مسلمین است، دچار بدگمانی می کند؟ زیرا اگر اعراب در اندیشه ی گسترش فرهنگ مکتوب اسلامی به جهان بوده اند، مقدم بر همه باید که ابزار نگارش، یعنی خط شان را به شایستگی و بالندگی این آرمان می رساندند. این تصور که در زمان المستظهر بالله خط نسخ فراهم بوده باشد و خلیفه سکه اش را به قیاس نگارش قرن نخست هجری ضرب کند، نه فقط سالم نیست که ناممکن است.
برای دخالت دادن بازمانده های قرآن نگاری در این مدخل، یعنی بازیابی آغاز دوران تولید کتاب در جهان اسلام، که انتقال نقل فوق به آغاز آن ضروری بود، پیشاپیش باید به چند نکته ی مقدماتی و مهم توجه دهم. نخست این که غالب یافته های کنونی از متون قرآنی، بر پاره پوست نوشته و به صورت لت های آزاد است. عجیب این که هنوز پاره نوشته ی قرآنی بر پاپیروس نیز نیافته ایم که نشان می دهد احتمالا کاتب قرآن، نگارش بر پوست را فاخرتر و ماندگارتر، با قابلیت مراجعه ی مکرر و آسیب ناپذیرتر دیده است.
«بیش ترین قرآن های پیش از قرن چهارم هجری، که در دسترس ما قرار دارد، به شکل رقعاتی است که اغلب شامل یک تک برگ و یا حتی قسمتی از آن است. در اکثر موارد این برگ های مخدوش و آسیب دیده متعلق به قرآن هایی است که یا به علت گسستگی شیرازه و یا منسوخ شدن خط آن ها قابل استفاده نبوده، از دسترس عموم خارج شده بود. احترام خاصی که مسلمانان از ابتدا برای قرآن و به ویژه کلمه ی «الله» قائل بوده اند، مانع پراکندگی و نابودی این دست خط ها شده است. از این رو این برگه ها را در مکان مخصوصی در مسجدها نگاه می داشتند تا نسبت به آن ها بی حرمتی نشود. همین امر موجب شد که تعداد بسیاری نمونه ی لت نویسی از نابودی کامل نجات یابد». (فرانسیس دروش، سبک عباسی، ص ۱۳) این تصور که رقعات به دست آمده، برگه هایی از قرآنی شیرازه گسیخته باشد، از نظر فنی درست نیست. زیرا پوست نوشته های قرآنی قدیم، که تاکنون نمایش داده اند، صفحات تا خورده ندارد و آثاری از عبور سوزن صحافی بر عطف لت ها دیده نمی شود. دومین مطلب توجه به این نکته است که خلاف پاپیروس نوشته ها و سکه ها، که با ذکر تاریخ نگارش و اسامی اشخاص همراه است، بر قرآن نوشته های قدیمی، به صورت لت و یا کتاب کامل، نام خطاط و یا تاریخ و محل نگارش ذکر نیست. ظاهرا این ادای حرمتی است خاشعانه و سنت عامی است از سوی کاتبان، که خود را در برابر عظمت کتاب خدا گم نام شمرده و خواسته اند.
«تعداد بسیار کمی از قرآن ها و تک برگ های متعلق به اولین چهار سده ی هجری دارای نوشته هایی است که محل وقف آن ها را مشخص می کند. این گونه وقف نویسی های قدیمی ممکن است دقیقا زمان پایان نگارش قرآن و یا مدتی پس از آن را آشکار کند. که گاه در تک برگ های اول و یا آخر قرآن های مخدوشی که در دمشق کشف شده، نوشته هایی کهن، چون زمان تولد یا مرگ دیده می شود، اما فهم و درک صحت این اشارات و تاریخ ها و ارتباط واقعی آن ها با زمان نگارش دست نوشته، همچون وقف نویسی ها بسیار مشکل است. متاسفانه چیزی که اکنون به عنوان شناسنامه ی کتاب می شناسیم در آن زمان متداول نبوده و حتی بیش تر همین اشاره های معدود و محدود نیز جعلی است. شواهد و مدارکی که مکان خلق این آثار را به ما بگوید، حتی از مدارک تاریخ نگارش آن ها نیز نایاب است. به ویژه تک برگ های باقی مانده را نمی توان به شهری خاص نسبت داد و تعیین و تضمین نگارش و تذهیب آن ها، به ویژگی های هنری شهری خاص، تقریبا غیرممکن است». (فرانسیس دروش، سبک عباسی، ص ۱۴)
سند ۱. قدیم ترین قطعه نگاری قرآنی، برگرفته از صفحه ۳۰ کتاب سبک عباسی، که زمان تحریر آن را اواخر قرن اول هجری حدس زده اند / تصویر سمت راست .
سند ۲ . قطعه قرآن نگاری دیگری برگرفته از صفحه ۱۱۵ کتاب سبک عباسی که زمان نگارش آن را اواخر قرن چهارم هجری حدس زده اند. / تصویر سمت چپ
پس خلاف پاپیروس نوشته ها، که محقق را لااقل به نام و محل و تاریخ نگارش قطعه ره نمایی می کرد، در باب پاره قرآن نویسی های باقی مانده، تعیین تکلیف با این گونه آگاهی ها را، از محل و نام و زمان نگارش و نگارنده، باید به دست حدس و گمان سپرد. مثلا در این جا مولفین کتاب سبک عباسی، نمونه سند اول را بازمانده ای از اواخر قرن نخست هجری و تک لت سند دوم را، متعلق به قرن چهارم هجری دانسته اند. بدون هیچ تعارفی چنین تعیین و تشخیص هایی مبتنی بر گمانه ها و توهمات و عمدتا بر اساس قیاس پیشرفت علامات و اعراب و نقطه گذاری و نظم بیش تر صورت ظاهر حروف بوده است، بدون این که بتوانند به درستی تعیین کنند که زمان واقعی آغاز این تحولات نگارشی در چه دورانی و به کدام دلیل بوده است. زیرا اگر در همین دو نمونه، با سیصد سال فاصله نیز، جز تفاوت بس کوچکی در سبک نگارش و نصب نقطه و اعراب نمی بینیم، پس وجود یک مکتب آموزشی پی گیر برای ارتقاء نحوه ی نگارش خط عرب، که کار تالیف و برداشت از متون اسلامی را برای سراسر جهان اسلام ساده کند، خود زاییده ی تصور دیگری است، زیرا در نمونه ۲، هر چند برخی علامات جدید به کار رفته، اما ظاهر معیوب حروف، ناباورانه، حتی از نمونه شماره ۱، که متعلق به اواخر قرن اول هجری دانسته اند، تربیت ندیده تر است. بنابراین اگر در این گونه لت نگاری های شخصی، عرض اندامی از کاتب و محل و زمان نگارش ندیده ایم، از آن باب بوده است که محرر گمان خلق اثر ماندگاری را نداشته و مشغول برآوردن نیازهای فردی خویش بوده است. نبود همین اطلاعات در قرآن های کامل و نسبتا جدیدی، که باز هم زمان و مکان کتابت و نام کاتب آن مجهول است، جز با تفسیر کرنشی در مقابل قرآن بیان شدنی نیست. حاصل کلام این که با بررسی لت های قدیم قرآنی، از هیچ طریقی قادر نخواهیم بود به زمان دقیق و قابل اطمینان ایجاد تغییرات در خط عرب، که نیاز مبرم نگارش عمومی و غیر قرآنی، از قبیل تاریخ و سیره و حدیث و تفسیر و فلسفه و غیره بوده است، پی ببریم، چرا که در نمونه های مورد بررسی تعیین و تصریح و قیدی برای زمان نگارش آن ها دیده نمی شود و چون از راه توجه به پاپیروس نوشته های مصری، لااقل می دانیم که چنین تحول و تکمیلی در نگارش خط عرب تا قرن ششم هجری روی نداده، پس رد کتاب نویسی اسلامی تا قرون متمادی در پی طلوع اسلام، دشوار نمی نماید.
با این همه اینک سخن بر زمان ظهور زبان و اقوام ترک و فارس می گذرد تا معلوم شود هیچ یک از این دو قوم و ملت، پیش از پیدایش ناگهانی و از منظر تاریخی نامعقول دولت های عثمانی و صفوی، بر هیچ عنصر مادی، از قبیل سنگ و چوب و پوست و پاپیروس و چرم و استخوان و پارچه، حتی کلامی به اندازه واژه ی نان، ننوشته و باقی نگذارده اند و بنا بر این اصل مسلم هر ادعایی در باب دست خطی به ترکی و یا فارسی که دورتر از زمان صفویه و عثمانی عمر کرده باشد، جعل واضح است. این امر بدیهی را می توان با سپردن هر سطر نوشته ای با ادعای قدمت بیش از پنج قرن، به آزمایشگاه های تخصصی معتبر نیز اثبات کرد، که هیچ شخص و مرکزی از بیم رسوایی علاقه به انجام آن نشان نمی دهد.
..... ادامه دارد....
نظرات
148 دیدگاهبررسی تولد زبان فارسی – ۲
باز تکرار چرندیات توسط پرویز بهمن تاجیک و کاوه احمدی نژاد را تانید شاهد باشید، هنوز این فلج مغزی دچار شدگان، نتانند ثابت کنند ( فهرست ولف ) اشتباه باشد و دامنهٔ لغات فارسی فقط ۱۵۰۰ باشد، این در عالیست که دامنهٔ لغات انگلیسی ۱ میلیون باشد، احمدی نژاد کودن باید خود را تکرار کرده باشد، این جماعت خرفت نتانند حرفی برای گفتن داشته باشند.
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
خاصیت گاو نشخوار کردن باشد، خاصیت پرویز بهمن تاجیک و کاوه احمدی نژاد نیز نشخوار چرندیات باشد که به اسم تاریخ فارس نشخوار میکنند، این گاوها نشخوار کن نتانند ( فهرست ولف ) را فهمند که گفت باشد اگر فردوسی و شاهنامه یال و کوپال این زبان بی ریشه فارسی را تواند تشکیل دهد، کّل لغات این شاهنامه فقط ۱۵۰۰ باشد. ( کتاب ولف ایندکس واژگانی آمده، که مولف از شاه نامه استخراج کرده است، شامل تمام لغات و ترکیبات و افعال و ضمائر و نداها و حروف اضافه و نام ها و صفات مندرج در شاه نامه ی فردوسی. چه گمان می کنید؟ ۸۳۰۰ نمونه است،(((((( ده درصد آن ها لغات شاذ و بی معنا است، نظیر آرغده و ازغ و بزخفج و بندارسی و تخش و تسوغ و کرغ و جرنگ و درقه.))))) ده درصد آن ها عربی است نظیر حاجت و حاصل و حدیث و حرب و حرص و حرمت و حسرت و حسد و حق و حکیم و و حکم و حمد و حور و حیدر. ده در صد آن فعل و مشتقات آن است. )))))بیست درصد آن اسم اشخاص و مکان و جانوران و کوه و دشت و بیابان و دیگر عوارض جغرافیا است. بیست و پنج درصد آن ترکیباتی است چون آتش افروز و آتش پرست و آتشکده و آتشدان و از این قبیل، که اجزاء آن چون آتش و افروز و پرست نیز به طور مجزا در فهرست آمده است. پنج در صد آن حرف است و ادات، مانند این و آن و ار و اگر و از و بر و مگر و چه و چون و چند. و در حاصل گرچه این بررسی در مواردی نمونه هایی را به سود انباشتن بیش تر لغت نادیده گرفته، اما کتاب فردوسی نیز چون لغت نامه دهخدا و هر منبع دیگر، در نهایت امر زبان فارسی را صاحب قریب ۱۵۰۰ لغت می کند، که هیچ پیوند ماهوی و به اصطلاح زبان شناسانه در میان آن ها نمی یابیم و چندان بی ریشه که به مفهوم کامل و رایج، گویا از زیر بته به عمل آمده اند!!! حالا هرکسی می تواند امکانات این زبان شیرین را با هر زبان دیگری که می داند و می شناسد، مقایسه کند
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
جالب اینجا باشد این جماعت خرفت از نسل احمدی نژاد ادّعا کرده باشند ترکان را مغولان ترک کرده باشند، پس فارابی ترک، در اصل فارس بوده باشد، ابو علی سینا ترک، در اصل فارس بوده باشد، برای ثابت کردن چرندیات و دورغهای خود نیز، سخا نامی را پیدا کردند که تائیدی بر چرندیاتشان باشد، در پیامهای بالا از پرویز بهمن تاجیک و کاوه نفهم تانید بئنید چگونه این نسل احمدی نژاد وجود ترکان را به کّل تانند انکار کنند، انگار که ما که احمدی نژاد کودن نشده باشیم خیلی تانیم از دست داده باشیم. زبان بی ریشه و ناتوان فارسی، در مقابل زبان توانای ترکی سجده کن.
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
فرهنگ نژاده ایران کهن
ستایش فردوسی توسی آفریدگار شاهنامه، از پیام نیک جهانی اشو زرتشت بزرگ ایرانی:
چو یک چند سالان برآمد بَرین
درختی پدید آمد اندر زمین
در ایوان گشتاسپ بر سوی کاخ
درختی گُشن بود بسیار شاخ
همه برگِ وی پند و بارَ اش خِرَد
کسی، کو خرد پرورد، کِی مُرَد
خجسته پِی و نام او زردُهَشت
که آهرمن بدکنش را، بِکُشت
به شاه کیان، گفت: پیام آورم
سوی تو، خِرَد رهنمون آورم
بی آزاری و جامِ می برگزین
که گوید که نفرین به از آفرین
بخور آنچه داری و اَندُه مَخَور
که گیتی سپنج است و ما برگذر
میازار کس را، ز بَهرِ دِرَم
مکن تا توانی به تو کَس ستم
ز چیز کسان دور دارید دست
بی آزار باشید و یزدان پرست
مجویید آزار همسایه گان
بویژه بزرگان و پُرمایه گان
به پاکی گرایید و، نیکی کنید
دل و پُشت خواهنده گان مشکنید
ز گیتی دو چیز است جاوید و بَس
دگر هر چه باشد نماند به کَس
سخن نغز و کردار نیک
بماند چنان تا جهان است نیک
ز خورشید و از آب و از باد و خاک
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
مقایسه ساختارها و قوانین فارسی و ترکی است. این کتاب به نوعی کتاب محاکمه الغتین حضرت امیرعلیشیر نوایی را به یاد انسان می اورد
معمولا پایه هر زبان را افعال آن زبان و ریشه افعال یعنی فعل امر تشکیل می دهد.و می شود گفت که بقیه لغات و عبارات زبان از افعال گرفته می شود.
زبان شناسان تونایی و قدرت و ماهیت یک زبان را با افعال آن زبان مطالعه و طبقه بندی می کنند
زبانهایی که افعالش قانون پذیر و بدون استثنا باشند در بین زبان ها به عنوان زبان های قوی مطرح می شوند.
در این میان زبان انگلیسی با حدود 100 فعل بی قاعده از 5 زبان قدرتمند جهان حساب می شود.
نمونه بی قاعدگی در زبان انگلیسی
حال / گذشته / نقلیgone / went / go
در این میان زبانهای ترکی و عربی به علت قانون پذیری فوق العاده در صدر زبانهای قانونمند و قوی قرار می گرند.
ولی تفاوت زبان ترکی با زبان عربی در این است که قوانین زبان ترکی از زبان عربی آسان تر هستند و در ضمن استثنا ندارند
زبان ترکی در بین زبانهای دنیا از لحاظ فعل و قوانین فعلی تنها با داشتن یک فعل بی قاعده قوی ترین زبان دنیا محسوب می شود .معادل افعال بالا در زبان ترکی به ترتیب زیر می باشد.
حال / گذشته / نقلی
گئدیر (( gedir / گئددی ((geddi / گئدیردی ( ( gedirdi
مشاهده می کنید که ریشه فعل در همه موارد ثابت است
((((((((((((((((((((((((((((((عدم وجود قوانین فعلی در فارسی))))))))))))))))))))))))))))))))))
در این میان فارسی به علت قانونمند نبودن افعال در رده ضعیف ها به حساب میاید. نمونه بی قاعدگی در فارسی:
حال / گذشته / نقلی
می رود / رفت / می رفته
همانطور که مشاهده می کنید در فارسی ریشه ثابت نمی ماند و در تبدیل ماضی به مضارع فعل به طریقی نامعلوم بدون هیچ قانون تغییر می کند.
فارسی زبانی فقیر در زمان های فعلی
به علاوه فارسی در زمان افعال نیز فقیر و ضعیف محسوب می شود و فاقد بسیاری از زمان ها می باشد. بطوری که حتی یکی از ساده ترین اشکال زمانی یعنی زمان آینده نیز وجود ندارد .برای رفع این مشکل در فارسی از فعل کمکی خواستن کمک می گیرند.
مثال :
انگلیسی:
I will go
ترکی:
من گئده جَگَم( mən gedəcaqam )
فارسی :
خواهم رفت
انگلیسی :
I want go
ترکی:
گئدیمسه ییرم (Gedimsəyirəm) یا
من ایستیرم گئدم( mən istirəm gedəm)
فارسی :
من میخواهم بروم
عدم توانایی فارسی در مجهول و گذرا کردن افعال:
در ضمن فارسی در افعال مجهول و گذرا کردن افعال مشکل اساسی دارد و توانایی این کار را ندارد
مثال در مجهول کردن
ترکی:
سئومک (sevmək) >>سئویلمک (( sevilmək
فارسی:
دوست داشتن>>دوست داشته شدن که معنی و مفهومی ناقص دارد
مثال در گذرا کردن
ترکی:
یاتماق yatmaq) >>) یاتیتماق ( ( yatitmaq
اوخوماق ( oxumaq) >>اوخوتماق ( oxutmaq) >>اوخوتدورماق (oxutdurmaq)
فارسی:
خوابیدن>>خواباندن
خواندن>>خوانداندن>>خواندانداندن
که تبدیل به چیزی خنده دار می شود
نبود فعل اسمی در فارسی:
در فارسی چیزی به نام فعل اسمی وجود ندارد. فعل اسمی به فعلی گفته می شود که با اضافه شدن یک وند به اسم معنی اسم را به فعل تغییر می دهد. در فارسی برای رفع این مشکل از افعال کمکی استفده می کنند.
مثال
ترکی:
قره( qərə)>> قره له مکqərələmək )>> ) قره لن مک(qərələnmək) >>قره لش مک (qərələşmək)
فارسی:
سیاه >>سیاه کردن >> سیاه شدن >>رفته رفته سیاه شدن
فقدان قوانین فنوتیکی در فارسی
زبان ترکی دارای قوی ترین قانون فنوتیکی یعنی قانون هماهنگی اصوات که اصوات را به اینجه و قالین تقسیم می کند است. در مقابل در فارسی قوانین فنوتیکی وجود ندارد و در اکثر موارد اصوات در افعال بشکل عامیانه بکار می رود
مثال عدم قانون فنوتیکی در فعل امر
در ایجاد فعل امر معلوم نیست که از کدام شکل بِ یا بُ استفاده خواهد شد
رفتن>>بُرو
مردن >>بِمیر
آمدن>>بیا
اجبار:
گلمه لی دی Gəlməlidi >>باید بیاید
گرک گله Gərək Gələ >> باید بیاید
گلمه لی یدی Gəlməli idi>>لازم بوده که بیاید؟؟؟
گلمه لی میش gəməlimiş >>؟؟؟
به علت طولانی بودن این کتاب از ادامه بحث خودداری می کنیم . فقط در پایان مثال هایی از ساختار ها و قواعد فعلی زبان ترکی -که واقعا فوق العاده هستند- و ترجمه فارسی آنها-که بدون هیچ گونه قانون و شکل ساختاری هستند - آورده شده است که در اکثر موارد حتی در فارسی قابل معنی کردن نمی باشد .به تغییرات شکل افعال توجه کنید
مصدر:
گلمک ( gəlmək) >>آمدن
امر:
گلسین gəlsin>>بیاید
التزام:
گله ( gələ) >>بیاید؟؟؟
نهی:
گلمه( gəlməsin) >> نیاید
مضارع اخباری:
گلیر( gəlir) >> می آید
مضارع اخباری استمراری:
گلیری( gəliri )>> دارد می آید
)مجبورا در فارسی از فعل کمکی داشتن استفاده میشود که از لحاظ معنی هیچ ربطی ندارد(
حال در گذشته:
گلیردی( gəlirdi) >> داشت می آمد
...............
گلیرمیش gəlirmiş >>داشته می آمده؟؟؟
ماضی:
گلدی( gəldi) >> آمد
ماضی نقلی:
گلیپ (gəlip) >>آمده
سوال ماضی نقلی:
گلیپدی( gəlipdi) >> آمده؟؟؟
ماضی بعید:
گلمیشدی( gəlmişdi) >> آمده بود
ماضی بعید استمراری:
گلمیشیدی( gəlmişidi) >>...؟؟؟
شرطی:
گلسه( gəlsə) >> اگر بیاید
آرزویی:
گلئیدی (gəleydi )>>ای کاش بیاید
توانایی1 :
گلر( gələr) >> می تواند بیاید
توانایی2 :
گله بیلر ( gələ bilər) >>می تواند بیاید
عدم توانایی:
گلنمز ( gələnməz) >>نمی تواند بیاید
گلنمزیمیش ( gələnməzimiş) >>نمی توانسته که بیاید؟؟؟
...........
گلنمیین( gələnmiyən) >>... ؟؟؟
آینده1 :
گلجاق( gələcəq)>> خواهد آمد
آینده2 :
گلجاقدی ( gələcaqdı) >>می خواست بیاید؟؟؟ >>ایستیردی گلسین ( (istirdi gəlsin
آینده در گذشته:
گلجاقیدی (gələcaqıdı)>>می خواست بیاید؟؟؟
آینده :
گلجاقیمیش ( gələcaqımış)>>می خواسته بوده که بیاید؟؟؟
...:
گلنمیه جاقیمیش gələnmiyəcaqımış)>>) نمی توانسته بخواهد بیاید؟؟؟
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
اين مرد يكي از خانهاي عشيره ايي قبيلهء ساپي مي باشد كه در عمرش هرگز خودرا نشسته ونمي شويد
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
احمدی نژاد خرفت پرویز بهمن دوباره چون گاو در حال نشخوار کردن شعری ظاهر شده باشد. این خرفت نتاند بفهمد زبان فارسی بی ریشه است، من تانم اینجا هزاران واژهٔ بیارم که ریشهٔ ترکی داشته باشند و در فارسی کاربرد داشته باشند. پرویز بهمن خرفت تانید ثابت کنید زبان فارسی فزونتر از ۱۵۰۰ واژه داشته باشد؟ خلاف ( فهرست فریتس ولف ) ثابت کن احمدی نژاد کودن
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
پنجم دیماه سالروز درگذشت آموزگار نیک ایران و جهان اشو زرتشت بزرگ:
«زرهتوشترهه سپتیتامهه اشانو فروشیم یزمیده»
بر فروهر پاک اشوزرتشت اسپنتمان درود باد
درگذشت اشو زرتشت بزرگ ایرانی در گاهشماری ایرانیان تبارمند پنجم دیماه است این روز را روز خورایزد میگویند. به نوشتار برخی از نوشتههای اوستایی اشو زرتشت خردمند در شهر بلخ بسر میبرد و در آتشکده شهر بلخ به راهنمایی و آموزش مردمان سرگرم بود و این هنگامی بود که گشتاسب کیانی، فرمانروایی آن سامان را بر دوش داشت. گشتاسب و پسرش اسفندیار از بلخ که پایتخت آن زمان بود بیرون رفته بودند و فرمانروای تورانیان ارجاسب، که دشمن دیرینه ایرانیان بود از زمان بدست آمده سود برد و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشگری بسیار به ایران فرستاد. لشگریان تورانی، دروازههای شهر بلخ را با همه دلاوریهای ایرانیان در هم شکستند و هنگامیکه اشو زرتشت ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش سرگرم بودند یورش آوردند و وی را کشتند. از زندگی پر بار ایشان ٧٧ سال میگذشت.
اشوزرتشت سراپای وجودش را فدای راستی کرد. اشوزرتشت با افشاندن جان خود به ما درس پایمردی، باورمندی، دلیری و از خودگذشتگی داد. چه تنها راست بگوی، اگرچه تکهتکه شوی و جان بر سر راستی نهی. ما در روزی که آن وخشور جان فدای راه اشا(راستی) شد، اندوهگین نمیشویم و در جداشدن او از ما شیون و زاری نمیکنیم زیرا کوشش آن وخشور از برای آن بود تا ما آدمها شادی افزاینده و اهوراداده را باور کنیم. ما در روز جانباختن اشوزرتشت میکوشیم تا با روان و فروهر تابناک آن وخشور در شادیهای زندگی همپیوند و همبهره، و در راه اشا همازور شویم. پیام مینوی اشوزرتشت تا به جاودان در اندیشه و مهر او همواره در دلهای ما جای خواهد داشت.
هزارههاست كه از این رخداد میگذرد و بیگمان باید بود بر گذر زمان. اما آنچه در این میانه، بوده، هست و خواهد بود و یاد اشوزرتشت و نامش را تاكنون ماندگار كرده، پیامی است كه برای جهانیان داشت. اشوزرتشت از خدای خرد گفت كه یكتا بود و بیهمتا، هستیبخش و دانا. خدایی كه اهورامزدا مینامیدش. اهورامزدایی كه در خرد خود، جهان را آفرید و آفرینش را هنجار داد. سرور دانایی كه همهی آفریدگان را به نیروی دانایی و كاردانی خود میآفریند، نگاه میدارد و به هنجار میرساند؛ خداوند جان و خرد.
یاد و نامت بزرگ مرد خردمند جهان همیشه جاودان است و در اندیشه ی مردمان نیک میماند و همواره دلهای مردمان نیک برای راستی و درستیهای تو می تپد.
ای پاکمرد وارسته ای جاودان آموزگار اهورایی
اخگری بی افروز بر این تاریکی سرزمینمان
ای جاودان آموزگار نیک ، ای زرتشت آریایی
روشنایی را هویدا کن بر دل سیاه شده ایرانزمین
ای که سروده ها و آموزهای نیکت دلنشین است
ای که در آن آزادگی و آبادانی , برابری و خردمندیست.
میستایم اندیشه و گفتار و کردار نیکت رانیکخوی ایرانی.
***********************************
سروده فردوسی توسی در شاهنامه هنگام یورش ددمنشانه تورانیان:
از آنجا به بلخ آمد سپاه / جهان شد ز تاراج و کشتن سیاه
نهادند سر سوی آتشکده / بر آن کاخ و ایوان زرآژده
همه زند و اّستا همی سوختند / چه پر مایه تر بود بر توختند
ورا هیربد بود هشتاد مرد / زبانشان ز یزدان پر از یاد کرد
همه پیش آتش بکشتندشان / ره بندگی بسر نوشندشان
ز خونشان بمرد آتش زردهشت / ندانم چرا هیربد را بکشت.
درود بر روان پاک و سپنتایت نیک مرد اندیشمند و فرزانه
(برداشت از: برگه اشو زرتشت خردمند و کورش بزرگ) — با Khosro Pasargad، بیتا آپادانا، پاپک خرمدین و پاینده ایران.
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
خرد خود را از خدای جان و خرد ایرانی، اهورامزدا که در همه ی نیکیهاست بگیر.
آموزه های نیک و شاد زندگی را با اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک از آموزگار نیک ایرانی، زرتشت خردمند بگیر.
شکوه و بزرگی ایرانی را از ابر مرد نیک ایرانی، کورش بزرگ بگیر.
آزادگی و برابری ، آبادانی و پیشرفت، مهرورزی و شادمانی ، دوستی و آشتی با جشنهای زیبا را در فرهنگ نیک ایران زمین جستجو کن و فرا بگیر.
اندیشه شما همیشه نیک و پاک
گفتار شما همیشه نیک و شیرین
کردار شما همیشه نیک و همیشگی
تن شما همیشه تندرست و سالم
روان شما همیشه شاد و آرامش
دل شما به یک رنگی چون سپید
درازای زندگانی و سالهای زندگی همیشه به درازای شب چله
جشن زیبای شب چله شما خجسته و شادباش
(برگه: فرهنگ نژاده ایران کهن - خسرو پاسارگاد) — با پاپک خرمدین، بیتا آپادانا و Khosro Pasargad.
پسندیدم · · اشتراکگذاری · دسامبر 21, 2013
بررسی تولد زبان فارسی – ۲
جشن شب چله خجسته باد
همانندیهای شب چله ایرانی با جشن کریسمس فرنگی:
بسیاری از آیینهای جشن کریسمس فرنگیها برگرفته از فرهنگ باستانی ایران کهن است. کليسا به پیروی از زایش مهر در باور باستانی ایران، زادروز عيسا مسيح را در ۲۵ دسامبر میگيرد اما از نوشته های نسک انجیل چنین بر میآيد كه زایش عيسا مسيح در بهار یا پاییز بوده است. سروی كه برای عيسا تزیين میكنند همان سرو برافراشته آیین مهر ایرانی است كه شب چله با دو رشته زرین و نقره ای به نماد ماه و خورشيد تزیين میشده است.
واژه دسامبر به چم ماه دهم است كه در سالنامه میلادی، ماه دهم دسامبر نیست وانگه با گاهشماری ایرانی هماهنگ است. سان دی (يكشنبه) كه روز مقدس مسيحیان است به چم روز خورشيد و واژه دی در انگلیسی به چم روز، از واژه دی به چم آفریدگار در اوستا و از ديماه گرفته شده است که هنگام سر زدن خورشید جوان است. جورابهايی كه بابا نوئل در آن ارمغانی میگذارد همان جورابهايی است كه در شمال ایران بچه ها برای هديه گرفتن به درِ خانه ها ميبرند. دودكشی كه بابا نوئل از آن پایين میآيد همان روزنه ای است كه روستاهای كُرد نشين و شمال كشور هنوز هم روی بام خانه ها دارند و شالی را از آن به پایین میفرستند كه آنرا به شال ببندید. جامه سرخ رنگ بابانوئل رخت مهر ایرانی و سرخ رنگ است، سرخی آسمان به هنگام آمدن و رفتن خورشید و سورتمه آن گردونه مهر است.
غسل تعميد هم بر گرفته از شستشو در آیين مهرایرانی است. كُنده ای كه شب کریسمس در شومينه ها میگذارند و به آن yole log میگویند كنده ای بوده كه ایرانیان در شب چله میسوزاندند و همه دور آن گردآمده شادی و پایکوبی میکردند. بسیاری از اینگونه ویژگیها برگرفته ازباورهای شب چله باستانی ایران است، کریسمسی كه هم اکنون با شکوه فراوان در اروپا و آمریکا جشن گرفته میشود و از نظر بازرگانی سود فراوانی را برای جهان غرب به ارمغان آورده است.
آیینی جز ماندگاری فرهنگ و باورهای کهن ایرانی نيست. باید بی اندیشیم که بر ما ایرانیان چه گذشته است که از جشنها و سنتهای باستانی خود بیگانه شده ایم. شایسته است تا بر شکوه باورهای نیاکان خود باورداشته باشیم. (کورش نیکنام)
بیدار شو ایرانی زیرا که جشنهای نیک و شاد ایرانی را از تو گرفتند و بجایش دین پلید تازی را با سوگورای و فرومایگی و... را در سرزمینت گسترش دادند. برخیز تکانی بخور برخیز و جنبشی داشته باش — با Khosro Pasargad، پاپک خرمدین، بیتا آپادانا، Kasra Niknam، Avesta Haghshenas، Behrouz Karimi، Garshasb Pishdadi، پاینده ایران و Arash Fa.
پسندیدم · · اشتراکگذاری · دسامبر 21, 2013 · ویرایش شده